یادداشت شماره 808 / در عالم « هپروت »

یادداشت شماره 808
                                           

در عالم « هپروت »
عالم هپروت ؛  در تداول عامه ، دنیای واهی و خیالی محض است .
سخنان دیروز آقای روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی که گفتند : « سانتریفوژها می‌چرخد ، چرخ کارخانه‌ها به حرکت درآمده است » و نیز سخن گفتن از رشد 7.4 درصدی تولید ناویژه‌ی داخلی ، مصداق آشکار و نمایانِ « عالم هپروت» است ؛ در حالی که مردم یا همان 99 درصد ، نه تنها گشایشی در زندگی خود نمی‌بینند ؛ بلکه هر روز بر گرانی و مشکل‌های آنان در همه‌ی زمینه‌ها افزوده می‌گردد .
 اما « گردش سانتریفوژها » درست مصداق این مثل فارسی است : « چراغ خاموش است و آسیاب می‌گردد » . اگر آقای رییس جمهور متن برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک [ جمهوری اسلامی و 1 + 5 ] برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را خوانده بودند ، متوجه می‌شدند که چرخش شمار محدود سانتریفوژهای نسل یکم که تنها اجازه دارند اورانیوم با غنای 3.25 و آن هم به میزان 400 ـ300 کیلو در سال تولید کنند ، تنها و تنها برای ملت و مردم ایران ، هزینه‌ی بیهوده است و لاغیر .
این در حالی است که هم‌زمان وزیر اقتصاد آقای رییس‌جمهور محترم می‌گوید :‌ « مردم آثار رشد اقتصادی را در زندگی خواهند دید » . البته انشالله پس از 120 سال ؟!
و می‌افزاید : « هنوز به سطح تولید سال 1390 نرسیده‌ایم » ؟! البته باید گفت : با عرض تبریک و شادباش به دولت محترم و نیز « ذخایر نظام  » و تسلیت و دل‌آرامی ، به ملت و مردم ایران .
سه شنبه 30 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 807 /  دریغ از یک واژه‌ی راست ؟!

یادداشت شماره 807
                              

دریغ از یک واژه‌ی راست ؟!
راستی را ، دریغ از یک واژه‌ی « راست » ؟! امروز که روشن شده‌است ، همه‌ی وعده‌های دولت و پهلوانان هسته‌ای درباره‌ی برجام دروغ بوده و هست و در برابر « هیچ » صنایع پرتوان هسته‌ای ، امکان پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای و از آن مهم‌تر حیثیت و آبروی ملت بزرگ و مردم شریف ایران را به باد داده‌اند ، دوباره « پهلوان سیدعلی‌اکبر » را به میدان آورده‌اند.
اکنون که کار بدین‌جا رسیده است و آمریکایی‌ها پس از آن که به همه‌ی هدف‌های خود از گفت‌وگوها هسته‌ای دست یافته‌اند و آشکارا در 53 مورد ، برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را نقض کرده‌اند ،‌ آقای پهلوان علی‌اکبر صالحی پس از دیدار با آمانو در تهران که برای بازرسی به تهران سفر کرده است ، در پاسخ به یک تن از خبرنگاران در باره‌ی گام‌های عملی در برابر نقض برجام از سوی آمریکا ، گفت : « پیش‌تر هم به رسانه‌ها گفته‌ام اگر من مطلبی را می‌گویم حتما دقیق می‌گویم ؛ ولی به هر حال دست ایران بسته نیست و پل‌های پشت سرش را خراب نکرده و ما هر اقدامی که مقتضی باشد و مسئولان نظام تصمیم بگیرند ، برای عملیاتی کردن آن آمادگی داریم » .
پرسش این‌جاست که « پهلوان » چگونه دست‌های ایران بسته نیست ؟! مگر همین شما نبودید که با ساز و دهل و رقص پای‌کوب ، قلب تپنده‌ی واکنشگر ( رآکتور ) آب سنگین اراک را بتون ریختید و امکان دست‌یابی به پدآفند بازدارنده‌ی هسته‌ای را از ملت و مردم ایران سلب کردید ؟! مگر همین شما و دیگر دست اندرکاران نبودید که دستور اسقاط کمابیش 10 هزار سامانه‌ی گریز از مرکز ( سانتریفوژ ) آن هم به دست کارگران ساده را صادر نکردید ؟! مگر شما و دیگر دست‌اندرکاران نبودید که اندوخته‌ی سوخت 20 درصدی را اکسیده کردید ؟! و اندوخته‌ی آب‌سنگین کشور را به زیر بهای جهانی به آمریکا و روسیه فروختید ؟! اکنون می‌گویید که « دست‌های ایران بسته نیست » ؟!
در همین گفت وگو « پهلوان » در باره‌ی فرمان رییس‌جمهور در باره‌ی ساخت « پیش‌ران هسته‌ای » می‌گوید : « این بحث بسیار مهم فنی است، ولی به طور معمول غنای این محرک‌ها از پنج درصد کمتر و تا 90 درصد هم هست و این بسته به نوع محرک دارد که برای چه منظور و مدت زمانی استفاده شود، مثلا شما تعویض سوخت را طولانی بکنید غنا بالا می‌رود و این‌ها مطالب تخصصی و فنی است که ما قطعا در چارچوب برجام و در چارچوب موافقت‌نامه‌های پادمانی آن‌ها را انجام خواهیم داد و خارج از آن کاری انجام نخواهیم داد » .
بر پایه‌ی برجام ، چنان شما و دیگر هم‌کارانتان در دولت  « دست‌های ملت و مردم ایران را بسته‌اید » که تنها می‌تواند اورانیوم را تا کمابیش 3 درصد غنی‌سازی کند و با تاکیدی که کرده‌اید که « قطعا در چارچوب برجام عمل خواهید کرد » بدون رودربایستی باید گفت : ساخت پیش‌ران‌هسته‌ای یعنی « کشک » ؟!
البته همان‌گونه هم که فرموده‌اید : « این مساله ساده‌ای نیست که بخواهیم امروز تصمیم بگیریم و فردا عملیاتی کنیم » ؟!
انشاالله پس از 120 سال و سر فرصت کافی ، با عملیاتی کردن فرمان مقام ریاست جمهوری « پاسخ قاطع » به آمریکا خواهید داد ؟!
دوشنبه بیست و نهم آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

چو‌استادی ؟!

