از دفتر خاطره‌ها (۲۷ )

از مسجد ساده‌ی محله تا رستوران درباری

در دهه‌ی ۴۰ بخشی از زمین‌های در مالکیت ارتش در شمال سرشته‌داری ارتش ( بوستان امروزین هنرمندان ) را برای خانه سازی به ارتشی‌‌ها واگذار گردند . نخستین ارتشی که اقدام به ساخت خانه در این زمین‌های واگذاری کردند ، آقای سرهنگ غلام‌رضا کامیار گیلانی بودند که خیابان هم به نام ایشان " کامیار " نام‌گذاری شد که پس از انقلاب ، آذرشهر  نام گرفت .
آقای سرهنگ کامیار برای ساختن مسجدی در این محله پیش‌گام شدند و با حمایت مالی دیگر افسران ، بالاتر از خیابان کامیار در کوچه‌ای میان خیابان ایرانشهر و سپهبد زاهدی ( سپهبد قرنی امروز ) ، با خرید زمین کوچکی ، مسجد کوچکی برای محله بنا کردند .
انقلاب شد و رفته رفته ، مسجد هم از شکل و شمایل اولیه‌ بیرون آورده شد . زمین‌های اطراف را خریدند و مسجد را بزرگ کردند ، به گونه‌ای که کوچه را بند آوردند ؛ آسانسور گذاشتند و زیرزمین‌های " تو در تو " و یک بخش بزرگ آن را به رستورانی اجاره دادند . در حالی که  گفته می‌شود :  آب و برق و گاز مسجد مجانی است ؟!
رمضان‌ها که همه‌ی خوراک‌پزی ها و رستوران‌ها و ... را می‌بندند ، رستوران باز بود و خوراک گرم بیرون‌بر ، دست مشتری‌ها می‌داد یا به گفته‌ی بهتر : مسجد ، از روزه‌خواری درآمد ایجاد می‌کرد ؟! 
با آغاز به کار رستوران قجری در بالای خیابان ایرانشهر،  رستوران مسجد از سوی رستوران قجری اجاره شد و مسجد رنگ و بوی درباری گرفت . نگاهی به صورت غذای قجری ، ما را شگفت زده می‌کند . صورت غذا ۴ بخش دارد : شاهانه قجری ، دیگ‌پز درباری ، سبک درباری و همراه درباری . و نام برخی از خوراک‌ها عبارتند از : ته‌چین سینه درباری ، ته‌چین بره درباری و ... شما می‌توانید این درباریان و قجریان را در مسجد کوچک دیروز که امروز بدل به سازه‌ای عظیم و پول‌ساز گردیده ، تحویل بگیرید .   
نه تنها نامی در این مسجد از بانیان آن نیست ، همان‌گونه که گفتم برای پاک کردن پیشینه حتا نام خیابان کامیار را نیز به 
" آذرشهر " دگرگون کردند ؟!
امرداد ماه ۱۳۹۹ - هوشنگ طالع

hotale@