پاینده ایران
یکصد و سیزدهمین سالگرد مشروطیت ایرانی ، خجسته باد
در سال 1285 خورشیدی ) 1906 میلادی ( خیزش مشروطیت ایرانی برای تحققِ این اندیشه که : « ملت فرمان براند و حکومت اطاعت کند » ، به بار نشست .
اما « فرمانروایی ملت و اطاعت حکومت » را نه تنها محافلی در درون بر نمی‌تافتند ؛ بلکه استعمارگران حاکم بر جهان نیز مشروطیت ایرانی را برخلاف منافع نامشروع خود می‌دانستند و بیم آن داشتند که این الگو بتواند در جهان گسترش یابد و فراگیر گردد .
در درازی 72 سال عمر مشروطیت‌ 1285 ) تا 1357خورشیدی ) ، هرگاه مشروطیت ایرانی بر پا بود ) با اما و اگرها ( و سایه دیکتاتوری بر آن سنگینی نمی‌کرد ، نه امتیازی به بیگانگان داده شد و نه بخش یا بخش‌هایی از کشور تجزیه گردید ( حتا در دوران اشغال کشور ( .
مشروطیت در دوران زندگانی 72 ساله‌ی خود ، با سه کودتا با حمایت بیگانگان ، روبرو گردید و ایران دو بار در دوران مشروطیت یعنی در جریان جنگ نخست و دوم جهانی از سوی قدرت‌های استعماری روس و انگلیس اشغال نظامی شد که در اشغال ایران در سوم شهریور 1320 ، آمریکاییان نیز به صف اشغال‌گران پیوستند .
اما با کودتا علیه مشروطیت و پا گرفتن حکومت دیکتاتوری ، چونان دوران پیش از مشروطیت ، نه تنها امتیاز به بیگانگان داده شد ؛ بلکه بخش یا بخش‌هایی از کشور نیز تجزیه گردید :
کودتای یکم علیه مشروطیت ایرانی ) کودتای محمدعلی‌شاه  ـ امپراتوری تزاری روس و سکوتِ همراه با رضایت بریتانیا ( ، با خیزش مسلحانه‌ی مردم نتوانست پا بگیرد و خیلی زود درهم کوبیده شد .
در کودتای دوم ) سیدضیاالدین طباطبایی /رضاخان ـ  امپراتوری بریتانیا و سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی ( و رسیدن رضاخان به قدرت مطلقه ، آرارات کوچک و سرچشمه‌ی قره‌سو ) استان آغری در ترکیه ( ، از کشور تجزیه و « دو دستی » تقدیم حکومت ترکیه گردید .
هم‌چنین ، در قالب قرارداد مرزی با عراق ) حکومت ساخته و پرداخته بریتانیا بر پهنه‌ی میان‌رودان « ، دو قرداد نامعتبر 1911و 1913 مورد پذیرش حکومت کودتا قرار گرفت و در نتیجه ایالت‌های سلیمانیه و خانقین ، از ایران تجزیه شد . دو قرارداد مزبور از آن‌جا که به تصویب مجلس شورای ملی نرسیده بود ، از نظر دولت ایران غیرقانونی بود ؛ اما رضا شاه ، با رسانیدن آن به تصویب مجلس شورای ملیِ مصلو ب‌الاختیار ، تجزیه‌ی دو بخش مهم و حیاتی کشور را قانونی کرد و « دودستی » تقدیم حکومت زاده‌ی استعمار بریتانیا بر پهنه‌ی میان‌رودان (عراق) نمود . افزون بر آن رضاشاه ، امتیاز دارسی را به مدت 60 سال تمدید کرد . البته امتیاز شیلات شمال را نیز در سال 1306 به اتحاد شوروی واگذار کرد .
در کودتای سوم علیه مشروطیت ایرانی ) محمدرضا شاه پهلوی _ آمریکا و انگلیس با سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی ( ، افزون بر دادن امتیاز کنسرسیوم بر خلاف قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور به آمریکا ، انگلیس و فرانسه ، شهرستان فیروزه را « دودستی » تقدیم اتحاد شوروی کرد و سپس ، گله‌جزیره ) مجمع‌الجزایر ( بحرین را نیز از ایران تجزیه نمود .
کودتای سوم که 25 سال پایید ، ریشه‌های خیزش و نیروی بازسازی مشروطیت ایرانی را چنان خشکاند که مردم این سرزمین،در سال 1357 به پیشباز « مشروعه » رفتند ؛ مشروعه‌ای که برای به دست آوردن « مشروطه » آن را درمیدان توپخانه به دار آویخته بودند .
این در حالی است که با استقرار مشروطیت ایرانی ) با اما و اگر ( میان سال‌های 1320 تا 1332 با وجود اشغال کشور و فشار اشغال‌گران ، امتیاز نفت به آنان داده نشد ؛ تلاش اتحاد شوروی به عنوان یکی از اشغالگران برای تجزیه‌ی آذربایجان ، ناکام گذارده شد ؛ صنایع نفت در سرتا سر کشور ، ملی گردید و نیز در سال 1331 ، شیلات شمال نیز ملی اعلام گردید .
باید گفت که روان مشروطیت ایرانی یعنی « فرما نروایی ملت و مردم ، همراه با اطاعتِ حکومت » هم‌چنان زنده است و ملت و مردم ایران برآنند تا دوباره ، فرمانروایی گرفته شده از ملت و مردم ایران را به ملت و مردم ایران بازگردانند و حکومت را وادار به « اطاعت » نمایند . ایدون باد  
      14 امردادماه 1398  
دفترمرکزی حزب پان‌ایرانیست
    ( هیات اجرایی / هاج )