چو‌استادی ؟!

پان‌ایرانیسم یا وحدت همه‌ی سرزمین‌های ایرانی نشین و همه‌ی مردمان
ایرانی تبار ، روانِ کالبدِ ملت ایران است
چند روز پیش دوستی متنی از یک گفت‌وگو با آقای دکتر ناصر فکوهی استاد دانشگاه در جمهوری اسلامی با سرخط : « پان ایرانیست‌ها خطری که هویت ایرانی را تهدید می‌کنند » . به دستم رسید که در همان نگاه نخست ، از نادانی « استاد »؟! سخت در شگفت شدم ؛ اما هنگامی که دریافتم رشته‌ی تخصصی ایشان « انسان‌شناسی » است ، از شگفتی‌ام کاسته شد . تقصیر از پرسش‌گر بود که نشانی را اشتباه گرفته بود و به جای این که از آقای دکتر درباره‌ی « انسان نئوآندرتال » و مانند آن‌ها پرسش کند ، چرایی گردهم‌آمدن کمابیش 500 هزارتن در روز جهانی کورش بزرگ در دشت پاسارگاد و ارتباط آن با « باستان‌گرایی » ، ملی‌گرایی و ... را با ایشان در میان گذارده است . به گفته‌ی استاد استادان روزگار سعدی شیراز :
« بی‌دل از بی‌نشان ، چه گوید باز » ؟!
اما استاد ، با پاسخ به پرسش‌گر که بدون دودلی « زنده » نبوده است و استاد ، پرسش‌ها را از پیش می‌دانسته ، پاسخ‌هایی داده که مصداق « آن کس که نداند که نداند که نداند » و « جهل مرکب » است . راستی را باید گفت : چواستادی ؟!
پیش درآمد یک : برای آگاهی « چواستادی » ؟! در باره‌ی ناسیونالیسم :
واژه‌ی ناسیونالیسم از دو بخشِ « ناسیون » (Nation ) به معنای « ملت » و پسوند « ایسم » تشکیل شده است . اندیشه‌ی ناسیونالیسم یا « ملی‌گرایی » و « ملت‌گرایی » در ساده‌ترین تعریف ، عبارتست از مکتب شناخت و پاسداری منافع ملی . آخشیج ( عنصر ) اصلی مکتب ملی‌گرایی / ملت‌گرایی ، عبارت است از « ملت » . و بدون شناخت ملت ، شناخت ناسیونالیسم ، امکان‌پذیر نیست .
ملت درشناخت راستین آن عبارتست از زنجیره‌ی ناگسستنی نسل‌های گذشته ، اکنون و آینده . البته باید توجه داشته باشیم که ملت ، یک مقوله‌ی تاریخی‌ قائم به خود که در بستر دگرگشت حیاتی و اجتماعی ، شکل گرفته و رو به تکامل می‌رود .
در مکتب ناسیونالیسم ، ملت به عنوان یک موجود زنده است که به مانند هر موجود زنده‌ی دیگر ، دارای قوانین ویژه‌ی زیستی خود می‌باشد . با در نظر گرفتن این اصل ، می‌توان گفت که ناسیونالیسم ، عبارتست از آیین شناخت قوانین زندگی ملت و فلسفه‌ی نگاهبانی از موجودیت آن . یا به گفته‌ی دیگر ، آیین نگاهبانی از منافع ملی .
با این برداشت درست از مساله ، به این نتیجه منطقی می‌رسیم که « ناسیونالیسم » راز دریافت پدیده‌‌‌‌‌ها ، ارزش‌ها و مفاهیم اجتماعی ، برپایه‌ی شناسایی کامل و طبیعی آن‌هاست . بدین سان باید گفته شود که احکام مکتب ناسیونالیسم در باره‌ی اجتماع ( ناسیونالیسم اجتماعی ) درست‌ترین ارزش‌گذاری‌ها و نیز بهترین راهنمایی‌ها ، برای رسیدن به آماج و آرمان های ملی است .
کوتاه سخن : ناسیونالیسم به عنوان یک جهان بینی ، محک و ترازوی سنجش ارزش‌ها و مفاهیم اجتماعی و نشان دهنده‌ی « نیک و بد » همه‌ی پدیده‌ها و رخدادهای جهان است .
پیش‌درآمد دو : برای آگاهی « چواستادی » در باره‌ی پان‌ایرانیسم :
پان‌ایرانیسم برخلاف مکتب‌های دیگری که دارای پیشوند « پان » هستند ، یک واقعیت عینی ( اُبژکتیو » است که دارای واقعیت تاریخی است . در حالی که مکتب‌هایی مانند پان‌عربیسم یا پان‌ترکیسم ، پان‌ژرمنیسم ، پان‌اسلاویسم و ... مفاهیمی ذهنی ( سوبژکیتو ) اند که تنها در ذهن پیروان وجود دارد و در حقیقت بیان آرزوها و خواست‌هاست ؛ چیزی که در جهان واقع ، وجود ندارد و هرگز وجود نداشته است .
پان‌ایرانیسم یا وحدت همه‌ی سرزمین‌های ایرانی‌نشین و همه‌ی مردمان ایرانی‌تبار ، تنها وسیله‌ی یورش نظامی ، تحمیل شکست ، اشغال و تحمیل قراردادهای جدایی ، برای دوره‌ای ( کوتاه یا دراز ) از هم‌گسیخته است ؛ اما پس از گذشت چند دهه و حتا چند سده ، دوباره بخش‌های تجزیه شده ، به هم‌پیوسته‌اند و به « پان‌ایرانیسم » عینیت بخشیده‌اند .
