یادداشت روز ( شماره 99)

سقوط 79 و سریال 24

کتاب سقوط 79 را همه به یاد دارند ( البته نه جوان‌ها ) سخن بر سر دیوانه‌ای است به نام محمد رضاشاه که با بمب هسته ای منابع نفت خاور میانه را به نابودی می‌کشاند و در نتیجه ،  جهان دوباره به عهد پیش از دوران انقلاب صنعتی بر می‌گردد .

 پیش از آن‌که « جیمی کارتر » برصحنه‌ی تئاتر انتخاباتی آمریکا ظاهر شود ، سرویس های مخفی آمریکا  کتابی را با نام «‌ سقوط 79 » در قالب یک داستان تخیلی که با نثری بسیار شیوا نگاشته شده بود ، وارد بازار کردند .

کتاب آن‌گونه که اشاره شد از چنان نثر شیوا و درون‌مایه‌ی تخیلی برخوردار بود که خواننده تا آن را به‌پایان نمی‌برد ، از دست فرو نمی‌گذاشت . این کتاب به سرعت به دیگر زبان های اروپایی ترجمه شد و حتا برخی از مجله های سرشناس آمریکایی و اروپایی ، خلاصه‌ی آن‌ را به صورت « ضمیمه» با عناوین دیگر منتشر کردند . این کتاب که مخفیانه به ایران آمده بود ، فتوکپی شده و دست به دست می‌گشت و در بسیاری محافل ،‌نقل مجلس بود . با اوج گیری تظاهرات ، ترجمه‌ی فارسی آن به بازار آمد و در مدت کوتاهی تجدید چاپ شد (CRASH OF 79 , PAUL ERDMAN ـ ترجمه‌ی دکتر حسن ابوترابیان ـ چاپ دوم ـ تهران ، دیماه1357 ) .

گرچه بازیگر اصلی کتاب به ظاهر محمد رضاشاه و گروهی از اعوان و انصار او با نام‌های مستعار بودند ؛ اما درون مایه‌ی اصلی کتاب مساله‌ی  ارتش نیرومند ایران بود که مساله‌ی بمب اتمی را نیز چاشنی آن کرده بودند .

 آمریکایی‌ها با بررسی های خود به این نتیجه رسیده بودندکه رژیم شاه بر اثر کودتای 28 امرداد  و نیز با تن دردادن به تجریه‌ي بحرین ، مشروعیت خود را ازدست داده است . درنتیجه این رژیم برابر نهضت مردم ایران که دیر یا زود اوج خواهد گرفت ، قدرت مقابله ندارد و از پای در خواهد آمد ، ضمن آن که ارتش ایران روز به‌ روز نیرومند تر می‌گردد و هم‌زمان کادرها آن نیز ورزیده تر می‌گردند .

حال هرگاه یک گروه ملی‌گرا موفق شود تا با بسیج افکار عمومی ، قدرت را در کشور به دست گیرد و بتواند به‌آرمان تاریخی ایرانیان یعنی « عدالت » در مفهوم ژرف و گسترده‌ی آن جامه‌ی عمل بپوشاند ، در آ‌‌ن‌صورت نیروی عظیمی مطامع امپریالیسم آمریکا و یا هر قدرت دیگر استعماری را در این منطقه به‌طور جدی تهدید خواهد کرد  . آمریکایی‌ها خوب در یافته بودند که هرگاه چنین نیرویی بتواند در ایران جانشین هیات فاسد حاکمه گردد ، در آن صورت با در دست داشتن چنین ارتشی ، راه بر هرگونه توطئه‌ی استعماری در این منطقه از جهان سد خواهد شد . از این رو ، حکم قطعی هیات حاکمه‌ی آمریکا که روسیان نیز با آن دربست  هم‌گام بودند ، نابودی ارتش ایران بود . چنین بود که آمریکایی‌ها دست اندرکار نابودی ارتش ایران شدند .  (‌برای آگاهی بیش‌تر نگ : « هلال خضیب » در رابطه با تجزیه‌ی سرزمین های ایرانی نشین ـ دکتر هـ . خشایار ـ ‌انتشارات آرمان‌خواه ـ تهران ،‌ تیرماه 1358 )  

