یادداشت شماره 493 /  مصوبه‌ی « برجام » ( اقدام متقابل و متناسب ... ) غیرقانونی است

یادداشت شماره 493
 
مصوبه‌ی « برجام » ( اقدام متقابل و متناسب ... ) غیرقانونی است
برخلاف اصل نود و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ، هنگام « رکورد زنی 20 دقیقه‌ای آقای لاریجانی » ،  اعضای شورای نگهبان در مجلس شورای اسلامی حضور نداشتند و در همان جلسه ،
نظر خود را اظهار نکردند . اصل نود وهفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌گوید :
« اعضای شورای نگهبان به منظور تسریع در کار ، می‌توانند هنگام مذاکره در باره‌ی لایحه یا طرح قانونی در مجلس حاضر شوند و مذاکرات را استماع کنند ؛ اما وقتی طرح یا لایحه‌‌‌‌ای فوری در دستورکار مجلس قرارگیرد ، اعضای شورای نگهبان باید در مجلس حاضر شوند و نظر خود را اظهار کنند » .
چنان‌چه می‌دانیم ، برخلاف اصل نود و هفتم قانون اساسی ، نه اعضای شورای نگهبان در مجلسحضور داشتند و نه ، نظر خود را در جلسه اظهار نمودند .
 « وای به وقتی که بگندد نمک » .
چهارشنبه 29 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع 
 
 

یادداشت شماره 492  / با چشمان باز ، سرنگون در چاه کاپیتولاسیون

یادداشت شماره 492
 
با چشمان باز ، سرنگون در چاه کاپیتولاسیون
آقای ریاست مجلس شورای اسلامی و دارای « رکورد جهانی » در رشته‌ی « به تصویب رساندن برجام در20 دقیقه » ، این‌روزها ، بی‌هوده می‌کوشند تا این « زشت‌کاری » را توجیه کنند و خود را مبری نشان‌دهند .
 ایشان در آخرین سخن‌رانی خود که با اعتراض‌های زیاد هم‌راه‌ بود ، فرمودند : «‌ کشور باچشم باز این مسیر [‌منتهی به برجام ]‌ را انتخاب کرده است » .
نخست ایشان باید بدانند که کشور ، متعلق به ملت و مردم است و نه گروه‌های حاکمه . مردم برای اداره‌ی امور کسانی را برمی‌گزینند و تا زمانی که مجری خواسته‌هایشان هستند ، آن‌ها را ابقا می‌کنند و چون از مسیر راستای خواسته هایشان منحرف شوند ، آنان را بر کنار می‌کنند . خواست مردم نیز در موارد مهم که با سرنوشت‌ ملی ، استقلال‌ملی  ، منافع ملی و نیز منافع‌حیاتی نسل حاضر و نسل‌های آینده ارتباط دارد ، در « همه‌پرسی » تجلی پیدا می‌کند .
هنگامی که مردم به این نتیجه برسند که دولت توان درک خواست عمومی در راستای نگاهبانی از استقلال ملی ، ‌منافع ملی و منافع حیاتی را ندارد ،‌ خود به گونه‌ی سرراست (‌مستقیم ) اظهار نظر می‌کنند و دولت را مکلف به اجرای آن می‌نمایند .
از این رو ، باید برای آگاهی آقای رییس مجلس شورای اسلامی گفته شود که این « کشور » [ بخوان ملت و مردم ] نبود  که با چشم باز مسیر   « اسارت و کاپیتولاسیون سیاسی ـ نظامی ـ اقتصادی ـ اجتماعی ـ‌ فرهنگی» ‌را بر گزید ؛ بلکه « ‌ترکمان‌چای هسته‌ای » ( برنامه جامع اقدام مشترک برای اسارت و به بندکشیدن ملت و مردم ایران ) از سوی شما و دیگر دست‌اندرکاران به ملت و مردم ایران تحمیل شده است ؟!
 