از گاه کهن و باستان تا به امروز ، چندین بار این یگانگی از هم گسیخته است و دو باره « پیوند » ها بر پا گردیده است :
بر اثر یورش اسکندر گجستک مقدونی ، شاهنشاهی هخامنشیان که تجلی پان‌ایرانیسم یا یگانگی و وحدت همه‌ی سرزمین‌های ایرانی‌نشین و همه‌ی مردمان ایرانی‌تبار بود ، از هم گسیخت ؛ اما دیری نپایید که اشکانیان ، وحدت فلات ایران یا پان‌ایرانیسم را دوباره بازسازی کردند و زندگی یگانه‌ی ملت ایران در دوران اشکانیان و سپس ساسانیان ، نزدیک به هزارسال پایید که بر اثر یورش بیابان‌گردان تازی فرو ریخت .
بار دیگر پس از گذست هشتصد و پنجاه سال ، شاه اسماعیل صفوی توانست وحدت ایران را بازسازی کند و پان‌ایرانیسم یا وحدت سرزمین‌های ایرانی نشین و همه‌ی مردمان ایرانی‌تبار را عینیت بخشد .
در آغاز سده‌ی نوزدهم میلادی ( سده‌ی دوازدهم خورشیدی ) سرزمین های ایرانی نشین از سوی روسیان و انگلیسیان ، به تجزیه کشیده شد و در این فراگشت ، قراردادهای بسیاری بر ملت ایران تحمیل شد . ( برای آشنایی بیش‌تر نگ : به تاریخ شش‌جلدی تجزیه‌ی ایران و یا چکیده‌ی تاریخ تجزیه‌ی ایران ) .
بدین سان می بینیم که « پان‌ایرانیسم » ، دارای یک حیات تاریخی چند هزارساله است و هرگاه این وحدت در اثر یورش دشمنان از هم‌گسیخته است ، فرزندان این سرزمین آن را باز سازی کرده‌اند حتا اگر این دوران بیش از هشت سده به درازا کشیده باشد .
کوتاه سخن آن که پان‌ایرانیسم « پیش‌ران » تاریخ ایران ، جوهره ( گوهره‌) آن و فلسفه‌ی تاریخ این سرزمین و این ملت است . پان ایرانیسم در دوران‌های وحدت ، معطوف به نگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بانی آن ( حفظ تمامیت ارضی ) و در دوران‌های تجزیه ، معطوف به ایجاد وحدت ( در شکل‌های گوناگون ) است .
اما در باره‌ی سخنان « استاد » ؟! :
گسترش انفجارگونه‌ی ناسیونالیسم ایرانی در میان توده‌های جوانانی که نزدیک به چهار دهه با « سب و لعن » ناسیونالیسم ایرانی و پان‌ایرانیسم روبرو بوده‌اند ، جناح‌هایی از هیات حاکمه را سخت به وحشت انداخته است و در نتیجه ، می‌کوشند همه‌ی عوامل خود را که به عنوان « استاد » در دانشگاه‌ها مستقر کرده‌اند ، ‌به میدان بیاورند و ستیز با ملی‌گرایی ایرانی یا پان‌ایرانیسم را در زرورق‌های دست‌چندم « علمی » و « دانشگاهی » بپیچند ؟!
برای رویارویی « به اصطلاح علمی » با اوج‌گیری اندیشه‌ی ملی‌گرایی ایرانی یا پان‌ایرانیسم در این چندماه اخیر ، نخست دکتر زیباکلام را با شعار « نژادپرستی ایرانیان » به میان آوردند . چون زیاد کارساز نشد ، گروه « زوروان » را که با دانشگاه آزاد « هم‌آغوش » نموده بودند و از « خوان‌ِ نعمت » آن دانشگاه ، « قطره‌ای » در کامشان چکانیده بودند ، به یاری « استاد » فرستادند تا با یاری هم ، همایشی با حضور 50 ـ 40 تن با همان عنوان « نژادپرستی ایرانیان » برگزارکردند که آن هم کارساز نبود . گرچه دستگاه‌های تبلیغاتی عربستان سعودی و دیگر شیخک‌های حاشیه‌ی خلیج فارس ، هم‌راه با تجزیه‌طلبان و جدایی‌خواهان تحت حمایت بخش‌هایی از حاکمیت ، به بازتاب آن پرداختند ؛ اما با واکنش سخت توده‌های مردم ایران روبرو گردید و خیلی زود « دم فرو بستند » .
اما آشکار شدن گوشه‌هایی از گسترش ناسیونالیسم ایرانی و اندیشه‌ی پان‌ایرانیسم ، با وجود 37 سال نبرد بی‌امان هیات‌حاکمه با این اندیشه و نیز « قومیت‌تراشی » و « قومیت‌سازی » به سبک و شیوه‌ی استالینی برای ایجاد تفرقه و نفرت‌پراکنی قومی در میان ملت و مردم ایران ، هیات حاکمه را در بهتی ژرف فرو برد . حضور کمابیش نیم میلیون ایرانی در روز هفتم آبان‌ماه به انگیزه‌ی روز جهانی کورش بزرگ ، در دشت پاسارگاد و فریاد هم آهنگ آنان : « ما ایرانی هستیم » که نمایشِ شکوه‌مندِ بخشِ آشکارِ « کوه آتش‌فشان » ناسیونالیسم ایرانی و نهضت پان‌ایرانیسم بود ، عناصر جهان‌وطن و غرب‌گرای هیات‌حاکمه را سخت در بهت و حیرت فرو برد ؟!
