روز 30 تیر 1331

از : هوشنگ طالع

راست قامت و استوار ایستاده بودیم ، با پرچم‌های برافراشته :
در میدان بهارستان ، در سبزه‌میدان و در میدان توپخانه ؛
و در دیگر شهرهای ایران ؛
در روزِ سرنوشت‌سازِ 30 تیر 1331.

در برابرمان ،
تا دندان مسلح بودند  ، در پناه تانک‌ها ؛
و تنها جنگ‌افزار ما ، ایمان بود و باور به پیروزی حق .
صدای خشک گلنگدن‌ها و فرمان آتش :
گلوله‌ها ، بدن هوشنگ رضیان را سوراخ سوراخ کردند ،
 در میدان سبزه میدان ؛
نخستین شهید 30 تیر ، یک پان‌ایرانیست  .

تانک ها به غرش درآمدند ،
و پیاپی فرمان آتش  ؛
وبسیاری دیگر از پا افتادند :
اسماعیل عینک‌چی ، جبار سفیدگررشیدی ، محمد ابراهیم قاسمی
اما ما ، هم چنان راست قامت و استوار ، ایستاده بودیم  .

با فریاد : ایران پیروز ، ایران پیروز ، ایران پیروز ،
توفنده و کوبنده ،
تفنگ به‌دستانِ‌ سرنیزه‌دار را به عقب راندیم .

صدای خشک گلنگدن‌ها و فرمان آتش ،
باز هم « شهیدان راه وطن » :
اصغر اسکندریان ، رستم زینعلی‌تهرانی ، محمد سرندی‌نژاد و بسیاری دیگر که گمنام ماندند .

تانک‌ها می غریدند و آتش وخون همه‌جا را فرا گرفته بود ،
دو باره شماری به افتخار شهادت در راه ایران رسیدند :
عباس لولو ، نوروز کفایی ، علی‌اکبر جهان‌فر ، حسن نیکو سخن .
اما ما ، هم چنان راست قامت و استوار ایستاده بودیم .

با فریاد : ایران پیروز ، ایران پیروز ، ایران پیروز ؛
که هردم توفنده‌تر و بلندتر می‌شد،
تفنگ‌به‌دستانِ سرنیزه‌دار و تانک‌ها را به عقب راندیم .

بازهم فرمان آتش و بازهم خونِ شهیدان بر زمینِ گرمِ روز 30 تیر 1331 :
محمود یموتی ، اسماعیل صلواتی ، کاظم محبی ، سعدی اسکندرنیا ، ابوالقاسم بنکدار ، قدرت‌الله سلیمی ، رضی دستخوش و بسیاری شهیدان گمنام دیگر .

سرانجام ، در برابر ایستادگی‌ و پایمردی ما ،
تانک‌ها از غرش بازماندند و تفنگ‌ها خاموش شدند و ملت پیروز شد ،
زیرا جنگ افزارما ، ایمان بود و باور به پیروزی حق
30 تیر