سه شنبه 28 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 491  / سرخط یادداشت به انتخاب خودتان

یادداشت شماره 491
 
سرخط یادداشت به انتخاب خودتان
وندی شرمن گفت‌وگوگر ارشد آمریکا در مذاکرات هسته‌ای :
طرح یک فوریتی مجلس ایران ، نیاز آمریکا را برآورد می‌کند
( کیهان 19 مهرماه 1349 )
نامه هفت نماینده به رییس مجلس شورای اسلامی :
طرحی که برجام را تایید کند ،‌ قانون اساس را نقض کرده است
( همان )
یک رکورد بین‌المللی
تنها در 20 دقیقه :
زمان لازم برای تایید جزییات طرح یک فوریتی
(‌خبرگزاری‌ها و صدا وسیمای جمهوری اسلامی )
طرح مجلس نیست :
در جریان رسیدگی به جزئیات « طرح اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی در اجرای برجام » برخی نمایندگان مجلس در صحن علنی گفتند :
همه بدانند این طرح ، طرح مجلس نیست ؛ طرح لاریجانی و شمخانی و حجازی است .
(‌خراسان 23 مهر 1394 )
با تایید شورای نگهبان ، برجام نهایی شد
(خراسان 23 مهر 1394 )
آدینه 24 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 
 

یادداشت شماره 490 فرجامین پرده‌ی نمایش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک ) برای اسارت و به بندکشیدن مل

یادداشت شماره 490
 
فرجامین پرده‌ی نمایش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک )
برای اسارت و به بندکشیدن ملت و مردم ایران
تصویب شتاب‌زده‌ی «‌ترکمان‌چای هسته‌ای » از سوی شورای نگهبان ، هم‌راه با نامه‌ی رییس سازمان انرژی هسته‌ای به رییس مجلس شورای اسلامی ، اندک تردید دیده‌بانان گفت‌وگوهای هسته‌ای با 1 + 5 را برکنار کرد و نشان داد که چارچوب قرارداد وین ( برجام  = برنامه جامع اقدام مشترک برای اسارت و به بندکشیدن ملت و مردم ایران ) پیش از سرکارآوردن دولت یازدهم در خردادماه 1392 مورد پذیرش مقام های جمهوری اسلامی قرار گرفته بود و دولت یازدهم موظف به « ‌حسن‌اجرای » قرارومدارهای گذارده شده ، هم‌راه با شعبده‌بازی « ‌قهروآشتی» ‌برای گم‌راه کردن مردم بود .
پنج‌شنبه 23 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 489 / کشور را به سوی رقیت و بردگی سوق دادند

یادداشت شماره 489
 
کشور را به سوی رقیت و بردگی سوق دادند
از زیان‌بار ترین رخدادهای عصر حاضر ، تحمیل دولت یازدهم بر ملت و مردم ایران است . بر خلاف این شعار مردم‌فریب  که : « هم باید چرخ سانتیریفوژ بچرخد و هم چرخ معیشت مردم » ؛ از همان آغاز « چرخ سانتیریفوژ » را از کار انداختند و امروز ناله‌ی « بحران » اقتصادی را سر داده‌اند .
با بتون‌ریزی قلب رآکتور اراک به دست دولت یازدهم ، با پیش‌گامی دکتر علی‌اکبر صالحی ( پهلوان سید علی‌اکبر ) در حقیقت قلب تپنده‌ی پیش‌رفت علم و شگردشناسی (‌تکنولوژی / فن‌‌آوری ) کشور را بتون‌ریزی کردند و دست‌کم برای 20 تا 25 سال کشور را از پیش‌رفت علمی و شگرد‌شناسی باز داشتند .
هنوز مرکب برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای رقیت و به بندکشیدن ملت ایران ) ‌خشک نشده است که نخست 4 وزیر دولت یازدهم با نوشتن نامه به رییس جمهور ، اعلام وضعیت بحران کردند و سپس شخص رییس جمهور که قرار بود با تسلیم شدن به خواست 1 + 5 « چرخ معیشت مردم »‌را به گردش در آورد ، اعلام کرد که : « ممکن است به رکود باز گردیم » ؛ در حالی کشور تا « خرخره »‌ در رکود اقتصادی فرو رفته است .
این گفته ، پایانی بود بر دوسال و اندی دروغ و فریب که می‌گفتند با تسلیم شدن برابر آمریکا و غرب و شرق ، از آسمان کشور « لیره زر » خواهد بارید و چنین و چنان خواهد شد و دیگر غم « نان » و « آب خوردن » نخواهید داشت ؛ اما امروز که «‌ خرشان از پل گذشت » و بند رقیت قرارداد وین را برگردن ملت و مردم ایران استوارکردند و به گفته‌ی دیگر            «‌ ماموریت انجام شد » بدون اندک شرم و حیا ، ناسرراست (‌غیرمستقیم ) می‌گویند که همه‌ی وعده‌ها دروغ بود .
 بدین‌سان  با پذیرش « کاپیتالاسیون سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی ـ فرهنگی » زیر پوشش برجام ، نه تنها نباید در انتظارگشایش اقتصادی بود ؛ بلکه باید پذیرای «‌رکود » هم بود .
سه‌شنبه 21 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
    