این چنین بود که دوباره دست به دامان به اصطلاح « درس‌خوانده » های خود شدند تا با « ناخن‌های نداشته » ، خراشی بر صخره‌ی ستبر ناسیونالیسم ایرانی و پان‌ایرانیسم ، بیاندازند و یا با « قندشکن » ، سندان ناسیونالسم ایرانی و پان‌ایرانیسم را خرد کنند ؟!
سرانجام نوبت به یکی دیگر از این خیل استادان دولتی جمهوری اسلامی یعنی آقای دکتر ناصر فکوهی ( انسان‌شناس ) رسید تا وی ، از دریچه‌ی به اصطلاح علمی ، پاسخ‌گوی پرسشِ گسترشِ انفجارگونه‌ی اندیشه‌ی ناسیونالیسم ایرانی و پان ‌ایرانیسم باشد .
از یاد نبریم که تنها ابزارِ دست این روشن‌فکر نمایان نشانده شده بر کرسی‌های دانشگاهی ، چسباندن واژه‌های « افراطی و شوونیسم » به ملی‌گرایی ایرانی است ؛ اما امروزه ، موج‌ ملی‌گرایی ایرانی چنان گسترده است که این استاد جمهوری اسلامی نیز ناچار به گسترش اندیشه‌ی ناسیونالیسم ایرانی و پان ایرانیسم خستو می‌شود (اقرار می‌کند ) و می‌گوید :
« افزایش بسیار زیاد اظهارات رسمی و غیر رسمی با رنگ و بوی ملی‌گرایی افراطی و شووینیستی حتی از تریبون‌های رسمی و دانشگاهی کشور، در سخنرانی‌های علمی و در برنامه‌های مردم پسند و بالاخره در کوچه و خیابان و میدان های ورزشی و حتی ورود بخشی از رسانه‌های نمایشی مثلا سینما در گونه‌ای فیلم‌های مبتذل با عنوان «کمدی» یا «کمدی موزیکال» به عرصه استفاده از تمایلات شووینیستی و نژادپرستی در ایران و حتی برخی از واکنش‌های شوونیستی که در سال های اخیر مثلا در حمله به سفارت عربستان شاهدش بودیم، می توانند نشانگانی باشند از این که ما شاهد موج جدیدی از باستان‌گرایی هستیم » .
این استادِ جمهوری اسلامی و حقوق‌بگیر دولت با پیروی از دیدگاه و موضع رسمی دولت ، واکنش چند جوان باغیرت در برابر « بی‌غیرتی » دولت و عدم واکنش به قتل کمابیش 500 تن از هم‌میهنان در فاجعه‌ی مکه و منا و نیز دزدیدن اندامان حیاتی آنان برای جلوگیری از کالبد شکافی برای تعیین دلیل کشته شدن و نیز دفن برخی از آنان بدون پروانه از صاحبان جنازه و پاشیدن مواد شیمیایی بر روی جنازه‌ها برای از میان‌بردن آن‌ها ، جلوگیری از رساندن آب به زخمی‌ها برای قتل آنان به عمد و ... ، « تمایلات انسان دوستانه » ‌است و واکنش آن چند جوان « با غیرت » نشانه‌ی « شوونیسم » و « موج جدیدی از باستان‌گرایی » است ؟!
با فزونی گرفتن پشتیبانی عناصر و ارگان‌هایی در کشور از حکومت « عهد دایناسورها » در عربستان که نمونه‌ی تازه‌ی آن فریاد « خلیج عربی »از سوی به اصطلاح تماشاچیان تیم تراکتورسازی ( از زیر مجموعه‌های سپاه پاسداران ) در ورزشگاه آزادی بود ، بسیاری از دیده‌بانان مسایل ایران ، بر این باوراند که این سخنان و فریادها ، « بوی پول » می‌دهند ؟!
اما شگفتا که حتا « سربازان گمنام » نیز پی‌گیرِ خطی که با سخنان فائزه هاشمی ( و کنایه‌های پیاپی پدر ایشان رییس مجمع مصلحت نظام ) آغاز شد و از مسیر « نژادپرستی ایرانیان » که از سوی زیبا‌کلام ـ زوروان به روی صحنه آمد تا فریاد خلیج‌عربی هواداران باشگاه تراکتورسازی ( از زیرمجموعه‌های سپاه پاسدارن ) در قلب تهران و نیز سخنان دکتر ناصر فکوهی در راستای « بزک چهره‌ی زشت و کریه سعودی‌ها ) پی‌گیری شد و می‌شود ، نیستند ؟! اما همه‌ی دستگاه در رویارویی با اندیشه‌های ملی و ملی‌گرایان، همیشه « پا در رکاب » اند ؟!
استاد به لفظ مبارک می‌فرمایند :
