پاینده ایران 
یادداشت ۱۹۳۹
آیا پشتش به گراند لژ اسکاتلند بود ؟!

جمهوری اسلامی با ترفندهای بسیار و مهره‌چینی‌های دل‌خواهد ، حسن روحانی را به ریاست جمهوری اسلامی منصوب کرد و شد آن‌چه نمی‌بایست می‌شد . حتا در دور دوم ، انگشتری بنفش به یاری روحانی آمد . 
بانشاندن حسن روحانی بر کرسی ریاست‌جمهوری اسلامی ، حلقه‌ی عبودیت برجام را بر گردن کشور افکندند ؛ مسکن مهر را ایستا کردند تا بهای مسکن چنان افزایش یابد که برای مردم حکم " کیمیا" را پیدا کند ؛ با نشاندن دوباره‌ی بیژن‌زنگنه بر کرسی وزارت نفت ، دلیل لازم برای محکومیت ایران در مساله‌ی کرسنت را به دادگاه ارائه نمودند ؛ در مساله گران کردن بنزین ، به عمد شورش درست کردند و گروهی هم کشته شدند ؛ تا جایی که شد صنایع را تعطیل کردند و با واردات آن‌ها را به تعطیلی کشاندند ؛ ۶۰ تن زر را حراج کردند و نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار را به بهانه‌ی تنظیم بازار به باد دادند و ...
اما با وجود اعتراض‌ها و روشن‌گری‌ها ، آب از آب تکان نخورد و هر روز با نخوت بیش‌تر و پررویی افزون‌تر از کار خویش تعریف کرد و تا توانست وعده‌ی دروغ داد و ...
این در حالی است که رهبر‌جمهوری اسلامی ، مجلس شورای اسلامی ، شورای عالی امنیت‌ملی ، مجمع تشخیص مصلحت نظام ، قوه‌ی قضائیه،  سازمان بازرسی کل کشور ، دادستان کل کشور و ... می‌بایست نظارت می‌کردند و نمی‌گذاشتند ، کار به این‌جا بکشد ؛ اما گویی پشت او به " کوه اوحدِ" نوین بود !
اما پس از پایان دوره ریاست جمهوری حسن روحانی ، مساله کرسنت پی‌گیری می‌شود و بیژن زنگنه بازجویی می‌شود ، دولت وعده‌ی ساخت سالی یک میلیون مسکن می‌دهد و نامه‌ی محرمانه‌ی رهبر جمهوری اسلامی در باره‌ی گرانی بنزین منتشر می‌گردد و کمیسیون اصل نود مجلس صدها مورد شکایت از حسن روحانی را به قوه‌ی قضائیه می‌فرستد و ...
حامیان حسن روحانی چه نیروهائی بودند و چه شده که اکنون پس از نبود او در قدرت ، به فکر " پرده‌درانی" افتاده‌اند ؟!
یک‌شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ( ماه کورش بزرگ ) - هوشنگ طالع

hotale@