یادداشت شماره 488 /« برجام » : ننگین‌تر از قرارداد « ترکمان‌چای » و ‌خفت‌بارتر از « تجزیه‌ بحرین »

یادداشت شماره  488
 
« برجام » : ننگین‌تر از قرارداد « ترکمان‌چای » و ‌خفت‌بارتر از « تجزیه‌ بحرین »
با ترفند آخر برای تصویب برجام (‌برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و رقیت ملت و مردم ایران ) آشکار شد که با روی کار آوردن دولت یازدهم ، اصول کلی و پیوست‌های محرمانه‌ی قرارداد وین ( معروف به برجام )‌ از سوی دولت جمهوری اسلامی پذیرفته شده بود و مساله‌ی « خطوط قرمز » و « باید و نبایدها » ، همه و همه « بازی » برای فریب ملت و مردم ایران بود . حتا می‌توان این‌گونه پنداشت که برخی مخالفت‌ها نیز « دستوری » برای فریب مردم و طبیعی نشان دادن قراردادی بود که پیش‌تر پذیرفته و امضا شده بود ؟!
ایران‌دوستان ، پای‌بندان به منافع‌ملی و هرآن کس که قلبش به خاطر این سرزمین می‌تپد ، این قرارداد اسارت‌‌آور و تحمیلی را نمی‌پذیرند و از  هیچ تلاشی برای بطلان این قرارداد ننگین و اسارت‌آور فروگذار نخواهند کرد .
 دوشنبه 20 مهرماه 1349 ـ هوشنگ طالع 
 
 
 

یادداشت شماره 487  / فاجعه‌ی منا و « پس‌لرزه » های آن

یادداشت شماره   487
 
فاجعه‌ی منا و « پس‌لرزه » های آن
تجاوز به دو نوجوان از سوی پلیس سعودی در فرودگاه جده ، محک سنجش آمادگی جمهوری اسلامی از سوی انسان‌نمایان سعودی بود . و مهم این‌که این جنایت ، بر پایه‌ی « فتوا »‌ی یک تن از « جنایت‌پیشگان وهابی » انجام گرفته بود .
 سکوت جمهوری اسلامی هم‌راه با « ماست‌مالی کردن »‌ مساله و « عدم اقدام لازم» و در پیش‌گرفتن « سیاست نرمش » یا سیاست تسلیم در خارج و « ‌هارت و پورت و الدرم و بلدرم » در داخل ، کار را به فاجعه‌ی منا با این ابعاد غیر قابل باور کشاند .
 
 این در حالی است که از تقصیرکاران داخلی سخنی نیست و سر انجام با بازگشت سرپرست حجاج ایرانی از مکه به تهران ، به گونه‌ی ضمنی این مساله پایان یافته اعلام شد و به دنبال « پرحرفی‌»‌های بسیار که دیگر حتا « مصرف داخلی » را نیز از دست داده است ، قرار شد این جنایت بزرگ و « سوگ ملی » و خفت‌وخواری تحمیل شده از سوی حکومت عربستان سعودی به دولت جمهوری اسلامی را استادان دانش‌کده‌ی حقوق دانشگاه تهران بررسی کنند ؟!
اما باید دانسته شود که سودجویی سازمان حج و زیارت ، عدم واکنش لازم مراجع و از همه مهم‌تر عدم درک درست دولت جمهوری اسلامی از جریان‌های حاکم بر منطقه ، ضعف دستگاه دیپلماسی و شاید « دانم‌کاری » هایی در داخل ، باعث این فاجعه دل‌خراش ملی گردید که شاید نخستین « پس‌لرزه »‌ی آن ، شهادت سردار حسین همدانی می‌باشد ؟!
 
 
آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی اعلام کردند : « آن‌چه صورت گرفته سوظن برانگیز است ، چرا که برخی افراد رده بالای جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های فنی ، علمی و سیاسی در این حادثه مفقود و شهید شده اند » .
رییس سازمان حج و زیارت با بیان این که سعودی‌ها 1400 پیکر جان‌باختگان منا را دفن کرده اند گفت  : « ممکن است برخی از پیکرهای زائران  ایرانی در  میان آن ها باشد » .
می‌توان پنداشت که در میان این 1400 تن « برخی افراد رده‌ی بالای جمهوری اسلامی در حوزه‌های فنی ، علمی و سیاسی » وجود دارند که پس از تخلیه‌ی اطلاعات از سوی ماموران سعودی ـ اسرائیلی به شهادت رسانیده شده اند و به سبک سعودی‌ها ( ریختن مواد شیمیایی بر روی جسد برای تجزیه‌ی کامل ) دفن شده اند که در آن صورت ، هرگز پیدا نخواهند شد .
تخلیه‌ی اطلاعات ، دارای پی‌آمدها و پس‌لرزه‌هایی است که به باور برخی دیده‌بانان ،‌ شهادت سردار حسین همدانی می‌تواند از پی‌آمدهای آن ‌باشد !
 