« ... این‌که گروهی طرفدار کورش و ایران باستان باشند، به نظر من به خودی خود هیچ ایرادی ندارد و شاید خوب هم باشد » ؛ اما در ادامه می‌فرمایند : « البته از نظرعقلانیت مدرن این بسیار مضحک است » . سرانجام «‌شاید خوب است » یا « مضخک » ؟!
ایشان می‌افزایند : « همان‌قدر مضحک که امروز کسی در یونان بگوید طرفدارِ آلکساندر است » .
آیا می‌شود باور کرد که این استاد دانشگاه جمهوری اسلامی حتا نمی‌داند که اسکندر « مقدونی » است و نه « یونانی » و
از کینه‌ی میان یونانیان و مردمان مقدونیه و کشمکش‌های اخیر میان یونان و مقدونیه بی‌خبر می‌باشند ؟! البته از استادانی که با « گزینش‌ِ کفنی » به دانشگاه راه یافته‌اند و بر کرسی‌های تدریس نشانده شده‌اند ، بیش از این هم نباید انتظار داشت ؟!
اما ایشان از نظر شناخت تاریخ معاصر ایران نیز مشکل دارند و یا برای این که در زمره‌ی « گربه‌های ملوس » دانشگاهی جمهوری اسلامی باشند و « لقمه‌های چرب » نصیبشان گردد ، می‌گویند :
« اما احزابی چون پان ایرانیست و سومکا در دوره نهضت ملی بسیار فعال بودند و همراه با حزب توده، مهم ترین دشمنان دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت به حساب می آمدند و از عوامل اصلی پیروزی کودتا نیز بودند » .
نخست آن که « استاد » نمی‌داند یا نباید بداند که حزب‌پان‌ایرانیست با سومکا ( عکس‌برگردان حزب نازی آلمان ) از نظر اندیشه و عمل‌کرد ، در دو قطب مخالف قرار داشتند و دیگر این که نمی‌داند و یا نباید بداند که حزب پان‌ایرانیست تا پایان دولت ملی و پس از آن نیز ، همیشه در کنار دکتر مصدق و پیشاپیش صفوف مبارزه برای ملی‌شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور قرار داشت .
برای آگاهی « استاد » که بابت خوش‌خدمتی‌ها به حاکمیت ماهانه چندین و چندمیلیون مداخل دارد ، سرخط‌های شماره‌ی مخصوص « ندای پان ایرانیسم » ارگان رسمی حزب پان ایرانیست ( سه‌شنبه 27 امرداد 1332 ) را باز‌نویس می‌کنم :
« دربار فاسدترین و تبه‌کارترین دستگاهی بود که می‌توانست منظور انگلستان را برای پیش‌بردن نظریات استعماری تامین کند » . « تمام نیروهای حزب پان‌ایرانیست در تهران و شهرستان‌ها برای عقیم‌گذاشتن نقشه‌های ضدملی توطئه‌گران درباری بسیج می‌شود » . « درود بر دکتر مصدق رهبر آهنین اراده‌ی ملت ایران » . « امروز باید همه‌ی قشرهای مختلف اجتماع و همه‌ی میهن‌پرستان و علاقمندان به استقلال و عظمت ایران ، جبهه‌ی متحد و نیرومندی را با برنامه‌ی منظم برای حمایت از دکتر مصدق و مقابله با عناصر بیگانه‌پرست و عناصر ضدملی تشکیل دهند و راه را برای عملی شدن هدف‌های اساسی و بزرگ ملت ایران باز نمایند » .
هم‌چنین « استاد » را بخواندن کتاب‌های زیر برای آشنایی با اندیشه‌ی ناسیونالیسم ایرانی ، مکتب پان‌ایرانیسم ، حزب پان‌ایرانیست و نقش این حزب در مبارزه برای ملی‌شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و به ویژه نقش حزب پان‌ایرانیست در خیزش ملی سی‌تیر 1331 و نیز کودتای ننگین آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد 1332 فرا می‌خوانم :
فرهنگ ملی ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1379 / اندیشه و دانش ملت‌گرایی ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1378 / مکتب علمی ملت‌گرایی ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1379 / ناسیونالیسم‌ ایرانی ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1389 / تاریخچه‌ی مکتب پان‌ایرانیسم ـ هوشنگ طالع ـ انتشارت سمرقند ـ چاپ دوم ـ تهران 1391 / روز سی‌تیر میدان بهارستان ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1388/ روز 28 امرداد ، سه راه بوذرجمهری ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ تهران 1392
یک‌شنبه 28 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

https://telegram.me/hotale

 

 

یادداشت شماره 806 /  حقوق نمایندگی

یادداشت شماره 806
                                       

   حقوق نمایندگی
با پیش کشیدن « هزینه‌ی کفن و دفن » مورد درخواست یکی از موکلین ، دو باره میزان مرموز دریافتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی ؛ به دنبال دریافتی های نجومی دولتی‌ها ، حساب‌های قوه‌ی قضائیه ، بر سر زبان‌ها افتاد .
به ویژه در فراگشت انتخابات ، بسیاری از خود می‌پرسند : مگر نمایندگان مجلس چقدر درآمد دارند که نامزدها برای رسیدن به نمایندگی ، میلیاردی هزینه می‌کنند ؟! پرسشی که هرگز به آن پاسخ درستی داده نشده است و هر دوره که می‌گذرد ، بر رمز و راز آن افزوده می‌گردد .
این روزها ، سخنان آقای محمود صادقی نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی که حقوق نمایندگان 17 تا 21 میلیون تومان است  ، خاکسترِ حقوق نمایندگان را کنار زده و دوباره مساله ، شعله کشید .
 البته از یاد نبرده‌ایم که در مجلس هشتم نیز هنگامی که آقای حسن کامران از پرداخت 100 میلیون تومان به نمایندگان تازه وارد پرده برداشت ، غوغایی بر پاشد که آقای علی لاریجانی رییس وقت مجلس ، آن را « ماست‌مالی » کرد ؟!
هم‌چنین از یاد نبرده‌ایم که در سال 1391 که کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی ، برای هزینه‌ی دفتر ، اسکان ، امکانات رفاهی و ایاب و ذهاب 290 نماینده مبلغ 200 میلیارد تومان بودجه در نظر گرفت ، سروصدای زیادی برخاست ؟!
دیروز ، آقای بهروز نعمتی ، با دروغ خواندن گفته‌های آقای محمود صادقی مدعی شد که حقوق نمایندگان پنج میلیون و چهارصدهزار تومان است .
دوباره آقای علی لاریجانی رییس مجلس به همان شیوه‌ی سال 1391 ، اقدام به « ماست‌مالی » کردن نمودند و گفتند : «‌چرا خلاف می‌گویید و افکار عمومی را خراب می کنید ؟ نماینده ، ساختمان و اتاق برای ملاقات مردمی لازم دارد و کسی را می‌خواهد که نوبت بدهد و ما هم هزینه‌ی همان‌ها را به آنان پرداخت می‌کنیم ؛ والا باید برای هر نماینده یک ساختمان یک میلیاردی احداث می‌کردیم ... آقای نعمتی گفتند نمایندگان باید در شهرهای حوزه‌ی انتخابیه‌ی خود به عنوان مثال ساختمان داشته باشند که ما به نمایندگان گفتیم : بروید اجاره کنید و در حقیقت در هزینه صرفه‌جویی کردیم » ؟!
آقای لاریجانی و آقای لاریجانی ها : این همه فرافکنی نکنید و راست و پوست کنده بگویید در ماه به هر نماینده چند می‌دهید ؟ ضمن آن که ، کشور پیشینه‌ی 24 دوره‌ی مجلس شورای ملی را نیز دارد و حساب و کتاب‌ آن دوره‌ها هم روشن است و آشکار است که نمایندگان دوره‌های گوناگون در ماه چند می‌گرفتند ؟! آیا اجاره‌ی خانه ، دفتر و دستک و منشی و راننده و هزینه‌ی ایاب و ذهاب داشتند یا نه ؟!
 این اسناد همه در اختیار شماست ، آن ها را منتشر کنید . در ضمن به مرکز مطالعات دستور دهید دریافتی نمایندگان در کشورهای دیگر جهان را به توجه به درآمد سرانه‌ی کشورها ، مطالعه کرده و نتیجه‌ی آن را برای آگاهی افکار عمومی منتشر کنند تا معلوم شو آیا « خلاف » می‌گویند یا شما « لاپوشانی و ماست مالی می‌کنید » ؟!
پنج‌شنبه 25 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

دداشت شماره 805                 « فرمان » رییس جمهور به پهلوانان هسته‌ای : سرانجام پس از ماه‌ها درد

یادداشت شماره 805
               

« فرمان » رییس جمهور به پهلوانان هسته‌ای :
       سرانجام پس از ماه‌ها درد و « آخ و واخ » ، کوه ، موش زایید .
                    پاسخ قاطع می‌دهیم : « مخلصیم ؟! »
روز چهاردهم آذرماه جاری ، رییس جمهور اسلامی در جریان تقدیم بودجه در مجلس شورای اسلامی ، با تاکید بر این که اجرای مصوبه‌ی مجلس آمریکا ، نقض فاحش برجام است ، گفت : « پاسخ قاطع می‌دهیم » .
 دو روز بعد ، وی در سخنانی به مناسبت روز 16 آذر روز دانش‌جو در دانشگاه تهران ، از گفته‌ی خود در مجلس شورای اسلامی عدول کرد و واژه « تخلف » را جانشین  « نقض فاحش » نمود ؛ این در حالی است که از آغاز اجرایی شدن برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) تا کنون 53 بار برجام از سوی حکومت آمریکا نقض شده است .
سرانجام دیروز ( 23 آذرماه ) ، کوه موش زایید و رییس جمهور اسلامی عاقد چهار قرارداد « سعدآباد » ، « ژنو‌چای » ،    « لوزان » و « برجام » ، در قالب دو نامه خطاب به محمد‌جواد ظریف و سیدعلی‌اکبرصالحی ( پهلوانان هسته‌ای ) به آمریکایی‌ها « پاسخ قاطع » داد ؟!
در حالی که این « فرمان » ارزش حقوقی و فنی چندانی ندارد. در این نامه‌ها ، هیچ نشانه‌ای از برداشتن یک گام عملی در برابر ستیزه‌جویی‌های آشکار و پیاپی آمریکا ، به چشم نمی‌خورد و تنها از  رئیس سازمان انرژی اتمی خواسته شده است تا برای « ساخت پیش‌ران هسته‌ای » کشتی‌ها و « برنامه‌ریزی» برای تولید سوخت آن ؛‌ البته  « در چارچوب تعهدات بین‌المللی ایران» از جمله برجام ، اقدام کند و سه ماه بعد ،‌گزارش دهد ؟!
  هم چنین ، از دیگر پهلوان هسته‌ای یعنی وزیر امورخارجه‌ی اسلامی نیز خواسته شده است تا برای اعتراض به « تعلل و اهمال آمریکا در عمل به تعهدات » آمریکا ، به «  اجرای مراحل پیش‌بینی شده در برجام برای رسیدگی به موارد ‏نقض» بپردازد و یک ماه بعد گزارش دهد ؟!
روز 14 آذر ، رییس‌جمهور اسلامی از « نقضِ فاحش » سخن می‌گوید ؛ اما روز 16 آذر برای این که به « تریج‌ِ قبای» عمو سام برنخورد و کدخدا ، خدای ناکرده دل‌خور نگردد ، واژه « تخلف » را جای‌گزین « نقض‌ِ فاحش » می‌کند و در نامه به وزیر امورخارجه‌‌‌‌ی اسلامی ، از « تعلل و اهمال » سخن می‌گوید .
اجرای مراحل پیش‌بینی شده در برجام ، عبارت است از « سازوکار داوری » . آقای رییس جمهور اسلامی « عاقد » قرارداد برجام و نیز آقای ظریف « جوش‌‌کار » قرارداد ، نیک می‌دانند که این سازو‌کار برای اعاده‌ی حقوق ایران ، کارآیی ندارد و حتا می‌تواند در صورت اصرار بر اعتراض ، با عث اعمال تحریم هم بشود ؟!
برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) نتوانسته است مانع کاسته شدن از تحریم‌های آمریکا گردد ؛ بلکه در حال تبدیل شدن به زیرساختی برای آغاز دورِ تازه‌ای از تحریم‌ها در دولت آینده آمریکا گردیده است .
آمریکا ، امروز نیک دریافته است که جمهوری اسلامی « تمایل » یا « توان » رویارویی با تحریم‌های آمریکا را ندارد ؛ از این رو ، باید در انتظار ستیزه‌جویی‌های آشکارتری از سوی این کشور در آینده بود .
 با درک این « دریافت » بود که نخست‌وزیر بریتانیا ، به خود جرات داد که به خلیج فارس بیاید و پشت دروازه‌های ایران ، به جمهوری اسلامی اعلان جنگ بدهد !
چهارشنبه 24 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 804   /     خویش کاری « سپاه » ‌و عملکرد « تراکتور »

یادداشت شماره 804
                     

خویش کاری « سپاه » ‌و عملکرد « تراکتور »
اصل یکصدو پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌گوید : « سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی که در نخستین روزهای این انقلاب تشکیل شد ، برای ادامه‌ نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوردهای آن ، پابرجا می‌ماند » ...
در این اصل و قوانین برخاسته از آن ، در هیچ کجا عنوان نشده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که خویش‌کاری آن « نگهبانی از انقلاب و دست‌آوردهای آن » می‌باشد ، اجازه دارد که زیر مجموعه‌هایی ایجاد کند که آشکارا در راستای تجزیه‌ی ایران و از آن مهم‌تر ، قبح‌زدایی از تجزیه‌طلبی و جدایی‌خواهی باشد .
باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز ، از هنگامی‌که به زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزوده شده است ، بدل به کانون تجزیه‌طلبی آشکار و قبح‌زدایی از تجزیه‌طلبی گردیده است . آوردن پرچم کشورهای بیگانه از سوی هواداران این باشگاه به ورزشگاه‌های تبریز و آزادی تهران و دیگر شهرها، حرکت دادن این پرچم‌ها در خیابان‌های تبریز ، تهران و ...
سردادن شعار « خلیج عربی » در ورزشگاه آزادی تهران ، هم‌زمان با حضور نخست‌وزیران بریتانیا در بحرین و تصریح وی بر این نکته که ایران سه جزیره ( تنب بزرگ ، تنب کوچک و بوموسی ) را به زور اشغال کرده است ، بسیار پرسش‌انگیز است . بدون دودلی حاکمان عربستان سعودی و دیگر شیخک‌های تازی برای این کار آمادگی پرداخت میلیاردها دلار را داشته و برای تکرار آن ، دارند ؟!
البته آن چه که گفته شد ، مشتی از خروارهاست و پرسش این جاست که آیا این کارها ، بدون آگاهی فرماندهان سپاه پاسداران و دستگاه‌های اطلاعاتی آن انجام می‌گیرد ؟! آیا گفته خواهد شد که مانند قتل‌های زنجیره‌ای کار افراد              « خودمحور » است ؟!
 در حالی‌که این گام‌ها ، درست در راستای طرح‌های برنارد لوئیس ، سرهنگ رالف پیترز برای تجزیه‌ی ایران می‌باشد ؟!
سه شنبه 23 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .


 
 

یادداشت شماره 803         کلید بی‌کاری دانش‌آموختگان  « دانشگاه » در دستان      حجت‌الاسلام والمسلمی

