منافع ملی، از دیدگاه راستین
دکتر هوشنگ طالع
امروزه واژهی منافع ملی یکی از فراگیرترین واژهها و به ویژه در مسایل مربوط به سیاست خارجی است.
منافع ملی، عبارت است از ارزشگزاریهای یک ملت یا به گفته بهتر، عبارتست از : جهان بینی یک ملت که آن ملت در راه تحقق آن، میکوشد.
چنان که گفته شد « منافع ملی » برخاسته از جهان بینی ملت میباشد. جهان بینی عبارت است از دیدگاهی که یک ملت بر پدیدههای جهان هستی مینگرد. در نتیجه جهان بینی عبارت است از یک دستگاه فلسفی کامل که ملت وسیلهی آن، پدیدههای جهان هستی را میسنجد و ارزشگذاری میکند.
ناسیونالیسم ایرانی برخاسته از جهان بینی ایرانی است و یا به گفته دیگر، ناسیونالیسم ایرانی، سرچشمهی جهانبینی ایرانی است. ناسیونالیسم ایرانی، اندیشهای است انسانی، انسان محور و انسان دوست.
از روزگاران دور تاریخ، دو اصل زیر مورد شناخت و احترام ملت ایران بوده و هست که نشان دهندهی منافع ملی ایران می باشد :
یکم ـ آزادی انسان و حقوق بشر
دوم ـ طرد هرگونه استبداد، استعمار و استعمار، در هر رنگ و هر شکل
از این رو، منافع ملی از دیدگاه ملت ایران در پهنهی جهان، عبارت است از :
۱ - حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی همهی مردم جهان
۲ - مبارزه با هرگونه استبداد، استعمار و استثمار و تبعیض نژادی
پایههای جهان بینی انسانی ملت ایران یا منافع ملی ملت ایران ، در منشور کورش بزرگ در سال 538 پیش از میلاد مسیح / 1159 پیش از هجرت پیامبر از مکه به مدینه، بلورینه شده است. این منشور، رگههای بسیاری از باورهای کهن ایرانیان در قالب « منشور منوچهر » را با خود دارد.
بدین سان، جهانبینی ایرانی از گاه کهن در « منشور منوچهر » تا گاه باستان ، در « منشور کورش بزرگ » به گستردگی هرچه تمامتر، بازتاب می یابد.
در دوران اسلامی جهان بینی ایرانی را فردوسی در یک رج کوتاه میکند :
میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
منشور، منوچهر و کوروشبزرگ را سعدی اینگونه بیان میکند :
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار [از سوی : ستمگر، امپریالیست، جهانخوار]
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی