یادداشت 1365

امید و باور به سوشیانس
رسالت بزرگ مردم و ملت ایران ، از دوردست های تاریخ :  ایجاد نظم نوین انسانی جهانی
مردمان ما از گاه بسیار کهن ، براین باور بودند که خداوند اهورامزدا ، جهان را در شش « گاه » آفرید :
در گاه نخست ، خداوند اهورامزدا ، « آسمان » را بی‌کران آفرید .
در گاه دوم ، خداوند اهورامزدا ، « آب » را آفرید .
در گاه سوم ، خداوند اهوورامزدا ، « خاک » را آفرید .
در گاه چهارم ، خداوند اهورامزدا ، « گیاه » را آفرید .
در گاه پنجم ، خداوند اهورامزدا ، « جاندار » را آفرید و
در گاه ششم ، خداوند اهورامزدا ، « انسان » را برای یاری خویش آفرید .
خداوند آهورامزدا ، از آن بیم‌ناک بود که بدون داشتن یاور ، جهان را تیرگی اهریمنی فراگیرد .
«انسان » ایرانی نیز برای نبرد و پیروزیِ فرجامین علیه همه‌ی مظاهر تیرگی اهریمنی ، امید و باور به « سوشیانس » یا رهاننده را در دل داشت .
«  انسان » ایرانی از گاه بسیار کهن بر این باور و امید بود که با یاری سوشیانس ( رهاننده ) توان خواهد داشت تا همه‌ی مظاهر اهریمنی و تباهی را از میان بردارد : داد را به جای بی‌داد نشاند ؛ مجال بهره کشی انسان از انسان را براندازد ؛ نظام اقتصادی مردم سالارانه را جایگزین نظام اهریمنی سرمایه‌سالاری کند ؛ به جای نظام طبقاتی برآمده از سرمایه‌سالاری ، جامعه‌ی بی‌طبقه‌ملی را جایگزین نماید ؛ جنگ‌افروزان را پادآفره دهد و از جنگ‌زدگان دل‌جویی کند ؛ امپریالیسم ، این ضحاکِ « ‌سه پوزه‌ی ، سه سرِ ، شش چشمِ » دوران را بار دیگر در کوه دماوند به بند کشد . کوتاه سخن این که : « جهان را پر از عدل و داد نماید »‌.
با دگردینی ایرانیان ، امید و باور به سوشیانس ( موعود ) هم‌چنان زنده ماند و زنده است . ما مردم و ملت ایران ، بر این باوریم که به یاری موعود ، جهانی سراسر نور ، امید ، داد و زیبایی خواهیم ساخت . این کار تنها خویش‌کاری ( وظیفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ) ما مردم و ملت ایران و در توان ما مردم و ملت ایران است . ایدون باد
یکم اردیبهشت 1398 ( برابر با نیمه شعبان ) ـ هوشنگ طالع

hotale@