یک‌شنبه 19 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 
 
 
 

  یادداشت شماره 486  / « برجام »  ننگین‌تر از تجزیه‌ی « بحرین »

 

یادداشت شماره 486

 

« برجام »  ننگین‌تر از تجزیه‌ی « بحرین »

« برجام »  به باور بسیاری از باورمندان به حاکمیت ملی عبارت است از : « برنامه جامع اقدام مشترک برای اسارت ملت ایران و مخدوش کردن حاکمیت ملی » و یا به عبارت دقیق‌تر : «‌کاپیتولاسیون سیاسی ، ‌اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ملت و مردم ایران » و محو ملت ایران از زمره‌ی ملت‌های دارای استقلال و حاکمیت ملی تام . 

با پذیرش این قرارداد از سوی جمهوری اسلامی به مانند تحمیل قرارداد ترکمان‌چای ، حاکمیت ملی ایران خدشه‌دار و در نتیجه « محدود » خواهد شد ؛ با فرق این که قرارداد ترکمان‌چای به دنبال 13 سال نبرد و خیانت فرانسویان و انگلیسیان بر ملت و مردم ایران تحمیل شد و قرار است « برجام » در میان هلهله و کارناوال شادی به سبک « ریو » و رضایت‌مندی همه‌ی دولت‌مردان برملت و مردم ایران تحمیل گردد .

اما ملت ایران نشان داده است که « تحمیل » و « خواری » را نمی‌پذیرد .

شنبه 18 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع

 

 

  یادداشت شماره 485 / دین و مذهب « بمب اتم »

 

 یادداشت شماره 485

دین و مذهب « بمب اتم »

دیوید کامرون نخست وزیر دولت استعماری بریتانیا اعلام کرد : « اگر لازم شود از سلاح هسته‌ای استفاده‌ می‌کنیم » .

کامرون در پاسخ به رهبر حزب کارگر گفت : « اگر شما هم‌چون من باور داشته باشید که انگلیس باید سیاست برخورداری تام از یک بازدارندگی مستقل را داشته باشد ، باید بپذیرید که شرایطی وجود دارد که در آن استفاده [ از زاردخانه هسته‌ای ] توجیه پذیر است » .

کامرون افزود : « اگر شما هر پاسخ دیگری را ارائه کنید ، در آن صورت به صراحات ، ‌امنیت ملی ما را تضعیف می‌کنید ، بازدارندگی ما را تضعیف می‌کنید » .

حال پرسش این جاست که اگر امنیت ملی ایران مورد تهدید قرار گرفت ، در حالی که جمهوری اسلامی ایران « بازدارندگی مستقل »  را از کشور سلب کرده است ، مسئولان چه پاسخی خواهد داشت ؟!

از یاد نبریم ، هنگامی که آمریکایی‌ها از «‌گزینه‌های نظامی » سخن می‌گویند ، منظور جنگ‌افزار هسته‌ای است که ایران فاقد آن است ؛ وگرنه تانک و توپ و هواپیما که بیش‌تر کشورها دارند !

بمب هسته‌ای مسیحی ( آمریکا ،‌ روسیه ، انگلیس و فرانسه ) ، یهودی (‌اسرائیل ) ، هندو (‌هندوستان ) ، لامذهب (‌چین ) و اسلام اهل‌سنت (‌ پاکستان ) ، بسیار پسندیده است ؛ اما تنها و تنها ، اهل شیعه اند که حق داشتن « بازدارندگی مستقل » ندارند ؟!

سه‌شنبه 14 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 484 / هم چرخ هسته‌ای از کار افتاد و هم چرخ معیشت مردم

یادداشت شماره 484

هم چرخ هسته‌ای از کار افتاد و هم چرخ معیشت مردم

رییس جمهور در آغاز کار به مردم گفته بود که باید هم چرخ هسته‌ای بگردد و هم چرخ معیشت مردم  ؛ اما دولت یازدهم از همامن آغاز کار ، خود خواسته «‌چرخ هسته‌ای » را از کار انداخت و نامه‌ی 4 وزیر به رییس جمهور ، در خالی‌که دست‌کم یک بار با وی در هیات دولت کنار هم می نشینند ،‌نشان داد که «‌چرخ معیشت مردم » نیز لنگ می‌زند و ممکن با مشکلات ژرفی روبرو گرد . این نامه به ویژه از آن جهت حایز اهمیت است که وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز آن را امضا کرده است . آنان به روشنی اشاره می‌کنند :

 « اگر به صورت ضرب‌الاجل و بر اساس قواعد حاکم در شرایط بحران اتخاذ تصمیم نگردد ، بیم آن می‌رود که رکود تبدیل به بحران و آن‌گاه بی‌اعتمادی شود که برای زدودن آثار آن شاید مدت‌ها وقت لازم باشد » .

در این نامه از دست‌آوردهای دولت تدبیر و امید ،‌این گونه یاد شده است :

« ازدی‌ماه 1392 تا کنون ظرف 19 ماه ارزش بازار بر اساس شاخص قیمت 42 در صد کاهش یافته و به لحاظ افت ارزش ، بازار کاهشی معادل 180 هزار میلیارد نومان شاهد است » .

ظریفی می‌گفت در میان بحران ، تنها بارازی که پر رونق بود ، بورس « چادر برای تکاندن توت » بود ، زیر بر پایه‌ی گفتارهای رییس‌جمهور و دولت ، قرار بود یش از برجام ، از آسمان پول ببارد و مردم هم با خرید این چادر‌ها به بهانه‌ی رفتن به ییلاق و « توت تکان » دادن ، دست انر خرید این چادرها بودند که آن‌هم با نامه‌ی 4 وزیر به سرنوشت « بورس و فرابورس » دچار شد .

دوشنبه 13 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 483 کورشید ، کرشید ، دورشید

 

یادداشت شماره 483
کورشید ، کرشید ، دورشید
سرانجام با قوه‌ی قهریه ، چادرهای دانش‌جویان  منتقد و معترض به « برجام » را از برابر مجلس شورای اسلامی برچیدند . بدین‌سان آشکار شد که در مردم سالاری دینی ، منتقدان و مخالفان « بی‌سواد » و          « کم‌سواد » اند ، « تازه بدوران رسیده» اند و باید « به جهنم بروند » .
 تنها موافقان حق دارند هر هنگام که دستور داده شد ، کارناوال به سبک « ریو » برگزار کنند و « به‌به و چه‌چه » سردهند و  « گل‌ریزان » کنند و عنوان  « پهلوان »‌ بدهند و آن‌هم به کسانی که حتا بویی از آیین  « ‌پهلوانی » نبرده‌اند ؛‌ البته و صد البته ، تنها و تنها در راستای خواست دولت . ‌وگرنه ، ‌جایی برای اعتراض ، انتقاد و داشتن عقیده‌ی مخالف وجود ندارد .
پذیرش « برجام »  در حد پذیرش « کاپیتالاسیون سیاسی ـ نظامی ـ اقتصادی ـ فرهنگی »‌ می‌باشد .  
یک‌شنبه 12 مهرماه 1394 ـ‌ هوشنگ طالع
 
 

  یادداشت شماره  482   /پاک کردن صورت مساله

 

یادداشت شماره  482


پاک کردن صورت مساله

دیشب در کمال شگفتی در بخش‌های اخبار شامگاهی  ، شمار جان‌باختگان ایرانی در فاجعه‌ی جان‌خراش « منا » 470 تن اعلام گردید . به باور برخی دیده‌بانان مسایل داخلی ، این کار در راستای پاک‌کردن صورت مساله و عدم پی‌گیری فاجعه‌ی « منا » مانند جنایت  فرودگاه جده می‌باشد . قرار دادن ناپدید شدگان در شمار جان‌باختگان ، به هیچ وجه نمی‌تواند از مسئولیت مقام های مسئول جمهوری اسلامی در این باره بکاهد .

به جرات می‌توان گفت که نادیده گرفتن اخطار جنایت‌کارانه‌ی « انسان‌نمایان » سعودی در مساله‌ی فرودگاه جده ( که البته از سوی جمهوری اسلامی پی‌گیری نشد و خانوده‌ی قربانیان نیز از ترس آبرو ، پی‌گیر نشدند ) این فاجعه را رقم زد .

