به انگیزهی 31 شهریور ، سی و هشتمین سالگرد تجاوز نظامی عراق علیه ایران
![]()
به انگیزهی 31 شهریور ، سی و هشتمین سالگرد تجاوز نظامی عراق علیه ایران
در برابر یورش نظامی : « ما همه ، تنها یک تن بودیم »
حکومت عراق در روياي به دست آوردن يک پيروزي برقآسا ، روز سي و يکم شهريورماه 1359 ، با دوازده لشکر زرهي ، مکانيزه و پياده همراه با تجهيزات فراوان ، سرزمين ايرانيان را مورد تجاوز نظامي قرار داد . حکومت بعث عراق با بمباران شهرهاي ايران و گلولهباران کرانههاي میهن ، جنگ تمام عياري از راه زمين ، هوا و دريا عليه ايران به مورد اجرا درآورد .
مردم ايران چونان دگر هنگامههاي تاريخ ، به پدآفند از سرزمين پدري برخاستند و براي دفاع از هر وجب اين خاک مقدس ، از هيچ جانبازي دريغ نکردند . در «دفاع مقدس» ، از مردان کهنسال تا نوجوانان خردسال همراه با شيرزنان اين مرز و بوم ، حضور داشتند .
حزب پانایرانیست ، با وجودی که بر اثر توطئهی « راستِ » حاکم و « چپِ » خائن ، به دستداشتن در کودتای دروغین « نوژه » متهم شده بود و در نتیجه ناچار گردیده بود که بسیاری از کادرهای خود را ازکشور بیرون ببرد ، فرمان داد تا همهی اندامان حزب در جبههها حضور یابند و خویشکاری ( وظیفه ) خود در دفاع از میهن را انجام دهند که به شایستگی انجام دادند . تشکیلات برون مرزی نیز خویشکاری « دفاعسیاسی » از پدآفند مردم ایران برابر یورش نظامی عراق و نیز یاوران پرشمار آن حکومت را به عهده گرفت و به شایستگی آن را به پایان برد .
راستي را که اين حکومت بعث عراق نبود که خاک مقدس ما را مورد تهاجم قرار داده بود ؛ بلکه غرب جنایتکار و شرق خونخوار و نیز دستنشاندگان عربزبان آنان ، دوشادوش هم و با همهي توان ، به ياري دشمن برخاسته بودند .
در این میان ، حسين فهميده نيز به فرمان خون و الهام از ناسیونالیسم ایرانی ، مانند هزاران نوجوان خردسال آمده بود که در کنار برادران و خواهران ، پدران و مادران و پدربزرگان و مادر بزرگان خود ، از اين نياخاک پاسداري کند و اجازه ندهد که پاي دشمن متجاوز ، خاک مقدس ايران را آلوده کند .
حسین فهمیده ، در حالي که ضامن نارنجک را کشيده بود ، خود را به زير تانک عراقي افکند و آن را منفجر کرد . او مانند صدها هزار تن ديگر ، خود را فدا کرد ؛ تا : ايران بماند ، ايران بماند ، ايران بماند .
بار ديگر « آريوبرزين » ، راه را بر متجاوزان بست ؛ اما این بار ، در کالبد يک کودک سيزده ساله . از ياد نبريم ، اسماعيل [شاه اسماعيل] نيز 13 ساله بود که فراگشت وحدت ايرانزمین را پس از 850 سال پراکندگي، آغاز کرد .
ایران ، ایران ، ایران ، ای کشور آریان ، نامت به جاست و مهرت در دل ما . بدبخت تر از خائن تو ، اهریمنی نیست و خوشبختتر از سرباز تو ، شهید تو ، کیست ؟
شادباد ، شادباد ، شادباشید ، ای شهیدان راه ایران که به قرنها در دل دشتها ، کوهها و دریاهای میهن ، به خون خود کفن پوشیده و خفته اید ؛ نام شما و یاد شما ، افتخار ماست و درس زندگی ما .
حزب پان ایرانیست نیز همراه با ملت بزرگ ایران ، برابر همهی جانبازان و آزادگان جنگِ تحمیلی ، سر تعظیم فرود میآورد .
پاینده ایران
تهران ـ سیویکم شهریورماه 1397
دفتر مرکزی حزب پانایرانیست
( هیات اجرایی / هاج )