یادداشت 1122

می‌خواستم انعام بگیرم
دیشب از شبکه‌های گوناگون تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ، آیین رونمایی از کتاب آقای دکتر سید علی‌اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ، پخش شد .
 ایشان در باره‌ی خود گفتند که در سال اول ابتدایی رد شدم و پدر بزرگم مرا به زور به مدرسه فرستاد . مدرسه را دوست نداشتم  . خانه‌ی ما کنار بازار کاظمین [ در عراق ] بود و من هم دوست داشتم مانند هم سن و سال‌های خودم در دکان کارکنم و « انعام » بگیرم ؟!
آقای دکتر سید علی‌اکبر صالحی ، شما « انعام » گرفتید ؛ اما با افکندن طوق لعنت « برجام » (مادر ترکمان‌چای‌ها)  بر گردن مردم و ملت ایران ؟!
 شما «انعام » گرفتید و پیراهن زرین « قهرمان هسته‌ای جمهوری اسلامی » را به تن شما کردند ، برای گرفتن امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای از مردم و ملت ایران و تحمیل حاکمیت محدود بر مردم و ملت ایران تا سال 2025 میلادی ( 1404 خورشیدی ) ؟!
شما « انعام » خود را گرفتید ، در برابر بتون‌ریزی قلب واکنشگر آب سنگین اراک ؛ اوراق چندین هزار سامانه گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) و از کار انداختن پایگاه هسته‌‌‌‌‌ای« فردو » و ... ؟!
شما انعام خود را که نفرین ابدی مردم و ملت ایران و خیانت به منافع ملی ایران است ، دریافت کردید ؛ اما نه در دکان‌های بازارکاظمین ؛ بلکه درمسند وزیر امورخارجه و رییس سازمان انرژی هسته‌ای جمهوری اسلامی در تهران ؟!
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ـ هوشنگ طالع

https://t.me/hotale