یادداشت 1302 / خوشا « یزد » و وصفِ بی مثالش
خوشا « یزد » و وصفِ بی مثالش
درخبرها آمده که یزد ، نه استاندار دارد ، نه فرماندار و نه شهردار . اگر حافظ شیراز ، در این روزگار وانفسا میزیست ، بدون دودلی به جای « شیراز » ، « یزذ » را میگذاشت و می سرود : « خوشا یزد و وصف بیمثالش » و برای ادامهی این وضع « بیمثال » ، با آرزوی بیاستانداری ، فرمانداری و شهرداری ، میافزود : « خداوندا ، نگهدار حالش « .
ما ایرانیان هم ، اگر این دولت و دولتها را نداشتیم ، این وزیر و ویران و مدیر و مدیران نداشتیم ، ارزرش پولمان از 70 ریال برابر هر دلار به 12000 ریال و بیشتر فرو نمیافتاد ؛ صنایع هستهای پرتوان ما ، پرتوانتر بود و مردم و ملت ایران ، از توان بازدارندگی موثرهستهای ، برخورداربود ؛ سهم ایران در دریای مازندران ، از 50 درصد به کمابیش
« هیچ » کاسته نمیشد ؛ به دست کسانی که نه از نظامیگری آگاهی داشتند و نه میدانستند که جنگ چیست ، هزاران و هزاران هممیهن ما به شهادت نمیرسیدند ، به اسارت دشمن در نمیآمدند و بخشی از اندام خود را از دست نمیدادند و سرانجام به جای « پیروزی در جنگ » ، « جام زهر » نصیب مردم و ملت ایران نمیگردید .
در آن صورت ، جهانگرد آمریکایی نیز پس از بازگشت از ایران ، به عنوان سوعات ایران ، به هم میهنانش نمینوشت که در اهواز با 40 سنت ( 5 هزارتومان ) هراندازه که توانسته ، ساندویج [ فلافل ]خورده است ؟!
این به معنای آن است که : بشتابید . دولت ، چوب حراج به کشور زده است ؟! برای بیگانگان همه چیز « رایگان » است و برای بیشینهی صاحبان کشور، خوردن « گوشت » ، یک آرزو ؟!
باید بازهم گفت : « خوشا به حال مردم یزد و وصف بیمثالش » .
جهارشنبه 12 دی 1397 ـ هوشنگ طالع
hotale@