یادداشت روز (‌شماره 127 )

اگر دیگران هم ظریف داشتند

ظریف وزیر امورخارجه‌ی جمهوری‌اسلامی و عاقد قرارداد ژنوچای (‌ترکمان‌چای ژنو ) برای توجیه دلایل امضای این قرارداد ضد منافع ملی و ناقض حاکمیت ملی ، با لحن تحقیرآمیز نسبت به نیروهای مسلح و تهدیدآمیز نسبت به‌ ملت ایران در اجتماع دانش‌جویان گفت :

   ‌غرب از چهارتا تانک و موشک ما نمی‌‌ترسد ! آیا شما فکر کرده‌ایدکه آمریکا که یک بمبش می‌تواند تمام سیستم های نظامی ما را از کار بیاندازد،  از سیستم های نظامی ما می‌ترسد ... ؟! »

 اگر« چه‌گوارا » و « ‌فیدل‌کاسترو » دارای « ظریف » بودند ، ‌هرگز برابر امپریالیسم آمریکا ( ‌آن ‌هم در چندکیلومتری ابرقدرت )

به‌پا نمی‌خاستند ، ‌چه برسد به مبارزه و مقاومت و پیروزی .

اگر ویتنامی‌ها به جای « هوشی‌مین و جیاپ » ، « ظزیف » داشتند  و از یک بمب آمریکایی‌ها می‌ترسیدند ، نمی‌‌‌‌توانستند برابر « ‌فرش بمب » متجاوز ایستادگی کنند  آمریکا را با خفت و خواری ، ناچار از پذیرش شکست و « ‌فرار مفتضحانه »‌ کنند .

اگر حزب‌‌‌‌الله لبنان به جای سیدحسن نصرالله ، « ظریف » داشت ، بدون دودلی هرگز برابر ارتش تا دندان مسلح اسرائیل که از پشتیبانی  نه‌‌ یک « ‌بمب » بلکه همه‌ی زرادخانه‌ی آمریکا  بهره‌مند بود ، ‌نمی‌ایستاد و پیروز هم نمی‌شد .

اگر « حماس » به جای خالد مشعل و اسماعیل هنیه « ظریف » داشتند ، از ترس آن « ‌یک بمب »‌ فکر پایداری در برابر ارتش اسرائیل یعنی «  مشت آهنین » آمریکا در منطقه را به مخیله‌ی خود راه نمی‌دادند ، چه رسد به نبرد و سوراخ کردن « گنبد آهنین » ‌اسرائیل با موشک‌های «‌ دست‌‌ساز » .

اگر نوری مالکی نخست وزیر عراق به جای هوشیار زیباری « ظریف » داشت ، نمی‌توانست نه تنها آمریکا را از عراق براند ، بلکه از ترس آن « یک بمبش » امروز همه‌ی سرزمین میان رودان را به نام آمریکایی‌ها « قباله » کرده بود .

اگر حامد کرزای رییس جمهور افغانستان « ظریف » داشت ، جرات نمی‌کرد در حالی که کشورش در اشغال نظامی آمریکا و مافیای مخوف « ناتو » قرار دارد ، ‌با دلیری بسیار ، خطاب به آمریکایی‌ها بگوید : من این موافقت‌‌‌‌نامه را امضا نمی‌کنم . اگر می خواهید بروید ، خداحافظ ، جاده باز است . این در حالی است که حامد کرزای نه ارتش به مفهوم واقعی دارد ، نه نیروهای انتظامی ، نه خزانه‌ی « پر و پیمان » و نه چاه‌های نفت و منابع گاز و ... ؛  اما با این وجود از « یک بمبش » نمی‌ترسد ، زیرا « ظریف » ندارد .

حتا اگر آنگلا مرکل نخست‌وزیر کشور شکست خورده‌ی آلمان که هنوز سرزمینش به‌گونه‌ای تحت اشغال آمریکایی‌هاست ، « ظریف »‌ داشت ، از ترس « یک بمبش » جرات نمی‌کرد بابت شنود تلفن همراهش به اوباما اعتراض کند و خواستار روشن‌گری گردد تا جایی‌که  رییس جمهور آمریکا ناچار از محدود کردن شنودهای تلفنی گردد .

اگر همه‌ی ملت‌ها یک « ظریف » داشتند ، آمریکا برای سلطه برجهان نیازی به این سازمان « ‌عریض و طویل » نظامی و این همه هزینه‌ی نظامی نداشت ! کافی بود تا « ظریف » ها ملت ها را از آن « یک بمب » بترسند .

آقای ظریف و رییس آقای ظریف : اگر شما از یک بمب آمریکا می‌ترسید ، کناره‌گیری کنید و اجازه بدهید آن‌ها که از « فرش بمب » هم نمی‌ترسند ، زمام امور کشور را به ‌‌دست گیرند .

                           شانزدهم بهمن‌ماه 1392

                          هوشنگ طالع