یادداشت روز (‌   18  )




خون شهیدان 30 تیر می جوشد

دیروز غروب (30 تیر 1392 ) به سنت هرساله به زیارت شهیدان 30 تیر رفتیم . گرچه پنج شش سال بود که نیروهای پلیس و لباس شخصی‌‌ها از زیارت شهیدان درروز 30 تیر جلوگیری می‌کردند.

هرباردیدن آرامگاه شهیدان 30 تیر که هرکدام عنوان پرافتخار و رشک برانگیز " شهید راه وطن " رادارند ، سخت دل‌گیر و غم‌انگیز است . آرام‌گاه پس از کودتای 28 امرداد به صورت نیمه خرابه در آورده شد و باوجودی که بیش از سی سال از سقوط حکومت کودتا می‌گذرد، بر ویرانی آن افزوده شده است .

شادروان دکترمحمد مصدق پیشوای ملت ایران درمبارزه برای ملی کردن صنایع نفت درسرتاسر کشور، وصیت کرده است که او را درکنار شهیدان 30 تیر به خاک سپارند. ازاین رو تخته سنکی نیز به عنوان نماد آرام‌گاه وی در آن جا برپا کرده بودند رژیم پیشین اجازه‌ی این کار را نداد و در جمهوری اسلامی با تیشه‌ی " تعصب کور " آن تخته سنگ را درهم شکستند و در همان جا رها کردند و دراین سی وچند سال نگذاشتند که خانواده‌ی شهیدان ، هم رزمان و یاران شهیدان  و نیز دوستاران وعاشقان این نیاخاک باهزینه‌ی خود آن جا را بازسازی کنند ؛ بلکه در ویرانی بیشتر آن نیز کوشیدند.

در میان یاران که به زیارت شهیدان رفتیم ، از جوان‌ها بودند تا من و بهاالدین هاتفی که در روز 30 تیر درمیدان بهارستان بودیم . بهاالدین هاتفی از اندامان پایگاه دبیرستان البرز بود و 13 ساله  و امروز هفتاد وچند ساله . دوستان آرام‌گاه شهیدان راشستند و برآن‌ها گل گذاردند و شادی روانشان را از خدای بزرگ خواستار شدند.از آن جا به دیدارعشقی شاعرملی و دیگر بزرگان رفتیم . برآرامگاهشان آب ریختیم وگل گذاردیم . سپس به دیدار معلم اول ناسیونالیسم ایران دکتر محمد رضا عاملی تهرانی رفتیم . آرامگاهش را شستیم وبر آن گل گذاردیم . دوستان دوربین فیلم برداری همراه نداشتند ؛ اما لباس شخصی ها مفصل فیلم برداری کردند . چه خوب است نسخه ای هم به ما بدهند و هزینه اش را دریافت کنند.

هنگامی‌که بر آرام‌گاه شهیدان 30 تیر لحظه‌ای باخود خلوت کردم ، بی اختیار به یاد این رج شعر خاقانی شروانی افتادم :

 ما بارگه  دادیم ، این رفت ستم  برما

 برقصرستم کاران تا خود چه رسد خذلان        

بودیم و دیدیم که بر قصر ستم‌کاران چه رفت و خواهیم بود و خواهیم دید ک بر قصر دگر ستم کاران چه خواهد گذشت .

   31  تیرماه 1392

    هوشنگ طالع