یادداشت ۲۱۵۱/ به توپ بستن مجلس
پاینده ایران
یادداشت ۲۱۵۱
به توپ بستن مجلس
لیاخوف ، مجلس شورای ملی را به توپ بست و نهاد غیر قانونی " سران سه قوه" مجلس شورای اسلامی را .
جمهوری اسلامی با اتکا بر نهاد غیرقانونی " سران سه قوه" مجلس نیمبند را نیز از کار انداخت و در حقیقت به گفتهی نمایندهی تفت ، ناقوس مرگ آن را به صدا درآورد !
در مورد به توپبستن مجلس شورای ملی ، نمایندگان به همراهی مردم بپاخاستند و سرانجام استبداد صغیر را در هم کوبیدند و سپس محمدعلی شاه یا کسی که فرمان به توپ بستن مجلس را داده بود ، از سلطنت خلع کردند و از کشور راندند .
اما در مورد اخیر ، یکی از توپچیان رییس مجلس شورای اسلامی است که خود را به جای " سر " جا زده است .
با وجودی که در دو اصل پایانی قانون اساسی جمهوری اسلامی ، از سران سه قوه نام برده شده است ، باید بدانیم که قوهی مقننه (قانونگزاری) " سر" ندارد و رییسمجلس تنها ناظم جلسههای مجلس و رییس کارکنان مجلس است ، نه نمایندگان. او نیز مانند دیگر نمایندگان، تنها دارای یک رای میباشد و وکالت تامِ بلاعزل از نمایندگان ندارد !
احمد توکلی از پرورشیافتگان جمهور ی اسلامی ، در این باره مینویسد :
این روش اداره دولت، ضمن آنکه با اصول ۵۲ و ۵۳ قانون اساسی تعارض دارد، بسیار شباهت به رفتار معتادی دارد که نیازمند تهیه هزینه موادش است. او اوایل اعتیاد درآمدش را صرف خرید مواد میکند اما پس از آنکه درآمدش کفاف نمیکند، مشغول فروش اموال و اثاث خانهاش میشود.
فاجعهآمیزترین بخش مصوبه، بند «۵» آن، یعنی «مصونیت قضایی اعضای هیأت و مجریان تصمیمات آن» است.
صدای فروافتادن تشت این بند چنان بلند بودهاست که چرت بیحوصلهترین افراد را هم پاره کرده است. چنین حکمی چه تفاوتی با «کاپیتولاسیون» دارد؟ البته یک فرق دارد و آن مصونیت برای مدیران سیاسی دارای امضای طلایی!
این طرز برخورد با مجلس شما را به یاد رفتار مستبدانه سالهای اول مشروطه نمیاندازد؟! از مشروطه تا امروز چند نفر برای تشکیل مجلس مردمی و آزادمنش به شهادت رسیدهاند؟ چه پاسخی برای آنها داریم؟
یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱ - هوشنگ طالع
hotale@