یادداشت روز ( 20 ) - وکالت : بلاعزل و سفید امضاء
یادداشت روز ( 20 )
وکالت : بلاعزل و سفید امضاء
در هر عقد وکالت، اصل بر قابل عزل بودن وکیل است. یکی از موارد روشن برای عزل وکیل ، عدم انجام گفتههای وکیل برابر موکل ( موکلین) است. حقوقدانان متفقالقولاند که عقد وکالت از عقود جایز ( قابل عزل ) است.
از مصادیق بارز انعقاد عقود وکالت، همان برگزیدن مقامهای انتخاباتی، از شورای روستایی گرفته تا ریاست جمهوری است. آنان باید به آن چه که به موکلین خود وعده دادهاند، پایبند بوده و عمل کنند.
امـا در نظـامهای حـکومتی رایج درجـهان که بـر پایهی " صندوق رای" شکل گرفتهاند و در اصـطـلاح به آنها " دمــوکراسی " میگویند، مــردم به پای صندوقهای رای کشانده میشوند وازآنان با ترفندهای گوناگون ( بسته به کشور وفرهنگ حاکم یاشکل حکومت حاکم ) وکالت بلاعزل و سفید امضا میگیرند.
وکالت بلاعزل یعنی این که رای دهندگان پیش از سر آمدن دوره (4 یا 5 سال و درمواردی بیشتر) حق عزل وکیل را ندارند . "سفید امضا" ازاین نظر که در وکالت نامه، مورد وکالت ( یا قولهای داده شده درتبلیغات انتخاباتی ) قید نمیگردد . درنتیجه وکیل در برابر موکل ( موکلین ) خود هیچ گونه مسؤلیتی ندارد .
مردم درانتخابات ازسطح شوراهای روستایی تا ریاست جمهوری، با اتکا به گفتههای شفاهی در تبلیغات انتخاباتی که به طور معمول بسیار" پر آب و رنگ " اند ، باانداختن آرای خود به صندوقها به شخص یا کسانی وکالت بلاعزل و سفید امضا میدهند .
برای مثال : باراک اوباما به مردم قول داد که درصورت برگزیده شدن، زندان گوانتانامو را میبندد و به اشغالگری و جنگ خاتمه میدهد ؛ اما او به هیچ یک از گفتههای خود عمل نکرد و حتا به لیبی لشگرکشید ، در سوریه مداخلهی آشکارنظامی کرد و برکشتار و تجاوز وسیلهی هواپیماهای قاتل افزود و ...
در فرانسه " اولاند " ( هلند ) با دادن " وعدههای سر خرمن " به مردمی که براثردامنه دارشدن بحران اقتصادی سخت از آینده بیمناک بودند وهستند، آرای بیشینه رابه دست آورد ؛ اما پس از انتخابات به هیچ یک از وعدههای خود عمل نکرد؛ بلکه از خزانهی تهی و مقروض مردمی که بسیاری از آنان " دست به دهان " هستند و بیخانمان ، به کشور مالی لشگرکشی کرد ، جنگ افزار و آدمکش به سوریه گسیل داشت و ...
دریونان و پرتغال مردم نمایندگان مجلس رانمیخواهند؛ اما سازوکار آشتیجویانه برای بر کنار کردن آنان وجود ندارند تا بتوانند از "شر" این وکیلان رها شوند .
دراسپانیا آشکارشده است که" ماریانا راخوی" نخست وزیر این کشور و بیشینهی وزیران و سر کردکان حزبش ، سالهاست که از صندوق حزب دزدی میکنند؛ اما چون سازوکار آشتیجویانهای برای عزل وکیل( پس گرفتن رای) وجود ندارد با کمال گستاخی به مردم میگوید : " من تسلیم فشار نمی شوم واستعفا نمیکنم ".
دراین میان مصریها که تجربهای هم در دموکراسی ندارند ، بهتر از دیگران متوجه این نقیصه شدند. اگر سازوکار"مصری" مورد پذیرش جوامع گوناگون قرارگیرد و " قانون مند " گردد ، بسیار راهگشا خواهد بود .
مردم مصر برای رهایی از دیکتاتوری به پا خاستند ، مبارزه کردند ، سختیهاکشیدند ، کشتهها دادند و سرانجام پیروز شدند؛ اما یک لحظه کوتاهی کردند و درانتخابات ریاست جمهوری شرکت نکردند و درنتیجه اقلیتی کوچک با اندکی رای پیروز شد . پیروز میدان نامزد تشکیلات نیمه سری – آشکار اخوان المسلمین ( یابه باور بسیاری اخوان البریتانیا ) بود. حکومت اخوان المسلمین دیکتاتوری زمینی " مبارک " را با دیکتا توری دینی درهم آمیخت که پس از گذشت یک سال ، دیگر برای مردم قابل تحمل نبود . مردم مصر با جمعآوری22 میلیون امضا از " مرسی " خواستند که انتخابات زود هنگام برگزارکند . اما مرسی با استناد به منطق نادرست" وکالت بلا عزت و سفید امضا" دربرابرخواست مردم مقاومت کرد . مردم نیز از ارتش خواستند تا او را برکنار کند و این کار انجام شد ( مانند توسل به کلانتری در موارد خصوصی ) .
برای اینکه بتوان دموکراسیهای امروزین را که ملهم از" دموکراسی آتنی یاحکومت اقلیت براکثریت ( اولیگارشی / جرگهسالاری) زیرعنوان نظامهای دو حزبی یا چند حزبی ، حکومت تک حزبی تودهای یا دینی و... ، مردم سالاری نامیده شوند ، افزون بر آزادی در برگزیدن و بر گزیده شدن، باید مردم هرزمان که بخواهند، بتوانند وکیل خود راعزل کنند یعنی رای خود را پس بگیرند . وکیلان نیز در ردههای گوناگون از سطح روستا تاسطح ریاست جمهوری باید برنامهها و وعدههای خود را نوشتاری دستینه ( امضاء) کرده و به عنوان مورد وکالت ( البته غیرازآن چه درقانون دیده شده است ) تحویل رای دهندگان دهند .
هرگاه چنین نظاماتی برقرارگردد ، دیکر کس یا کسانی وعدههای دروغ تحویل مردم نخواهد داد و به جای" آب "، " سرآب " نشان مردم نخواهد داد .
پنجم امردادماه 1392
هوشنگ طالع