از سوی دیگر ، افزودن ناپدید‌شدگان (‌مفقودان ) به جمع جان‌باختگان ، نشان‌دهنده‌ی آن است که قرار است این بار نیز پی‌گیری لازم به عمل نیاید و تنها به « ‌تهدیدزبانی »‌ بسنده گردد .

این در حالی است که به گفته‌ی آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی : آن چه صورت گرفته است سوظن برانگیز است ،‌ چرا که برخی از افراد رده‌بالای جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های فنی ،‌ علمی و سیاسی در این حادثه مفقود و شهید شده اند .

آدینه 10 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع

 

 

  یادداشت شماره 481  / مسئولیت و بی‌توجهی مقام‌های مسئول

  یادداشت شماره 481

مسئولیت و بی‌توجهی مقام‌های مسئول

جنایت انسان‌نمایان سعودی ، هر روز گسترده تر می‌شود و سخن از جان‌باختن نزدیک به  5000 تن در فاجعه‌ی « منا »‌ است . در این میان شمار کشته شدگان ایرانی نسبت به کل جمعیت حاجیان بسیار بالاست و شمار هم‌میهنان ناپدید شده نیز بسیار زیاد و بحث‌انگیز است .

پرسش اساسی این است که چرا اخطار این انسان‌نمایان را در فاجعه‌ی فرودگاه جده ، جدی گرفته نشد ؛ فاجعه‌ای که بر پایه‌ی « فتوا »ی یک تن از همین « انسان‌نمایان » به وجود آمده بود . با وجود گذشت چندین روز از فاجعه‌ی دل‌خراش منا ، هرگز به این پرسش پاسخ داده نشده است ؟!

 عدم واکنش لازم یا  به گفته‌ی درست‌تر ، پیش‌گرفتن سیاست « نرمش » و « زیرسیبلی در کردن»  به جای پی‌گیری سخت‌گیرانه‌ی مساله و اصرار برای سپردن آمران و عاملان به دست عدالت ،‌‌‌‌‌ پیشه‌کردن  سیاست « انشاالله گربه است » و گسیل 68 هزارتن از هم‌میهنان مشتاق زیارت ، آن هم « بی‌پناه » و بدون « گرفتن تضمین‌های لازم » و اعلان این تضمین‌ها در سطح جهانی ، نتیجه‌ی آن نمی‌توانست جز این به بار آورد ؛ چنان‌چه در خبرها آمده است :

    ماموران سعودی برخی از حجاج نیمه جان را داخل کاورهای حمل اموات ریخته و به بهانه‌ی این که وی ایرانی است و مستحق مرگ ، به حال خود رها می‌کردند .

   ماموران امنیتی عربستان ، بالای سر جنازه‌ها و افراد نیمه‌جان ، در حالی که سیگار می‌کشیدند با یک‌دیگر شوخی می‌کردند .

   ماموران سعودی حاجیان نیمه‌جان را هم‌راه با جان باختگان ، درون کانتینرها روی هم ریخته‌اند . حتا گفته شده است تا سیصد تن در یک کانتینر که گنجایش یک صد جسد را دارد ، روی‌هم       « تلمبار » شده‌اند . شمار زخمی‌هایی که به این وسیله به کام مرگ رانده شده‌اند ، آشکار نیست

   اجساد در برخی کانتینرها در حال فساد است و در نتیجه تشخیص هویت آنان امکان پذیر نخواهد بود .

   برای جلوگیری از کالبد شکافی جان‌باختگان از سوی پزشکی قانونی در کشور مقصد ، انسان‌نمایان سعودی ،  بسیاری از در گذشتگان را در گور‌های دستجمعی دفن کرده‌اند .

   به گفته‌ی آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی : آن چه صورت گرفته است ، ‌سوظن برانگیز است ، چرا که برخی از افراد رده بالای جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های فنی ، علمی و سیاسی در این حادثه مفقود و شهید شده‌اند .

از سوی دیگر وزیر بهداشت پیش از سفر به عربستان گفته بود که شایعه‌ی کاریرد گازهای سمی را بررسی می‌کنیم .

پرسش اساسی این جاست که باتوجه به اخطار جدی حکومت آل‌سعود در قالب تجاوز به دو نوجوان از سوی پلیس در فرودگاه جده ، چرا با « های و هوی » و تبلیغات 68 هزارتن را روانه‌ی مکه گردید ، در حالی که می‌بایست می‌دانستید این کار می‌تواند پی‌آمدهای شومی داشته باشد ؟!

