نیایش نوروز
نیایش نوروز
دکتر محمدرضا عاملی تهرانی ( آژیر )
اي خداي ! كه از برترينِ برتري ها، به برترين برتري ، برتري ؛ به تو نماز آوريم به تو نياز آوريم :
تا هر آن كس كه سال ها بر او گذشته و در آستانِ سالي نو به پيشگاه پرشكوه تو برپاست، به بزرگي خود ، به آن شگرف نيروي خود راهبر شوي .
تا رخ نپوشي، تو اي برترين بزرگ، اي زورمندترين توانا ، اي زيباترين هستي كه چون تو رخ پوشي ديگر ما خود ، نبنيم .
اي ، ز هر چه برتر ! تو خود مايي كه خدايي . تو خدايي كه خود مايي .
تو رخ پوشي، چه باشيم ؟ چو رخ پوشيم، چه باشي ؟
بي تو ، نه بزرگي هست كه بزرگترين نيست . نه زيبايي هست كه زيباترين، نيست. نه راستي هست كه راست ترين نيست .
خدا : با ما باش . تو همه چيزي ، باش كه چيزي باشيم .
تا ايران باشد، تا ايران باشد، تا ايران باشد . ايران كه جايگاه شناسايي تُست . ايران كه جاي، فرهنگ هاست . ايران كه جاي مردهاست .
تو در ايراني و ما ، در ايران ... گر ايران نباشد، ديگر ...
ديگر تا زيبايي پرستيم، تا نيكي آموزيم، تا دوست بداريم، تا مهر ورزيم . مهر ورزيم چون مهر به گل ها، به سبزه ها، به گياهان، به جانداران، به زيبايان .
تا مهر پرستيم : مهر زيبا و رخشان را ؛ مهر پاسدار پيمان ها را ؛ مهر پاسبان دودمان ها را ؛ مهر پيروزگر سپاهيان را ؛ مهر هستي بخش ايران را .
تا خوب باشيم چون دريا : به خروشــيدن ، جوشيدن و بودن ، به كوشيدن و رفتن و نياسودن .
چون كوه ، به آرامي و سنگيني و شكوه و بلندي . چون شير، به سركشي كه به نيروي بسيار، غرش به نرمي كنيم . چون شاهين كه فرازدوست باشيم و نيلگوني آسمان پرست . چون سرو ، راست و چون شراب خندان .
ديگر، تا بجنگيم كه تو به ما هستي داده اي ؛ بايد كه باشيم كه تو خواست هاي ؛ بايد كه بجنگيم تا باشيم .
تا بسازيم، بيافرينيم . آفرينش از آفريدني است ، هميشه و بيايست .
آن هستي كه هست و به جنگ است ، آفريدن است اي آفريدگار و ما كه هستيم ؛ آفريده اي هستيم و چون خواهيم باشيم ، جنگنده اي آفريدگار .
به جنگ آفرين كه به جنگ است جهان آفرين . به ما آفرين كه بجنگيم هم چنان .
ديگر تا به راه نياكان باشيم و به ياد نياكان ؛ تا چون به فروردگان به فراز آيند و بر ما نگرند، نگران نشوند . بدانند كه به خوي ايشانيم و به سوي ايشان . به نيكي يادشان كنيم و به كوشش ، يادشان در جهان بر جاي داريم .
ديگر تا شاد باشيم ، به هر كار . پيروز باشيم ، به هر پيكار . سرباز باشيم به جنگي مدام ، به راه ايران

