یادداشت 1103

اشرافی گری و ارتجاع
پیشینیان گفتند و نشنیدیم که : « سرچشمه شاید گرفتن به بیل / چو پر شد نشاید گذشتن به پیل »
مردم کوچه و بازار در نظر خواهی ‌های انجام شده در روزهای اخیر ، بر این باور‌اند که اشرافی‌گری از دوران سردار سازندگی ( اکبر هاشمی رفسنجانی ) آغاز شد و در عرض این بیست سال به اوج خود رسیده است .
پژوهشگران و محققان نیز بر همین باورند . برخی بر این باورند که اشرافی‌گری و میل به اشرافی گری از رژیم پیشین نیز درگذشته است .
ازهمان آغاز انقلاب ، عناصر جای گرفته بر کرسی‌های قدرت بر  خلاف شعارِ : « ما شیفتگان خدمتیم ، ‌نه تشنگان قدرت » ، اشرافی‌گری در غالب اسباب‌کشی به خانه‌های مصادره‌ای آن چنانی ، سوار شدن بر بنزهای تشریفاتی دربار ، شرکت درحراج اشیای غارت شده ازخانه‌های سران رژیم پیشین و خریدآن‌ها و... آغازشده بود .
البته میل به اشرافی گری ، زشت‌ترین چهره‌ی هرانقلاب است که آن‌را به روشنی درانقلاب بزرگ فرانسه و نیزدر «انقلاب ـ کودتای »‌  بلشویکی درروسیه و نیز در انقلاب چین ،  شاهد آن بودیم و هستیم . زوایای این میل سیری ناپذیر به اشرافی گری در انقلاب های گوناگونآن ، با همه ریزه‌کاری‌های  آن ثبت تاریخ است .
 در نتیجه انقلاب اسلامی نیز نمی‌توانست از این آفت به دور بماند زیرا به قدرت رسیدگان از محروم‌ترین قشرهای اجتماع بودند و می بایست این میل سرکوفت شده ، ارضا می‌شد .
 اما شگفتا در همه‌‌‌‌‌‌ی این سالیان دراز ، درحالی که « اشرافی گری » در میان کارگزاران هر روز ریشه دارتر و افزون‌تر می گردید ، نه سخنی از اشرافی‌گری بود و نه اصطلاح « ارتجاع » که ویژه‌ی بلشویک‌ها وحزب توده بود ،کاربردی داشت و نه هیچ‌ یک از نسل جوان حتا این اصطلاح را شنیده بود !؟
اما چگونه شد که یکباره در آستانه‌ی سال 1397 عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی ، بعد از آن‌که اشرافی‌گری در کشور نهادینه شد و  اشرافی گری ،  همراه با خانه‌های چند ده میلیاردی ، ‌خودروهای چند میلیاردی ، باغ‌ها ، ویلاها‌، خانه در ترکیه ، امارات ، کانادا ، ‌آمریکا و اروپا و ... « فخر » دست‌اندکاران  نظام جمهوی اسلامی و فرزندان ناقص‌العقل آنان گردیده است ، آن‌وقت به مردم دست به دهان ، حاشیه نشینتان ، بی خانمان‌ها ، دست‌فروش ها ، کسانی که کلیه فروشی و قرنیه فروشی می کنند ، گور خواب ها و ... هشدار می‌دهند که مواظب اشرافی‌گری باشید تا در دام ارتجاع نیفتید ؟! در حالی که کافیست نگاهی به اطراف خود بیفکنند و زندگی خرده‌ پاترین کارگزاران نظام را ببینند.
بر سرِ درِ کافه شمیران در هتل هیلتون سابق نوشته بود  « ما اهل شرابیم و کبابیم و ربابیم »  که « رباب » را دو گونه تفسیر می‌کردند . بعد از گذشت نزدیک به سی و هفت هشت سال ازانقلاب ، از زبان یک فرماندار دست چندم می‌شنویم « ما اهل شیشلیک و کبابیم »‌ ؟!
اگر به راستی می‌خواهید با اشرافی‌گری مبارزه کنید . پرسش این‌جاست که چرا گذاشتید اشرافی‌گری پا بگیرد تا جایی که سخن‌گوی دولت با صدای بلند از نجومی بگیران یعنی چپاول‌گران خزانه ملت و مردم ایران به عنوان « ذخایر نظام » نام ببرد ؟!
وچگونه است که نماینده ولی فقیه و امام جماعت یک استان فقیر سوار خودروی 400 میلیون تومانی میشود و هنگامی که مورد پرسش و نقد قرار می گیرد ، فرزندش خودروهای دیگر کاربدستان نظام را بر روی فضای مجازی منتشر می‌کند ؟! و ...
باید به عرض رهبر جمهوری اسلامی برسانم :
« به عمل کار بر آید ، به سخن دانی نیست »
پنج شنبه 16 اسفند ماه 1396   - هوشنگ طالع

https://t.me/hotale