از دفتر خاطره‌ها ( ۲۷ )
اقتصاد توحیدی در دو پرده
پرده یکم : تهران - کاخ مرکزی سازمان برنامه و بودجه

اگر درست به خاطر داشته باشم ، بامداد ۲۳ یا ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ بود که به درخواست من ، گروهی از مدیران سازمان برنامه و بودجه ، برای بررسی وضعیت در اشکوب ششم کاخ مرکزی ، گرد هم آمدند . هنوز حاضران در حال خوش و بش بودند که آقای محمد‌جواد صراف رییس یکی از دفاتر  معاونت  بودجه که در آن سوی میز نشسته بودند ، با صدای بلند از من پرسیدند که آیا اقتصاد توحیدی آقای بنی‌صدر را خوانده‌ام . با این پرسش ، سکوتی بر نشست حاکم شد . 
در پاسخ گفتم ، آری نگاه کوتاهی به آن افکنده‌ام و در همان نگاه کوتاه متوجه شدم که این نظریه در حکم فرزند ازدواج  یک لکوموتیو با یک قورباغه است .
برای این کار باید به لکوموتیو ، جان ببخشیم و اگر موفق به این کار شدیم ، یا قد و قواره‌ی لکوموتیو را با قد و قواره‌ی قورباغه همسان سازیم یا قورباغه را به قد و قواره‌ی لکوموتیو برسانیم . هرگاه در این کار هم موفق شدیم ، ممکن است هردو از یک جنس باشند و ازدواج آن‌ها ، امکان پذیر نباشد که باید وارد مرحله‌ی تغییر جنسیت شویم . هرگاه همه‌ی این موارد را با موفقیت پشت سر گذاردیم ، و فرزند این جفت سالم به دنیا بیاید ، نظریه‌ی اقتصاد توحیدی آقای بنی‌صدر محقق می‌گردد . 
پس از نشست ، دلیل پرسش آقای محمدجواد صراف را در نیافتم ؛ اما با انتصاب ایشان از سوی ابوالحسن بنی‌صدر وزیر دارایی دولت بازرگان به معاونت این وزارت‌خانه ، پاسخ خود را یافتم .  


پرده‌ی دوم‌ : شهر پاریس - خانه آقای مهندس حسین ملک

در ماه‌های پایانی سال ۱۳۵۹ که به ناچار از ایران بیرون رفته بودم ، در شهر پاریس پس از سال‌ها آقای مهندس حسین ملک را دیدم . ایشان برادر ناتنی آقای خلیل ملکی همسر خاله‌ی من بانو صبیحه گنجه‌ای بودند . 
ایشان کارمند وزارت کشاورزی بودند و با معرفی ان وزارت‌خانه ، به سازمان کشاورزی و خواروبار سازمان ملل( فائو ) پیوسته بودند و در سال‌های۱۳۴۲ تا ۱۳۴۳ که از سوی سازمان فائو  مامور خدمت در ایران شده بودند ، دو باره ایشان را دیدم .
از فرجامین دیدار ، سال‌ها می‌گذشت و ایشان بازنشسته شده بودند .از دیدنشان شادمان شدم .ایشان در آن هنگام به تشکیلات شاپور بختیار پیوسته بودند و در حقیقت نظریه پرداز تشکیلات آقای بختیار به شمار می‌رفتند و از دید سیاسی با ۳۶۰ درجه چرخش ، از مارکسیسم به گونه‌ای از شوونیسم گرا‌دیده بودند به گونه‌ای که واژه‌ی شاهُنشاهی از زباشان نمی‌افتاد تا جایی که شیوه‌ی آبیاری در ایران باستان را نیز شیوه‌ی آبیاری شاهُنشاهی عنوان می‌کردند . ایشان استدلال می‌کردند که زنجیره‌های شاهنشاهی در ایران از میان ایلات برخاسته‌اند و ضمنی این معنا را می‌رسانیدند که چون شاپور بختیار وابسته به ایل بختیار است ، می‌تواند در این زنجیره قرار گیرد ؟!
روزی آقای مهندس حسین ملک مرا به خانه‌شان دعوت کردند . از هر دری از دیروز و امروز سخن به میان آمد تا ایشان گفتند که روزی ابوالحسن بنی‌‌صدر به دیدنم آمد و چون می‌دانست که من زمان درازی است روی مسایل اقتصادی ایران کار می‌کنم ، به من گفت که دست‌نوشته‌هایم  را برای پایان نامه‌اش نیاز دارد و منهم دست‌نوشته‌ها را در اختیارش قرار دادم . سپس که کتاب اقتصاد توحیدی که گمان کنم برگردان پایان نامه‌اش بود منتشر شد ، متوجه شدم که همه‌اش نوشته‌های من است که او با تغییر عنوان به نام خودش جا زده است . هرچه اصرار کردم دست‌نوشته‌های مرا پس نداد و منکر کپی‌برداری از نوشته‌هایم شد ، همراه با یک لبخند مرموز ؟!
هوشنگ طالع - تیرماه ۱۳۹۹