 این سهل‌انگاری مقام‌های جمهوری اسلامی و نیز« مراجع » باعث شده است که امروز ناچار سخن از گزینه‌ی جنگ به میان آورده شود . 

پنج‌شنبه 9 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع 

 

 یادداشت شماره 480  / « خون و خاک » و « خاک و خون »

  یادداشت شماره 480

« خون و خاک » و « خاک و خون »

ملت همبسته‌ای است از خون و خاک . در نتیجه همه‌ی فرزندانی که با داشتن خون ایرانی ، بر خاک ایران زاده می‌شوند ، ایرانی اند ؛ چه این خون از مادر باشد یا پدر .

این اصل مسلم ، چیزی است که بیشینه‌ی نمایندگام مجلس شورای اسلامی آن را درک نکردند و با طرح اعطای شهروندی به فرزندانی که از بطن مادر ایرانی و پدر غیر ایرانی زاده شده است ، مخالفت کردند .

 آنان حتا نمی‌دانستند که مردمان سرزمین افغانستان کنونی ، هم‌خانمان و هم‌میهن ما به شمار می‌روند و « غیر ایرانی »‌ نیستند . سرزمین افغانستان با دسیسه و حتا اعلان جنگ و اشغال جزیره‌ی خارک ، پیاده کردن نیرو در بوشهر ، گلوله‌باران خرم‌شهر و اهواز از راه رودخانه کارون از سوی استعمار بریتانیا در سال 1236 خورشیدی ( 1857 میلادی ) بر پایه‌ی قرارداد پاریس از ایران جدا ساخته شده است  و هنوز 180 سال از این جدایی نمی‌گذرد .      

از سوی دیگر ، در حالی که رشد جمعیت کشور منفی شده است و جمعیت رو به کاهش نهاده است ، فرزندان حاصل از مادران ایرانی و پدرانی که دارای شناسنامه‌ی ایرانی نیستند ؛ اما ایرانی‌تبار هستند ، از راه حل‌های اصلی و بسیار پسندیده می‌باشد . از سوی دیگر رها کردن این فرزندان بدون دست‌رسی به « آموزس و بهداشت » و به ویژه آموزش ، می‌تواند برای آینده‌ی کشور خطرساز باشد . رها کردن فرزندان این سرزمین ( فرزندانی که از بطن مادران ایرانی زاده شده ‌اند ) می‌تواند خطرات و آسیب‌های زیادی در آینده برای کشور داشته باشد .

 افزون بر آن چه که گفته شد ، هر کودکی که بر خاک مقدس ایران زاده می‌شود ، می‌تواند خواهان شهروندی این سرزمین باشد و باید برای خواسته‌ی این کودکان ، پایه‌های قانونی لازم تهیه و تصویب گردند .

هم « خون »‌ ایرانی شایسته‌ی پاسداشت و احترام کامل می‌باشد و هم خاک این سرزمین مقدس است .

سه شنبه 7 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 479    / 135 تن ناپیدا ؟!

یادداشت شماره 479

 

135 تن ناپیدا ؟!

در خبرها آمده است که در حادثه‌ی جنایت‌کارانه‌ی « منا » 135 تن از هم‌میهنان ناپدید شده اند . از آن جا که آگاهی‌رسانی درست از سوی دستگاه‌های مسئول نمی‌شود ، شاید این رقم کم تر یا بیش‌تر باشد .

همان‌گونه که یک دانشمند ارزشمند کشور در حادثه‌ی جنایت‌کارانه‌ی فروافتادن جرثقیل سقفی بر روی مسجد الحرام ، کشته شد ، شاید بسیاری از ناپدید شدگان در زندان‌های سعودی تحت شکنجه و بازجویی برای تخلیه‌ی اطلاعات قراردارند که البته در آن صورت سربه نیست خواهند شد . برخی به صورت کنیز و غلام فروخته خواهند شد و شاید برخی زیر تاثیر موادمخدر و ... به گونه‌ی تروریست انتحاری مورد سواستفاده‌ی انسان نمایان سعودی قرار گیرد .

اما مساله این جاست که با وجود اخطار جدی و ددمنشانه‌ی انسن‌نمایان سعودی در قالب تجاوز به دو نوجوان از سوی پلیس   آن کشور در فرودگاه جده که معلوم شد بر پایه‌ی فتاوای یک تن از مراجع سعودی بوده است ، چرا اجازه داده شد که این فاجعه گریبان‌گیر زائران ایرانی گردد ؟!

