یادداشت شماره 493 / مصوبهی « برجام » ( اقدام متقابل و متناسب ... ) غیرقانونی است










یادداشت شماره 486

« برجام » ننگینتر از تجزیهی « بحرین »
« برجام » به باور بسیاری از باورمندان به حاکمیت ملی عبارت است از : « برنامه جامع اقدام مشترک برای اسارت ملت ایران و مخدوش کردن حاکمیت ملی » و یا به عبارت دقیقتر : «کاپیتولاسیون سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ملت و مردم ایران » و محو ملت ایران از زمرهی ملتهای دارای استقلال و حاکمیت ملی تام .
با پذیرش این قرارداد از سوی جمهوری اسلامی به مانند تحمیل قرارداد ترکمانچای ، حاکمیت ملی ایران خدشهدار و در نتیجه « محدود » خواهد شد ؛ با فرق این که قرارداد ترکمانچای به دنبال 13 سال نبرد و خیانت فرانسویان و انگلیسیان بر ملت و مردم ایران تحمیل شد و قرار است « برجام » در میان هلهله و کارناوال شادی به سبک « ریو » و رضایتمندی همهی دولتمردان برملت و مردم ایران تحمیل گردد .
اما ملت ایران نشان داده است که « تحمیل » و « خواری » را نمیپذیرد .
شنبه 18 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 485

دین و مذهب « بمب اتم »
دیوید کامرون نخست وزیر دولت استعماری بریتانیا اعلام کرد : « اگر لازم شود از سلاح هستهای استفاده میکنیم » .
کامرون در پاسخ به رهبر حزب کارگر گفت : « اگر شما همچون من باور داشته باشید که انگلیس باید سیاست برخورداری تام از یک بازدارندگی مستقل را داشته باشد ، باید بپذیرید که شرایطی وجود دارد که در آن استفاده [ از زاردخانه هستهای ] توجیه پذیر است » .
کامرون افزود : « اگر شما هر پاسخ دیگری را ارائه کنید ، در آن صورت به صراحات ، امنیت ملی ما را تضعیف میکنید ، بازدارندگی ما را تضعیف میکنید » .
حال پرسش این جاست که اگر امنیت ملی ایران مورد تهدید قرار گرفت ، در حالی که جمهوری اسلامی ایران « بازدارندگی مستقل » را از کشور سلب کرده است ، مسئولان چه پاسخی خواهد داشت ؟!
از یاد نبریم ، هنگامی که آمریکاییها از «گزینههای نظامی » سخن میگویند ، منظور جنگافزار هستهای است که ایران فاقد آن است ؛ وگرنه تانک و توپ و هواپیما که بیشتر کشورها دارند !
بمب هستهای مسیحی ( آمریکا ، روسیه ، انگلیس و فرانسه ) ، یهودی (اسرائیل ) ، هندو (هندوستان ) ، لامذهب (چین ) و اسلام اهلسنت ( پاکستان ) ، بسیار پسندیده است ؛ اما تنها و تنها ، اهل شیعه اند که حق داشتن « بازدارندگی مستقل » ندارند ؟!
سهشنبه 14 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 484

هم چرخ هستهای از کار افتاد و هم چرخ معیشت مردم
رییس جمهور در آغاز کار به مردم گفته بود که باید هم چرخ هستهای بگردد و هم چرخ معیشت مردم ؛ اما دولت یازدهم از همامن آغاز کار ، خود خواسته «چرخ هستهای » را از کار انداخت و نامهی 4 وزیر به رییس جمهور ، در خالیکه دستکم یک بار با وی در هیات دولت کنار هم می نشینند ،نشان داد که «چرخ معیشت مردم » نیز لنگ میزند و ممکن با مشکلات ژرفی روبرو گرد . این نامه به ویژه از آن جهت حایز اهمیت است که وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز آن را امضا کرده است . آنان به روشنی اشاره میکنند :
« اگر به صورت ضربالاجل و بر اساس قواعد حاکم در شرایط بحران اتخاذ تصمیم نگردد ، بیم آن میرود که رکود تبدیل به بحران و آنگاه بیاعتمادی شود که برای زدودن آثار آن شاید مدتها وقت لازم باشد » .
در این نامه از دستآوردهای دولت تدبیر و امید ،این گونه یاد شده است :
« ازدیماه 1392 تا کنون ظرف 19 ماه ارزش بازار بر اساس شاخص قیمت 42 در صد کاهش یافته و به لحاظ افت ارزش ، بازار کاهشی معادل 180 هزار میلیارد نومان شاهد است » .
ظریفی میگفت در میان بحران ، تنها بارازی که پر رونق بود ، بورس « چادر برای تکاندن توت » بود ، زیر بر پایهی گفتارهای رییسجمهور و دولت ، قرار بود یش از برجام ، از آسمان پول ببارد و مردم هم با خرید این چادرها به بهانهی رفتن به ییلاق و « توت تکان » دادن ، دست انر خرید این چادرها بودند که آنهم با نامهی 4 وزیر به سرنوشت « بورس و فرابورس » دچار شد .
دوشنبه 13 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 482

