پاینده ایران

یادواره‌ی دکتر عباس روح‌بخش

*******

عباس روح‌بخش خالق‌دوست در 21 فروردین 1313 در محله‌ی سنگلج تهران زاده شد . دوره‌ی دبستان را در دبستان ثریا به پایان برد و سپس تحصیلات متوسطه را در دبیرستان مروی پی‌گرفت .

در سال 1332 با شرکت در کنکور دانشگاه تهران ، در رشته‌یِ مورد علاقه‌اش « داروسازی » پذیرفته شد . پس از پایان دانشکده‌ی داروسازی ، در دانشکده‌ی علوم آزمایشگاهی به تحصیل ادامه داد و سپس با بورس سازمان بهداشت جهانی به انگلستان رفت و پس از گرفتن دکترا در رشته‌ی بهداشت مواد غذایی ، به ایران بازگشت و به استخدام وزارت بهداری درآمد . دکتر روح‌بخش در دانشگاه تهران و انستیتو تغذیه به تدریس پرداخت .

عباس روح‌بخش در سال 1339 با دوشیزه مریم پرتوی از همشاگردی‌هایش پیمان زناشویی بست که میوه‌ی آن یک پسر و یک دختر به نام‌های دادبه و پوپک می‌باشند .

عباس روح بخش در دوره‌ی دبیرستان با اندیشه‌ی پان‌ایرانیسم آشنا گردید و خیلی زود به مکتب پان‌ایرانیسم پیوست و تا پایان زندگی به این اندیشه وفادار بود . به گفته‌ی همسرش بانو دکتر مریم پرتوی : « سرانجام جانش و خانواده‌اش را بر سر ایمانش گذارد » .

وی در سال تحصیلی 1331 ـ1330 از سوی حزب پان‌ایرانیست به مسئولیت پایگاه دبیرستان مروی برگزیده شد . و روز 30 تیر 1331 فرماندهی نیروهای پان‌ایرانیست را در سبزه‌میدان را عهده‌دار بود .

 برای آگاهی بیش‌تر ، نگ : « روز 30 تیر ، میدان بهارستان ـ دکتر هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1388».

در جریان کودتای ننگین 28 امرداد نیز در کنارِ بسیاری از اندامان ، با دلیری بسیار از دفتر مرکزی حزب پان‌ایرانیست در سه‌راه بوذرجمهری برابر اوباشان به سرکردگی شعبان بی‌مخ و نیز نظامیانِ خود‌فروخته همراه کودتاچیان ، دفاع کرد .

 برای آگاهی بیش تر ، نگ : « روز 28 امرداد ، سه راه بوذرجمهری ـ دکتر هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1392 » .

در سال‌های خیزش ملی شدن صنایع نفت در سراسر کشور و هم‌‌چنین پس از کودتای 28 امرداد ، او نیز به مانند بسیاری از کوشندگان پان ایرانیست ، چندبار دستگیر و به زندان افتاد .

از دکتر عباس روح بخش تالیفاتی در زمینه‌ی علمی ـ تخصصی و نیز در زمینه‌ی مسایل اندیشه ای به جای مانده است که در این زمینه می توان به کتاب های زیر اشاره کرد :

« تحلیل اجتماعی و تاریخی بر انقلاب ملت ایران » ـ انتشارات آرمان‌خواه ـ تهران ، خرداد 1358

« ملت‌گرایی ، مکتب بی‌طبقه‌ی ملی » ـ انتشارات آرمان ‌خواه ـ تهران 1359

او شعر را خوب می‌شناخت و خوب می‌سرود و به ادبیات ایران ، عشق می‌ورزید . عباس روح‌بخش از نخستین اندامان « انجمن آتشکده » وابسته به حزب پان‌ایرانیست بود و در شعر « آتش » تخلص می‌کرد . در سال‌های نبود او ، به کوشش همسرش بانو دکتر مریم پرتوی ، بخشی از سروده‌های او باعنوان « رد پای عشق » منتشر گردید .

