یادداشت 1212

درباره‌ی : پاسخ ظریف در باره‌ی شبهات مطرح شده در مورد سهم دریای خزر [ مازندران ] ( 3 )
اعتیاد یا خویش‌کاری ( وظیفه ) به « دادن » منافع ملی
آقای روحانی برای این که « دادن » منافع ملی را پیروزی به حساب آورد ، گفت : روسیه که بخش اعظم دریا را در اختیار داشت به 17 درصد رضایت داده است .
پرسش این جاست که در قراردادهای 1921 ( دوستی ) و 1940 ( بازرگانی و کشتی‌رانی ) ، آیا سهم ویژه ای برای اتحاد شوروی در نظر گرفته شده است ؟ که آقای روحانی « بخش اعظم » از آن استنباط کرده است ؟!
آیا به جز 10 مایل ساحلی در قرارداد 1940 ، در کجای این دو قرارداد ،سهم « اعظم » برای اتحاد شوروی دیده شده است ؟!
آیا جز این است که گفته شده است که طرفین  معظمتین متعاهدتین ... از زمان امضای این معاهده هر دو « بالسویه» حق کشتی‌رانی آزاد را در زیر بیرق‌های خود در بحر خزر داشته باشند . باید در این جا روی واژه‌ی «حق » تاکید شود ( فصل یازدهم ) .
آیا جز این است که : با تصدیق به اهمیت شیلات سواحل بحر خزر برای اعاشه روسیه ...دولت ایران ... حاضر است که با اداره ارزاق جمهوریت اتحادی شوروی روسیه قراردادی در باب صید ماهی ... منعقد نماید ( فصل چهاردهم ) .
آیا جز این است که : نظر به این که مطابق اصول بیان شده در فصل اول این عهدنامه ، عهدنامه‌ی منعقده در 10 فوریه 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمان‌چای که فصل 8 آن داشتن بحریه در بحر خزر را از ایران سلب نموده بود ، از درجه اعتبار ساقط است ... ( همان ) .
آیا در دو قرارداد 1921 و 1940 ، محدودیتی برای بحریه ( نیروی دریایی ) ایران در نظر گرفته شده است و یا ترجیحی برای نیروی دریای روسیه قائل شده است ؟!
آقایان حسن روحانی و محمدجواد ظریف : آیا در این قرارداد ، هیچ کجا به سهم بیش‌تر اتحاد شوروی نسبت به ایران اشاره شده است ؟! که حسن روحانی از « بخش اعظم » یاد می‌کند و محمدجواد ظریف ، بیانیه می‌دهد تا با دست یازیدن به سفسطه و استدلال‌های دروغین و دوختن « آسمان و ریسمان » ، حقوق تاریخی ایران را پایمال کنند ؟!
 از آن جا که در این دریاچه ، تحدید حدود به عمل نیامده است و بر سهم طرفین معظمتین متعاهدتین ، اشاره‌ای نشده است ؛ از این رو ، طرفین معظمتین متعاهدتین ، دارای حقوق برابر ( بالسویه / 50 – 50 ) می‌باشند .
آقایان حسن روحانی و محمدجواد ظریف : شما چگونه از این قرارداد و قرارداد مکمل آن (1940 )، استنباط حق بیش‌تر
 ( بخش اعظم ) برای اتحاد شوروی کرده‌اید و حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران ( سهم برابر با شوروی یا 50 ـ 50 ) را منکر شده‌اید ؟! آیا به جای دفاع از حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران ، موظف به دفاع از حقوق نداشته‌ی بیگانگان هستید ؟
حسن روحانی ، در نمایش تلویزیونی ( مناظره ) نامزدهای برگزیده شده از سوی رژیم و نه مردم ، در حالی که گره بر ابروان فکنده و صدا کلفت کرده بود ،  به آقای قالی‌باف دیگر نامزد رژیم برای انتخاب ، گفت : « من حقو‌ق‌دانم ، پادگانی عمل نمی‌کنم » .
آقای محمدجواد ظریف ( پهلوان هسته‌ای جمهوری اسلامی ) هنگامی که از سوی برخی نمایندگان مورد ایراد قرار گرفت که چرا در تیم مذاکره کننده از « حقوق‌دانان » استفاده نشده است ؟ پاسخ داد : « من خودم حقوق‌دانم » .
حال چگونه است که دو حقوق‌دان ، آن هم در جایگاه رییس‌جمهور و وزیر امورخارجه‌ی اسلامی ، منکر بدیهیات و منکرِ سهم برابر ایران با شوروی در دریای مازندران اند ؟!
اگر این دو حقوق‌دان ، نظری به قرارداد 1940 ( کشتی‌رانی و بازرگانی بیفکنند ، آن گاه باید دریابند که این قرارداد تاکید کامل و بیش‌تری است بر حقوق برابر ایران و شوروی در « دریای ایران و شوروی » .
اگر نمی‌دانند ، بپرسند و اگر می‌دانند و عالما و عامدا منکر حقوق برابر ایران و شوروی در دریای مازندران‌اند ، باید بدانند که در پی تجزیه‌ی ایران و خیانت به منافع ملی ایران‌اند .
یک‌شنبه 4 شهریور 1397 ـ هوشنگ طالع

hotale@