یادداشت 1261

برای ژرف تر کردن فاصله‌ی طبقاتی ، نیازی به انقلاب نبود
اصطلاح « جهان سوم »که مفهوم جغرافیایی است ، در سال‌های گذشته بدل به یک برداشت جامعه‌شناختی شده است که در همه‌ی کشورها از کشورهای پیش‌رفته‌ گرفته تا عقب افتاده یا عقب نگاهداشته شده ، این پدیده ، روز به روز گسترده‌تر می‌شود و در نتیجه ، شکاف درآمدی افراد جامعه ، ژرف‌تر می‌گردد .
به گزارش خبرگزاری تسنیم : سال‌ها است که پذیرش فاصله طبقاتی بین زندگی شمال‌شهری‌ها با جنوب شهری‌ها برای هر دو گروه عادی شده و مدت‌ها است نه جنوب شهری‌ها گلایه‌ای دارند و نه شمال‌شهری‌هایی که روزبه‌روز فاصله خودشان را با جنوبی‌ها بیش‌تر و عمیق‌تر می‌کنند؛ اما آنچه که این روزها برای خیلی‌ها سوال‌برانگیز شده شکافی است که این بار نه بین بالا و پایین شهری‌ها ؛ بلکه بین شمال‌شهری‌ها در حال وقوع است ؛ بین شمال‌شهری‌های معمولی با خاص‌های شمالِ شهر ...
این بدان معناست که که اجتماع‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بیش  از پیش « جهان سومی » می‌گردد و این امر ، در میان دهک‌های بالای اجتماع نیز به چشم‌ می‌خورد .
در سال‌های اخیر ، به ویژه بر اثر دست‌کاری در نرخ برابری ارز از سوی حکومت و نیز گسترده شدن چپاول و غارت و
 « وادادگی » دولت برابر دست‌برد به خزانه‌ی ملت ،  شیب نمودار « ضریب جینی » ، رو به رشد بوده است و هر سال بر نابرابری توزیع ثروت در کشور و شکاف درآمدی قشرهای گوناگون جامعه افزوده شده است ؛ شکافی که به نظر می‌رسد در شرایط اقتصادی اخیر، هر روز بر ژرفای و دامنه آن افزوده می‌گردد و با « جهان سوم»ی شدن بیش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر اجتماع ، فاصله میان طبقات فقیر جامعه با ثروتمندان ، روز به روز بیش‌تر می‌شود ؛ فاصله‌ای که می‌تواند جامعه را به فروپاشی بکشاند .
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم : نه اغراق است نه سیاه نمایی ؛ این عین واقعیت است که گاو خیلی‌ها زیر سنگینی دلار پنج‌رقمی ، زایید ؛ عین حقیقت است که شیب تند نرخ دلار خیلی‌ها را به زمین گرم زد، جماعتی را بی‌کار کرد، کارخانجات و تولیدی‌های زیادی را به خاک سیاه نشاند و ریتم زندگی خیلی‌ها را کُندتر کرد. همان‌هایی که با یک تکان دلار، چاله‌‌های زندگی‌شان چاه ویلی شد و حالا پرکردنش کار حضرت‌فیل است؛ ولی همه این‌ها فقط یک روی سکه است؛ سکه‌ای که روی دیگرش پر است از آدم‌هایی که زندگی‌شان، دست نخورده باقی مانده ؛ آدم‌هایی که هنوز خروارخروار پول درمی‌آورند و خروارخروار خرج می‌کنند ؛ نه از خرج زندگی‌شان زده شد نه از بَرجش. حتی با دلار پنج‌رقمی؛ آدم‌هایی که در همین شهر زندگی می‌کنند؛ همینجایی که ما نشستیم؛ فقط کمی بالاتر؛ هوای همین شهر را نفس می‌کشند؛ فقط پاک‌تر؛ و لباس، کیف و کفش‌شان را از مغازه‌های همین شهر می‌خرند؛ فقط میلیونی‌تر.
راستی را ، برای رسیدن به این‌جا ، نیازی به انقلاب نبود ؟!
دوشنبه 14 آبان 1397 ـ هوشنگ طالع

hotale@