 برای آگاهی بیش‌تر ، نگ : « ردِ پای عشق » ـ دفتر شعری از دکتر عباس روح‌بخش ـ نشر سارگل ـ تهران 1383

در مبارزات گسترده‌ی پان‌ایرانیست‌ها ، همیشه در صف نخست مبارزه بود . دکتر عباس روح‌بخش ، این مسئولیت‌های زیر را در حزب پان‌ایرانیست عهده دار بود :  عضویت شورای معاونان حزب پان‌ایرانیست ، مسئول تشکیلات کل تهران ، مسئول سازمان دانش‌جویان و دانش آموختگان و نیز مسئولیت سرپرستی چند شهر در غرب کشور ، از جمله نقده .

او از اندامان هیات نمایندگی حزب پان‌ایرانیست به کردستان آن‌سوی مرز برای دیدار و گفت‌وگو با رهبر سرافراز پارت دموکرات کردستان آن‌سوی مرز ، ملا مصطفی بارزانی بود .

در تابستان 1359 دکتر عباس روح‌بخش را به بهانه‌ی واهیِ شرکت در کودتای دروغین « نوژه » ، دستگیر کردند ، در حالی‌که دکتر عباس روح‌بخش هنگام کودتای دروغین نوژه ، با حکم ماموریت وزارت بهداری در سمینار « بیماری سالک » به مدت 30 روز در روسیه بود ؟!

برای آگاهی از دروغین بودن کودتای نوژه ، نگ : « تجاوز عراق ، خیانت خودی ، حمایت بیگانه » ـ دکتر هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران ، تابستان 1380 / « هم چنین نوژه كودتا نبود! ساختگي بود، پدافند خودمان هواپيماي جهان‌آرا را زد » ـ گفت و گو با ناخدا هوشنگ صمدی، به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی ارتش ـ (روزنامه قانون - سامان صابريان ) .

در محاکمه‌ی متهمانان کودتای دروغین نوژه به ریاست « ریشهری » ، دادگاه رای به برائت و آزادی دکتر عباس روح‌بخش با وثیقه‌ی ملکی 500 هزار تومان داد .

پس از چند روز ، تلفنی به همسر دکتر عباس روح‌بخش آگاهی دادند که با سپردن سندملکی به ارزش 500 هزارتومان ، وی از زندان آزادی می‌گردد ؛ اما چون تلفن‌کننده ، نام خود و محل مراجعه را نگفته بود ، تلاش های همسرش برای سپردن وثیقه‌ی ملکی ناکام ماند .

ده روز بعد ، دوباره تلفن کردند و این بار محل مراجعه را زندان اوین اعلام کردند . پس از مراجعه‌ی همسرش به زندان اوین ، به وی گفته شد که : « متاسفانه نیم‌ساعت پیش ، آمدند و پرونده را بردند . چه کسانی ؟ سکوت ! » ( از گفته های بانو دکتر مریم پرتوی ) .

دو باره یک هفته بعد ، برای بار سوم از سوی سرهنگ اتابکی دادستان انقلاب اسلامی ارتش تلفن شد : « خیلی زود مراجعه شد و باز همان پاسخ را دادندئ که پرونده را برده‌اند . با اظهار تاسف که نمی‌دانم با این جوان چه دشمنی دارند ؟‌» ( همان ) .

دو باره دکتر عباس روح‌بخش را به محاکمه کشیدند و این بار به اتهام « ملی‌گرایی » . حکمِ زندان ابد دادند و با تخفیف 15 سال با کار ؟!

پس از محاکمه ، آزار و اذیت همسر و دختر او آغاز شد : « برای مثال تلفن شد و تلفن‌کننده گفت که از اوین تلفن می‌کنم و می‌خواهم اطلاع بدهم که عباس روح‌بخش محکوم به اعدام شد و سحرگاه امروز حکم اجرا شد . این درست زمانی بود که خانواده هیچ خبری جز آن‌چه در روزنامه‌ها می‌نوشتند ، نداشت » ( همان ) .

