یادداشت روز (15) / حقوق نمایندگی
یادداشت روز (15)

حقوق نمایندگی
درچند روز گذشته ، در خبرها آمده بود که گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرحی را به مجلس داده اند که حقوق و مزایای نمایندگی مجلس دایمی ومادام العمر شود.
از آن طرف باز در خبر ها آمده بود که پنچتن از نمایندگان مجلس ملی فرانسه با توجه به برنامههای ریاضت اقتصادی دولت این کشور، طرحی ارایه کردند که برای همدردی با مردم که از مشکلات اقتصادی رنج میبرند، از حقوق نمایندگان کاسته شود. طرح این پنچ تن از سوی همهی گروههای پارلمانی ( حتا فراکسیون متبوع خودشان ) مورد " تاخت و ساز " قرار گرفت .
در دورهی بیست و دوم مجلس شورای ملی ، کارپردازی مجلس ، طرحی ارایه کرد که بر پایهی آن قرار شده بود که مبلغ 1500 تومان به حقوق نمایندگان افزوده شود و این مبلغ هرسه ماه یک بار پرداخت گردد. درآن زمان حقوق نمایندگان مجلس ماهانه 5000 تومان بود. افزون بر آن هیچ پرداختی زیر عنوان ، حقاجاره، حق سفره ، حق جلسه ، حق دفتر در محل و ... وجود نداشت نمایندگان در صورت استفاده از رستوران مجلس ، پول نهار را خودشان میپرداختند و...
در این باره اما حرف گروه پارلمانی پان ایرانیست ، این بود که اگر ما به دریافتی خود بیافزاییم، در آن صورت در برابر درخواستهای دستگاه اجرایی ، نمیتوان ایستادگی کرد. ضمن این که ما از سوی مردم برگزیده شدهایم که افزون برانجام وظایف دیگر؛ "عدالت اجتماعی" راهم بر قرار کنیم ، نه این که براختلاف در آمدهاو در نتیجه فاصله طبقاتی در جامعه بیافزایم!
مخالفت گروه پارلمانی پانایرانیست با افزایش حقوق نمایندگان ، باعث " ........." نمایندگان اکثریت ( حزب ایران نوین ) و اقلیت ( حزب مردم) گردید و توفانی به پا خاست .
پس از پایان جلسه، یک ٱن از نمایندگان که " سلام و علیکی " با من داشت ، در سراسری مجلس به من گفت : " اگر به فکر خودت نیستی ، به فکر زن و بچهی ما باش".
گفتم : " در این جا هستیم که که به فکر " زن و بچهی همه ی مردم ایران باشیم ، نه به فکر زنو بچهي خودمان .
ما باید به فکر زن و بچهی مردمانی باشیم که به جای آرد گندم، نان خود را با آرد خرما میپزند. زنانی که به دلیل دسترسی نداشتن به جاده و دور بودن از مرکزهای درمانی، فرزندانشان « سرزا» میروند. ما باید به فکر بچههایی باشیم که در روستایشان مدرسهای وجود ندارد که سواد بیاموزند. ما باید به فکر خانوادهایی باشیم که به دلیل کمی درآمد ، نمیتوانند فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. ما باید به فکر زن و بچههایی باشیم که پدران آن خانوادهها نمیتوانند ، سرپناهی برای آنان تهیه کنند و ...
به او گفتم : هر وقت کشور به جایی رسید که هیچ ایرانی بدون تغذیهی مناسب ، بدون پوشاک مناسب و نبود مسکن مناسب ، آن وقت ،شما میتوانید به فکر رفاه بیشتر زن و بچهتان هم باشید .
بیست سوم تیرماه 1392
هوشنگ طالع