درست است که باید حکومت « عهد دایناسورها » در عربستان سعودی را به محاکمه کشاند و سران کشوری و لشگری آنان را مورد پی‌گرد قضایی قرارداد ؛ اما عاملان و آمران داخلی که بدون توجه به هشدار انسا‌نمایان سعودی و جو حاکم بر آن کشور در دشمنی با ملت بزرگ و مردم شریف ایران ، اقدام به اعزام بیش از 60 هزار تن به مراسم حج نمودند نیزباید  مورد پی‌گرد قرار گیرند .

 نکته‌ی دیگر این که در هرکجای جهان که چنین فاجعه‌ای رخ دهد ، اگر رییس جمهور و وزیر امورخارجه  در مسافرت باشند ، بدون درنگ به کشور باز می‌گردند ؛ اما ادامه‌ی سفر از سوی رییس جمهور و وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ، بسیار تاسف بار و شگفت‌انگیز است ؟!

یک‌شنبه 5 مهر 1394 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 478 / از حادثه‌ی شوم فرودگاه جده درس نگرفتید ؟!

یادداشت شماره 478

از حادثه‌ی شوم فرودگاه جده درس نگرفتید ؟!

تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده از سوی ماموران پلیس حکومت سعودی ، زنگ هشدار بود که شنیده نشد و به دلیل حاکمیت سیاست « نرمش » بر دستگاه وزارت امورخاجه جمهوری اسلامی و نیز دولت جمهوری اسلامی ، واکنش لازم نشان داده نشد . در این راستا بدون این که حتا سعودی‌ها یک پوزش‌خواهی « خشک و خالی » بکنند ، بیش از شصت و هشت‌هزارتن به حج اعزام شدند که این فاجعه اتفاق افتاد و نزدیک به یک‌صد و پنجاه تن از هم‌میهنان جان باختند و بسیاری نیز زخمی شدند و ...

در این جا نیز سقوط جرثقیل سقفی بر روی مسجد الحرام و کشته شدن شماری از هم‌میهنان و زخمی شدن شمار بیش‌تر هم پند آموز نبود تا این حادثه‌ی دل‌خراش اتفاق افتاد . با همان حادثه‌ی نخشت می‌بایست مقام‌های جمهوری اسلامی در می‌یافتند که امنیت لازم برای اجرای مراسم حج آماه نیست و چاره اندیشی می‌کردند ؛ اما به جای زائران را به سوی این فاجعه راندند .

شنبه 4 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع  

 

 

  یادداشت شماره 477 / دروغ و فریب : داستان « دستمال کشیدن » با « ‌چشم‌بند »

یادداشت شماره 477

دروغ و فریب : داستان « دستمال کشیدن » با « ‌چشم‌بند »

آقای عراق‌چی که دیروز از سوی آقای ظریف ( پهلوان محمد‌جواد ) به عنوان مجری قرارداد ترکمان‌چای هسته‌ای ( برجام ) برگزیده شدند تا افتخار شلیک « تیرخلاص » را داشته ‌باشند ، در اوایل خردادماه سال جاری در باره‌ی بازرسی‌ها هسته‌ای گفته بودند که مردم نگران نباشند ؛ زیرا حتا اگر بازرسان آژانس بتوانند به نقاط حساس وارد شوند ، تنها یک « دستمال » می‌کشند و می‌روند‌ . ایشان برای تکمیل این « ‌طنز سیاسی » در خبر 20 و 30 شبکه 2 ( 5 خرداد 1394 ) در رابطه با        « دستمال‌کشی » افزودند که حتا می‌توان چشم‌های بازرسان را بست و دوربین و وسایل دیگر آنان را گرفت .

در حالی‌که مردم ایران و خود آقای عراق‌چی و نیز رییسانشان ، شاهد بودند که مدیرکل کارگزاری ( آژانس ) هسته‌ای  و همراهانش ؛ برای عبور چند باره از « خطوط قرمز » بدون « چشم‌بند » وارد تاسیسات نظامی پارچین شدند و به جای       « دستمال‌کشی » از هرکجا که خواستند نمونه برداری کردند و ...

راستی را پشت این داستان برجام چه خوابیده است که قرار است با دست یازیدن به ترفند وگفتن دروغ ، آن را به ملت و مردم ایران تحمیل کرد ؟!

چهارشنبه یکم مهرماه 1394 ( برابر با خجسته روز جشن ملی مهرگان ) ـ هوشنگ طالع