« پس از 25 روز که چه بر ما گذشت ، در یک تلفن چند ثانیه ای از اوین ، عباس با یک سلام و حالم خوب است و حال شما چطور است ، از زنده بودنش ما را خبردار کرد »  (همان ) .

در دوران زندانی بودن او ، دانشگاه تهران و موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ، در خواست ادامه‌ی تدریس و شرکت وی در کمیسیون‌های موسسه استاندارد برایجلوگیری از تقلبات و ضایعات مواد غذایی را کردند که مورد موافقت ریشهری و اتابکی قرار گرفت ؛ اما لاجوردی رییس زندان اوین از انجام آن سر باززد . ( فتوکپی ها پیوست‌اند ) .

سرانجام « در اسفندماه 1362 در زندان اوین را باز کردند و به دکتر گفتند برو ؛ بدون دادن حکم . البته روشن است که معنای آن چیست ؟ زندانی کردن غیرقانونی همسرم دکتر عباس روح‌بخش تنها و تنها به خواست لاجوردی رییس زندان اوین » ( همان ) .

وی در سال‌های تحصیل در انگلستان با ورزش « یوگا » آشنا شدو به آن پرداخت . پس از آزادی زندان ، به گسترش این ورزش در ایران همت گماشت و سرانجام بر پایه‌ی کوشش‌های او ، سازمان تربیت بدنی این ورزش را به رسمیت شناخت و یوگا صاحب فدراسیون شد . « در تما مدتی که همسرم در بند بود ، با ورزش و به ویژه یوگا خود ر سرپا و مقاوم نگاهداشت . پس از آزادی کلاس‌های یوگای او داوطلبان بسیاری داشت و شاگردان او زیاد بودند .

« در گردهم آیی‌هایی که در فرهنگ‌سراهای تهران برپا می‌شدند ، تالار پر می‌شد و جا برای ایستادن هم کم می‌آمد . اقبال و توجه مردم ، گویا باعث نگرانی حکومت شد که در آبان‌ماه 1380 او را با یک تصادف ساختگی ، به قتل رسانیدند » ( همان ) .

اما دشمنی ها پایان نگرفت ، به‌گونه‌ای که همسرش نتوانست حقوق بازنشستگی وی را دریافت کند . در نتیجه همسرش به دیوان عدالت اداری شکایت برد « حتا دیوان عدالت اداری نیز بی‌عدالتی خود را ثابت کرد » ( همان ) و در خواست همسر دکتر عباس روح بخش را رد کرد .

وی در 18 سال پایان زندگی ، روزگار را در کناره‌ی دریای مازندران با مدیریت آزمایشگاه تشخیص طبی و درس دادن در دانشکده های پزشکی محل ، هم‌چنان راه خدمت به مردم ایران را پی‌گرفت .

او در عرفان به بلندا رسید و مریدان بسیاری پیرامونش گرد آمدند . او چاشنی بیش‌تر و روشن‌تری از عشق به ایران و اندیشه‌ی یگانگی همه‌ی تیره‌های ایرانی‌تبار و همه‌ی سرزمین‌های ایرانی‌نشین ، به عرفان این سرزمین آمیخت و این تفکرِ ناب و کهن ایرانی را هرچه بیش‌تر با عشق به میهن در هم آمیخت .

باید گفت که دکتر عباس روح‌بخش ، عرفان را با « ایران‌گرایی » در هم آمیخت و عرفان ویژه‌ی خود را به مریدان آموزش می‌داد .

چنان که گفته شد ، دکتر عباس روح‌بخش تا پایان زندگی به اندیشه‌ی پان‌ایرانیسم وفادار بود و یار هم اندیش هیات اجرایی حزب پان‌ایرانیست .

یادش گرامی ، راهش پر رهرو و روانش به سپنتا منو .