یادداشت 1182 / پدر و پسر 2 تنی را فراموش کنید ، سخن بر سر 75 تن زر ( طلا) است ؟!

پدر و پسر 2 تنی را فراموش کنید ، سخن بر سر 75 تن زر ( طلا) است ؟!
در یک گفتوگوی تلویزیونی که از شبکهی سراسری پخش شد و تکذیب هم نگردید ، آشکار شد بانک مرکزی مرکزی جمهوری اسلامی در کمتر از دو ماه در آغاز سال 1397 ، هفتاد و پنج (75 ) تن زر به صورت سکه به فروش رسانیده است و اکنون پس از ماهها ، قوهی قضاییه به دنبال 2 تن زر می گردد .
کاش پیرزنی که در حکومت« سنجر » تحت ستم قرار گرفته بود ، زنده بود تا مفهومِ راستینِ غارت و چپاول یا به گفتهی پیرزن بردنِ
« دخل ولایت » را در حکومت جمهوری به چشم میدید و به گوش میشنوید و چنان ضحه و زاری و ناله سر در نمیداد که نظامی گنجهای را به سرودن داستان « پیرزنی را ستمی در گرفت / دست زد و دامن سنجر گرفت ... » وا نمیداشت ؟!
اگر پیرزن زنده بود و نظامی گنجهای هم ، هر دو در مییافتند که دستکم در حکومت « سنجر » این امکان وجود داشت که « پیرزن » در کوچه و خیابان دامان سلطان را بگیرد و ستم برخود رفته از « شحنهی مست » و لگدی چند که به وی زده بود ، با او در میان بگذارد ؟!
و آشکارا فریا برآورد : « رطلزنان دخل ولایت برند / پیرزنان را به جنایت برند » !
اگر روزگاری قرار باشد که داستان چپاول و غارت در جمهوری اسلامی و ستم به مردم کوچه و بازار ( پیرزنان ) به شعر درآید ، مادر دهر باید همزمان هزاران نظامی گنجهای بزاید تا شاید بتوانند آن را شرح نمایند ؟!
چهارشنبه 27 تیر 1397 ـ هوشنگ طالع