پاک کردن صورت مساله
دیشب در کمال شگفتی در بخشهای اخبار شامگاهی ، شمار جانباختگان ایرانی در فاجعهی جانخراش « منا » 470 تن اعلام گردید . به باور برخی دیدهبانان مسایل داخلی ، این کار در راستای پاککردن صورت مساله و عدم پیگیری فاجعهی « منا » مانند جنایت فرودگاه جده میباشد . قرار دادن ناپدید شدگان در شمار جانباختگان ، به هیچ وجه نمیتواند از مسئولیت مقام های مسئول جمهوری اسلامی در این باره بکاهد .
به جرات میتوان گفت که نادیده گرفتن اخطار جنایتکارانهی « انساننمایان » سعودی در مسالهی فرودگاه جده ( که البته از سوی جمهوری اسلامی پیگیری نشد و خانودهی قربانیان نیز از ترس آبرو ، پیگیر نشدند ) این فاجعه را رقم زد .
از سوی دیگر ، افزودن ناپدیدشدگان (مفقودان ) به جمع جانباختگان ، نشاندهندهی آن است که قرار است این بار نیز پیگیری لازم به عمل نیاید و تنها به « تهدیدزبانی » بسنده گردد .
این در حالی است که به گفتهی آقای دکتر علیاکبر ولایتی : آن چه صورت گرفته است سوظن برانگیز است ، چرا که برخی از افراد ردهبالای جمهوری اسلامی ایران در حوزههای فنی ، علمی و سیاسی در این حادثه مفقود و شهید شده اند .
آدینه 10 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 481

مسئولیت و بیتوجهی مقامهای مسئول
جنایت انساننمایان سعودی ، هر روز گسترده تر میشود و سخن از جانباختن نزدیک به 5000 تن در فاجعهی « منا » است . در این میان شمار کشته شدگان ایرانی نسبت به کل جمعیت حاجیان بسیار بالاست و شمار هممیهنان ناپدید شده نیز بسیار زیاد و بحثانگیز است .
پرسش اساسی این است که چرا اخطار این انساننمایان را در فاجعهی فرودگاه جده ، جدی گرفته نشد ؛ فاجعهای که بر پایهی « فتوا »ی یک تن از همین « انساننمایان » به وجود آمده بود . با وجود گذشت چندین روز از فاجعهی دلخراش منا ، هرگز به این پرسش پاسخ داده نشده است ؟!
عدم واکنش لازم یا به گفتهی درستتر ، پیشگرفتن سیاست « نرمش » و « زیرسیبلی در کردن» به جای پیگیری سختگیرانهی مساله و اصرار برای سپردن آمران و عاملان به دست عدالت ، پیشهکردن سیاست « انشاالله گربه است » و گسیل 68 هزارتن از هممیهنان مشتاق زیارت ، آن هم « بیپناه » و بدون « گرفتن تضمینهای لازم » و اعلان این تضمینها در سطح جهانی ، نتیجهی آن نمیتوانست جز این به بار آورد ؛ چنانچه در خبرها آمده است :
ماموران سعودی برخی از حجاج نیمه جان را داخل کاورهای حمل اموات ریخته و به بهانهی این که وی ایرانی است و مستحق مرگ ، به حال خود رها میکردند .
ماموران امنیتی عربستان ، بالای سر جنازهها و افراد نیمهجان ، در حالی که سیگار میکشیدند با یکدیگر شوخی میکردند .
ماموران سعودی حاجیان نیمهجان را همراه با جان باختگان ، درون کانتینرها روی هم ریختهاند . حتا گفته شده است تا سیصد تن در یک کانتینر که گنجایش یک صد جسد را دارد ، رویهم « تلمبار » شدهاند . شمار زخمیهایی که به این وسیله به کام مرگ رانده شدهاند ، آشکار نیست
اجساد در برخی کانتینرها در حال فساد است و در نتیجه تشخیص هویت آنان امکان پذیر نخواهد بود .
برای جلوگیری از کالبد شکافی جانباختگان از سوی پزشکی قانونی در کشور مقصد ، انساننمایان سعودی ، بسیاری از در گذشتگان را در گورهای دستجمعی دفن کردهاند .
به گفتهی آقای دکتر علیاکبر ولایتی : آن چه صورت گرفته است ، سوظن برانگیز است ، چرا که برخی از افراد رده بالای جمهوری اسلامی ایران در حوزههای فنی ، علمی و سیاسی در این حادثه مفقود و شهید شدهاند .
از سوی دیگر وزیر بهداشت پیش از سفر به عربستان گفته بود که شایعهی کاریرد گازهای سمی را بررسی میکنیم .
پرسش اساسی این جاست که باتوجه به اخطار جدی حکومت آلسعود در قالب تجاوز به دو نوجوان از سوی پلیس در فرودگاه جده ، چرا با « های و هوی » و تبلیغات 68 هزارتن را روانهی مکه گردید ، در حالی که میبایست میدانستید این کار میتواند پیآمدهای شومی داشته باشد ؟!
این سهلانگاری مقامهای جمهوری اسلامی و نیز« مراجع » باعث شده است که امروز ناچار سخن از گزینهی جنگ به میان آورده شود .
پنجشنبه 9 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 480