داستان « سقوط 79 » این‌گونه به پایان می‌رسد : ارتش ایران بایک حمله‌ی برق‌آسا ، عراق را به زانو در می آورد و تسخیرمی‌کند و بعد از عراق متوجه کویت می‌شود . در این جا ، ایرانیان ساکن امارات و شیخ نشین ها ، پرچم ایران را بر فراز همه‌ی امارات و شیخ نشین‌ها به اهتزاز در می‌آورند . بدین ترتیب عرض 3 روز همه‌ی حوزه های نفتی خلیج فارس غیر از عربستان سعودی به تسخیر ارتش ایران درمی‌‌‌‌آید  و سرانجام شاه در برابر مقاومت عربستان سعودی ، دستور می‌دهد تا نیروی هوایی از بمب اتمی استفاده کند و در نتیجه مناطق نفتی عربستان سعودی بمبارن اتمی می شوند .

 پایان داستان به سبک فیلم‌های جنگی آمریکایی که ارتش این کشور در آغاز شکست می‌خورد و سرانجام در اثر تصادف و یا شجاعت یک فرد به پیروزی می‌رسد ، ژنرال « ‌فالک » آمریکایی که وابسته‌ی نظامی سفارت آمریکا در ریاض می‌باشد ، با 17 فروند فانتوم عربستان سعودی از سمت شرق به خرم‌شهر می‌رسد و محوطه‌ی پایگاه هوایی خرمشهر را زیر آتش می‌گیرد که در نتیجه 3 هواپیمای حامل بمب اتمی نیروی هوایی ایران که در گوشه‌ی باند این فرودگاه پارک شده بودند ، منفجر می شوند ...

... بادهایی که ازسمت شرق می‌وزیدند، باعث پراکنده شدن ابرهای رادیوآکتیو به شهر آبادان و مناطق نفتی اطراف آن می‌شوند و چند ساعت بعد که باد شدید تری می‌وزد ، ذرات رادیوآکتیو را تا کویت هم می‌کشاند ...

... بدین ترتیب با نابودشدن میدان های نفتی خاورمیانه دوران تکنولوژی و دنیای « ‌ماشینسم » به‌پایان می‌رسد .

البته این داستان و هم زمانی آن را با انقلاب بهمن ماه ایران باید تصادفی دانست .

 

به گزارش نیمروز یک تن از کاربران « گوگل پلاس » [GOOGEL PLUS] با اشاره به سیزن 8 سریال آمریکایی « 24 » که در سال 2010 ساخته شده است  ، در نقل لحظه های جالب توجه از این فیلم نوشت :

« این‌جا در سازمان ملل ، لخظاتی پیش سخن‌گوی کاخ سفید تاکید کردکه روسای جمهور « تیلور »  و « حسن » یک کنفرانس خبری مشترک برگزار خواهند کرد . قویا انتظار می‌رودکه رییس جمهور حسن ، لغو برنامه‌‌ی تولید سلاح هسته‌ای از سوی کشورش را اعلام کند .

                                                                              [سفید ]

رییس جمهور حسن اعلام کرده اند که ایشان این قرارداد را یک موفقیت تاریخی و شروعی تازه برای کشورش و هم‌چنین کل منطقه خاورمیانه می‌دانند .

حسن :‌ کشور من می‌پذیرد که به دنبال دست‌یابی به سلاح هسته‌ای نباشه با نظارت کامل دیده‌بان‌های آژانس بین الملی انرژی اتمی .

تیلور :  ولی جناب رییس جمهور ، شرایط ما این بود که بازرس ها آمریکایی باشن نه از آژانس .

فرهاد ( برادر حسن ) : تا حالا هم به اسم صلح توی خیلی چیزها تسلیم شدیم .

حسن :‌ تسلیم کلمه درشتیه فرهاد . و واقعا غیر از جاه‌طلبی‌های هسته‌‌‌‌‌‌‌ای مون توی چه چیزی تسلیم شدیم ؟

  چرخ خوردن 6000 سانتریفوژ برای مانور سیاسی خوبه ولی داره باعث میشه که کشورمون ورشکست بشه !

حقیقت اینه که این ما نیستیم که داریم بخشندگی می‌‌‌‌‌‌‌کنیم ، رییس جمهور تیلور تحریم های اقتصادی را برداشته و پیشنهاد یک بسته‌ی حمایتی به ارزش میلیاردها دلار داده . هرچیزی می‌خواستیم گیرمون اومده فرهاد » .

البته این داستان را هم باید به پای اتفاق وتخیل گذارد .

                                                                 25 آذرماه 1392

                                                                  هوشنگ طالع