یادداشت 1185 / « آن یکی شیر است ، اندر بادیه »

« آن یکی شیر است ، اندر بادیه »
آقای حسن روحانی رییس جمهور اسلامی : امروز شیران روزگار ، چنگ هستهای دارند . روزگاری که ایران امکان غنیسازی تا 90 درصد و بیشتر را داشت ، روزگاری که ایران دارای واکنشگر آبسنگین بود همراه با ذخیرهی بزرگ آبسنگین و امکان دستیانی به جنگ افزارهستهای در جهان هستهای و در نتیجه دسترسی به « پدآفند بازدارندهی هستهای » را داشت ، با راهبرد « نرمش قهرمانانه » ، همه چیز را به پای « خوکان » این روزگار قربانی کردید و راس هرم امپریالیسم جنایتکار آمریکا را « کدخدا » نامیدید و در نتیجه ملت بزرگ و با فرهنگ ایران را تا حد « رعیت »های کدخدا فرود آوردید ؟!
دیروز مانند « روباه شل » از سعدآباد گرفته تا ژنو ( ژنوچای ) ، لوزان و سرانجام وین (برجام یا مادر ترکمانچایها ) ، با میل و رضا ، همهی ننگنامهها را پذیرفتید و چنگهای « شیر » را شکستید ، اکنون چگونه است که از « شیر » و بازی با « دُم شیر » سخن میگویید ؟!
این شما و رییسان شما بودید که چنگهای « شیر » را شکستید و به شکنندگان آن عنوان « پهلوان هستهای جمهوری اسلامی » دادید و برای خوشآمد « کدخدا » ، با کشاندن دختران و پسران کرایهای به خیابانها ، برای شکستن « چنگهای شیر » ، رقص و پایکوبی و آوازخوانی به راه انداختید .
نه آقای روحانی : شما طوق لعنت برجام یا شکستن چنگهای شیر را بر گردن ملت و مردم ایران استوار کردید . سخنان شما برای فریب مردم است و بدانید که شیری که چنگال هستهای ندارد ، در جهان هستهای « شیرِ اندر بادیه» است .
دوشنبه یکم امردادماه 1397 ـ هوشنگ طالع