« خون و خاک » و « خاک و خون »
ملت همبستهای است از خون و خاک . در نتیجه همهی فرزندانی که با داشتن خون ایرانی ، بر خاک ایران زاده میشوند ، ایرانی اند ؛ چه این خون از مادر باشد یا پدر .
این اصل مسلم ، چیزی است که بیشینهی نمایندگام مجلس شورای اسلامی آن را درک نکردند و با طرح اعطای شهروندی به فرزندانی که از بطن مادر ایرانی و پدر غیر ایرانی زاده شده است ، مخالفت کردند .
آنان حتا نمیدانستند که مردمان سرزمین افغانستان کنونی ، همخانمان و هممیهن ما به شمار میروند و « غیر ایرانی » نیستند . سرزمین افغانستان با دسیسه و حتا اعلان جنگ و اشغال جزیرهی خارک ، پیاده کردن نیرو در بوشهر ، گلولهباران خرمشهر و اهواز از راه رودخانه کارون از سوی استعمار بریتانیا در سال 1236 خورشیدی ( 1857 میلادی ) بر پایهی قرارداد پاریس از ایران جدا ساخته شده است و هنوز 180 سال از این جدایی نمیگذرد .
از سوی دیگر ، در حالی که رشد جمعیت کشور منفی شده است و جمعیت رو به کاهش نهاده است ، فرزندان حاصل از مادران ایرانی و پدرانی که دارای شناسنامهی ایرانی نیستند ؛ اما ایرانیتبار هستند ، از راه حلهای اصلی و بسیار پسندیده میباشد . از سوی دیگر رها کردن این فرزندان بدون دسترسی به « آموزس و بهداشت » و به ویژه آموزش ، میتواند برای آیندهی کشور خطرساز باشد . رها کردن فرزندان این سرزمین ( فرزندانی که از بطن مادران ایرانی زاده شده اند ) میتواند خطرات و آسیبهای زیادی در آینده برای کشور داشته باشد .
افزون بر آن چه که گفته شد ، هر کودکی که بر خاک مقدس ایران زاده میشود ، میتواند خواهان شهروندی این سرزمین باشد و باید برای خواستهی این کودکان ، پایههای قانونی لازم تهیه و تصویب گردند .
هم « خون » ایرانی شایستهی پاسداشت و احترام کامل میباشد و هم خاک این سرزمین مقدس است .
سه شنبه 7 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 479

