یادداشت روز (22)


ایران ، نیازمند "انسان ایرانی "‌است

چند روز پیش یکی از روزنامه‌های دولتی که بدون هرگونه نظارت و پاسخ‌گویی در برابر مردم ، دارایی و سرمایه‌ی بزرگی از ملت ایران رادراختیار دارد ، در نوشتاری پیرامون مساله‌ی فرارمغزها یا ترک نخبگان ، دولت وقت رامسؤل آن دانسته بود . باید گفت که البته دولت نهم و دهم مسؤل بخشی از آن است و نه مسؤل همه‌ی آن .

درمقاله یادشده در روزنامه اطلاعات ضمن پرداختن به مساله‌ی مهم مدارک دانشگاهی ، به مساله‌ی فرارمغز‌ها نیز پرداخته شده بود و آن رانتیجه سوء مدیریت دولت دانسته بود که بخشی از آن درست و بخشی نادرست است.

فارغ‌التحــصیلان درهر مــرحله از آمــوزش ( از کودکستان گرفته تا دانشگاه ) فــرآورده‌ی کــارخانه‌ای هستند به نام‌« آموزش وپرورش - آموزش عالی » . فرآورده‌ی این کارخانه « انسان ایرانی »‌نیست که ریشه دراین « خاک » داشته باشد .

 دستگاه آموزش وپرورش ( از کودکستان گرفته تا آموزش عالی ) درپی آن نیست که انسان ایرانی تربیت کند ؛ بلکه بانفی ارزش‌های ملی ، نفی تاریخ وفرهنگ رخشا و کهن این سرزمین وبه گفته‌ی بهتر نفی ناسیونالیسم ایرانی ، می‌کوشد تا انسان‌هایی بدون هویت ایرانی و گسسته از این تاریخ و فرهنگ و سرزمین یا به گفته‌ی درست‌تر : انسان‌هایی که ریشه دراین خاک ندارند ، تربیت کند .

این مساله مربوط به دولت احمدی‌نژاد یا دولت‌های به اصطلاح اصلاحات و سازندگی نیست ؛ بلکه مساله‌ی نظام جمهوری اسلامی است که دولت‌های یادشده یا پیش از آن‌ها ، تنها مجری برنامه‌های نظام بوده و هستند .

چنان‌که اشاره شد ، محور اصلی نظام آموزش کشور نفی ایران‌گرایی ، تاریخ و فرهنگ والا وکهن این سرزمین و به کوتاه سخن : ناسیونالیسم ایرانی است . ازاین رونباید شگفت زده شویم ، هنگامی که برخی از نخبگان فارغ التحصیل این نظام آموزشی « ضدملی » آماده‌اند که دانش ودانسته‌های خودرا به بهای بیش‌تر به بیگانگان بفروشند .

نظام آموزشی موجود پیوندهای « خون وخاک » رابه آنان نیاموخته است ؛ بلکه می‌کوشد تاهمه‌ی احساس‌های میهنی و ناسیونالیستی را درآنان نابود کند .

درآن صورت چرا شگفت‌زده می‌شوند هنگامی که شماری از نخبگان دانش‌آموخته دراین نظام آموزشی ضد‌ملی که خریداران زیادی دربیرون از مرزها دارند ، خودرامی‌فروشند و ترک میهن می‌‌کنند .

چرا این « سیراب شدگان » از سرمایه‌های هنگفت ملی که بدون حساب وکتاب دراختیارآنان قرارگرفته است و تنها وتنها به دلیل رابطه و نه ضابطه با گزینش‌های آن چنانی ، روزنامه‌نویس ، ستون نویس ، دبیر و سردبیر و ... شده‌اند وسهم بسیاری در نفی ارزش‌های ملی ، نفی تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین و ناسیونالیسم ایرانی دارند ، به این مساله نمی‌پردازند که چرا در هر کشتی که در اقصای استرالیا و نیوزیلند غرق می‌شود شماری «پناه جوی » ایرانی وجود دارد ؟ ‌چرا از خود نمی‌پرسند که این انبوه «غیرنخبگان » که در ترکیه و مالزی و اندونزی و ... درانتظار « پناهندگی» نشسته‌اند ، چرا از میهن خود می‌گریزند‌؟

البته اگراز تک‌تک آنان بپرسید ، به عنوان پاسخ مسایلی مانند حجاب اجباری ، نبود ماهواره، نبود تفریح وزیادی عزا وعزاداری و ... رامطرح می‌کنند ؛ اما مساله‌ی اصلی همان انحراف نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی از موازین ملی و ناسیونالیسم ایرانی است . این نظام به جای پرورش « انسان ایرانی »‌انسان‌هایی بی‌ریشه وبریده از اصل خویش تربیت می‌کند‌.

13امردادماه 1392

هوشنگ طالع‌