پاینده ایران
یادداشت ۱۸۳۲

مناظره : چو در بسته باشد ، نداند کسی / که گوهر فروشی است یا پیله ور 

راستی را ، مناظره‌ی " استصوابی‌ها " بسیار ننگ‌آور بود . یک تن از استصوابی‌ها ، فاش کرد که یک تن دیگر تنها تصدیق ششم ابتدایی دارد و دیگری هم با احضار استادان به دفتر خود ، دکترا گرفته است
و دیگری که از روی یادداشت می‌خواند ، در پی برپایی دولت سوم خاتمی است ؟! و گاهی می‌گفت : اقتصاد صنعتی خوانده‌ام و گاهی مدعی بود که از کودکی " آچار به دست بوده " و زمانی می‌گفت ، مدیربت خوانده و آخر سرهم الگویش آلمان ( آلمان هیتلری؟! ) و برای رای جمع‌کردن ، مثلِ ترکی زد .
دیگری می‌گفت که دیگران پوششی اند و مرا تهدید می‌کنند و از وضع موجود ناراضی بود ، در حالی‌که خودش در مسند ریاست بانک مرکزی ، این اوضاع را به وجود آورده است .
سردار رضایی میرقائد نیز هنوز که هنوز است در پی تجزیه‌ی ایران با فدرالیسم اقتصادی است که این بار نامش را گذارده " ایالتی " و می‌گوید بار دیگر سینه‌اش را سپر بلای مردم ایران کرده است ؟! 
البته بار یکم که سینه‌اش را سپر بلای مردم ایران کرد ، چند ده هزارتن از بهترین فرزندان ایرن را به کشتن داد و به اسارت دشمن داد و جانباز نمود . این بار در پی آن است تا با فدرالیسم اقتصادی و ترویج قوم‌گرایی ، کشور را به نابودی بکشد ؟!
رئیس کل بانک مرکزی که بازها خستو شده بود که روزانه میلیاردها اسکناس چاپ کرده و به بازار تزریق کرده است و در عدم نظارت او بر بانک‌ها ، بانک‌ها به بنگاه‌داری ادامه داده و می‌دهند ، با تقلید از " نوچه‌ی آدولف هیتلر " برای رای بیش‌تر ، او هم شروع کرد به ترکی حرف زدن ؟!
شاید می‌خواهند کاری کنند که مردم بگویند همین روحانی را نگهدارید ، ما از خیر رییس جمهور تازه گذشتیم
یک‌شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۴۰۰ - هوشنگ طالع

hotale@