135 تن ناپیدا ؟!
در خبرها آمده است که در حادثهی جنایتکارانهی « منا » 135 تن از هممیهنان ناپدید شده اند . از آن جا که آگاهیرسانی درست از سوی دستگاههای مسئول نمیشود ، شاید این رقم کم تر یا بیشتر باشد .
همانگونه که یک دانشمند ارزشمند کشور در حادثهی جنایتکارانهی فروافتادن جرثقیل سقفی بر روی مسجد الحرام ، کشته شد ، شاید بسیاری از ناپدید شدگان در زندانهای سعودی تحت شکنجه و بازجویی برای تخلیهی اطلاعات قراردارند که البته در آن صورت سربه نیست خواهند شد . برخی به صورت کنیز و غلام فروخته خواهند شد و شاید برخی زیر تاثیر موادمخدر و ... به گونهی تروریست انتحاری مورد سواستفادهی انسان نمایان سعودی قرار گیرد .
اما مساله این جاست که با وجود اخطار جدی و ددمنشانهی انسننمایان سعودی در قالب تجاوز به دو نوجوان از سوی پلیس آن کشور در فرودگاه جده که معلوم شد بر پایهی فتاوای یک تن از مراجع سعودی بوده است ، چرا اجازه داده شد که این فاجعه گریبانگیر زائران ایرانی گردد ؟!
درست است که باید حکومت « عهد دایناسورها » در عربستان سعودی را به محاکمه کشاند و سران کشوری و لشگری آنان را مورد پیگرد قضایی قرارداد ؛ اما عاملان و آمران داخلی که بدون توجه به هشدار انسانمایان سعودی و جو حاکم بر آن کشور در دشمنی با ملت بزرگ و مردم شریف ایران ، اقدام به اعزام بیش از 60 هزار تن به مراسم حج نمودند نیزباید مورد پیگرد قرار گیرند .
نکتهی دیگر این که در هرکجای جهان که چنین فاجعهای رخ دهد ، اگر رییس جمهور و وزیر امورخارجه در مسافرت باشند ، بدون درنگ به کشور باز میگردند ؛ اما ادامهی سفر از سوی رییس جمهور و وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ، بسیار تاسف بار و شگفتانگیز است ؟!
یکشنبه 5 مهر 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 478

از حادثهی شوم فرودگاه جده درس نگرفتید ؟!
تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده از سوی ماموران پلیس حکومت سعودی ، زنگ هشدار بود که شنیده نشد و به دلیل حاکمیت سیاست « نرمش » بر دستگاه وزارت امورخاجه جمهوری اسلامی و نیز دولت جمهوری اسلامی ، واکنش لازم نشان داده نشد . در این راستا بدون این که حتا سعودیها یک پوزشخواهی « خشک و خالی » بکنند ، بیش از شصت و هشتهزارتن به حج اعزام شدند که این فاجعه اتفاق افتاد و نزدیک به یکصد و پنجاه تن از هممیهنان جان باختند و بسیاری نیز زخمی شدند و ...
در این جا نیز سقوط جرثقیل سقفی بر روی مسجد الحرام و کشته شدن شماری از هممیهنان و زخمی شدن شمار بیشتر هم پند آموز نبود تا این حادثهی دلخراش اتفاق افتاد . با همان حادثهی نخشت میبایست مقامهای جمهوری اسلامی در مییافتند که امنیت لازم برای اجرای مراسم حج آماه نیست و چاره اندیشی میکردند ؛ اما به جای زائران را به سوی این فاجعه راندند .
شنبه 4 مهرماه 1394 ـ هوشنگ طالع
یادداشت شماره 477

دروغ و فریب : داستان « دستمال کشیدن » با « چشمبند »
آقای عراقچی که دیروز از سوی آقای ظریف ( پهلوان محمدجواد ) به عنوان مجری قرارداد ترکمانچای هستهای ( برجام ) برگزیده شدند تا افتخار شلیک « تیرخلاص » را داشته باشند ، در اوایل خردادماه سال جاری در بارهی بازرسیها هستهای گفته بودند که مردم نگران نباشند ؛ زیرا حتا اگر بازرسان آژانس بتوانند به نقاط حساس وارد شوند ، تنها یک « دستمال » میکشند و میروند . ایشان برای تکمیل این « طنز سیاسی » در خبر 20 و 30 شبکه 2 ( 5 خرداد 1394 ) در رابطه با « دستمالکشی » افزودند که حتا میتوان چشمهای بازرسان را بست و دوربین و وسایل دیگر آنان را گرفت .
در حالیکه مردم ایران و خود آقای عراقچی و نیز رییسانشان ، شاهد بودند که مدیرکل کارگزاری ( آژانس ) هستهای و همراهانش ؛ برای عبور چند باره از « خطوط قرمز » بدون « چشمبند » وارد تاسیسات نظامی پارچین شدند و به جای « دستمالکشی » از هرکجا که خواستند نمونه برداری کردند و ...
راستی را پشت این داستان برجام چه خوابیده است که قرار است با دست یازیدن به ترفند وگفتن دروغ ، آن را به ملت و مردم ایران تحمیل کرد ؟!
چهارشنبه یکم مهرماه 1394 ( برابر با خجسته روز جشن ملی مهرگان ) ـ هوشنگ طالع