یادداشت شماره 803
      

  کلید بی‌کاری دانش‌آموختگان  « دانشگاه » در دستان      حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی
پیش‌درآمدی برای « خالی نبودن عریضه » :
مدیرکل دفتر جمعیت، نیروی کار مرکز آمار ایران گفت : نرخ بیکاری فارغ التحصیلان در بهار امسال 20درصد تعیین شد که نسبت به بهار پارسال معادل 1.7درصد افزایش یافته است
به گفته‌ی معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نرخ بیکاری فارغ التحصیلان ۱۸.۹ درصد و بالاتر از متوسط کشوری است. در واقع نیمی از دانشجویان و فارغ‌‌التحصیلان نقشی در تولید و ارزش افزوده‌ی کشور ندارند . بنا به اظهار کوروش پرند هم‌اکنون، بیش از ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو و فارغ‌التحصیل در ایران وجود دارد که از این تعداد پنج میلیون و ۷۰۰ هزار نفر غیرفعال‌اند.  به گفته پرند، آخرین نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان کشور ۱۸.۹ درصد است که از این تعداد ۱۲.۹ درصد مرد و ۳۱.۳ درصد زن هستند.
در همین زمینه، رئیس سازمان تجاری‌سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان جهاد دانشگاهی، نظر دیگری دارد. محمدرضا پورعابدی، بیکاری دانش‌آموختگان را یکی از چالش‌ها و مشکلات اساسی کشور می‌داند و معتقد است نرخ بیکاری دانش‌آموختگان دانشگاهی حدود دو برابر نرخ بیکاری افراد معمولی است.
وی نرخ بیکاری دانش‌آموختگان دانشگاهی را بر اساس آمار غیررسمی تا ۳۰ درصد اعلام کرده و می‌افزاید : « آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد ؛ اما همین میزان نیز آمار مناسبی برای کشور نیست »
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما  ، حسن طائی در برنامه زنده « تیتر امشب » شبکه خبر با عنوان چالش های پیش روی اشتغال در کشور با بیان این که همه دستگاه‌ها در ایجاد اشتغال نقش دارند گفت: در حال حاضر 22 میلیون فرد شاغل در اقتصاد ایران حضور دارند و 2 و نیم میلیون نفر هم بیکارند که بر اساس آمار رسمی مرکز آمار نرخ بیکاری 11 و نیم درصد است . وی در تعریف بیکاری اظهار داشت : هر کس در طول هفته گذشته حتی یکساعت هم فرصت شغلی نداشته باشد بیکار محسوب می شود .
طائی گفت : در حال حاضر نرخ بیکاری جوانان 18 درصد و دانش آموختگان بین 21 و نیم تا 22 درصد است که در این بین نیز نرخ بیکاری دانش آموختگان دختر 30 درصد و پسر 12 درصد است.
به گزارش خبرنگار ایسنا، « اسماعیل خلیلی» در دیدار مردمی با مردم روستای بختیار نظرآباد که در مسجد جامع این روستا برگزار شد، گفت : امروز مسائل سیاسی و اقتصادی به هم پیوستگی زیادی دارد بنابراین نمی‌توان از نظر سیاسی از دولت حمایت نکرد و از آن انتظار داشت در زمینه اشتغال ، کارهای چشمگیری انجام دهد . وی افزود : البرز مشکلات زیادی دارد از همین‌رو نرخ بیکاری دانش‌آموختگان در البرز به 82 درصد رسیده است ...
اما این که گفته شد کلید اشتغال دانش‌اموختگان بی‌کار در دستان حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی است  ، از این روست که هیچ دانش‌آموخته‌ی « حوزه » حتا دانش‌آموختگان بیگانه نیز بیکار نیستند . بدین سان آقای رییس جمهور می‌توانند با بهره‌گیری از شیوه‌ی « صاحبِ کار » کردن دانش‌آموختگان « حوزه » ، همه‌ی دانش‌آموختگان « دانشگاه » را نیز « صاحبِ کار » کنند و شاید حتا دانش‌آموختگان بیگانه را .
دوشنبه 22 آذر 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 802 / سکوت برابر ژاژخایی‌های این « زنک » از روی رضاست یا ترس ؟!

یادداشت شماره 802

سکوت برابر ژاژخایی‌های این « زنک » از روی رضاست یا ترس ؟!
با گذشت چند روز از یاوه‌سرایی و ژاژخایی‌های  « ترزا می » نخست‌وزیر انگلیس در مجمع بیابان‌گردان خلیج فارس  ، هیچ واکنش لازم از سوی جمهوری اسلامی دیده نشد ؟!
 به دنبال تسلیم خارگونه برابر امپریالیسم آمریکا در مساله‌ی برجام ( برنامه اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) و نشان ندادن واکنش برابر نقض پیاپی برجام ،  سکوت  در برابر سخنان « جنگ‌طلبانه »ی نخست‌وزیر استعمار بریتانیا ، بسیار پرسش برانگیز و ابهام‌آمیز است ؟!
 اگر ترسیده‌اید ، می‌دانید که ملت ایران نمی‌ترسد ؛ پس کنار بروید تا ملت و مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را در دست گیرد و متجاوزان بر حقوق مسلم و تاریخی این سرزمین را بر سر جایشان بنشانند !
شنبه 20 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع  
نشانی کانال تلگرام : @hotale

یادداشت شماره 801 /  « کی بود ، کی بود ، من نبودم » ؟!

یادداشت شماره 801
                  

  « کی بود ، کی بود ، من نبودم » ؟!
حال که کار به این جا رسیده است ، کسی که تا دیروز ، برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را « فتح‌الفتوح » ، « آفتاب تابان » ، علاج همه‌ی دردها ، از جمله « آب خوردن مردم » و ... می‌دانست ، با عنوان کردن « مشورت » از خود سلب مسئولیت می‌کند ؟!
رییسس مجلس شورای اسلامی که در 20 دقیقه برجام را با ایجاد جّو تهدید و ارعاب و استناد به « حکم » به تصویب رسانید ، اکنون که کار به این‌جا رسیده است ، در باره‌ی « برجام » می‌گوید : « در برخی بخش‌ها ، عجله وجود داشت » .
پرسش این است : آقای لاریجانی شما که می دانستید  درپذیرش بخش‌هایی از برجام ، عجله وجود داشت ؛ چرا تنها در 20 دقیقه با اعمال فشار ، برجام را در مجلس شورای اسلامی به تصویب رساندید و شرایطی ایجاد کردید که حتا آن گروه از نمایندگان مخالف برجام که به پی‌‌آمدهای ویران‌گر آن آگاه بودند ، نتوانستند اظهار نظر کنند ؟!
آقایان : آیا برابر ملت و مردم ایران ، پاسخی دارید ؟ آیا صرفِ « مشورت » می‌تواند رافع مسئولیت‌های عاقد برجام و قرارداد‌های  ننگین سعدآباد ، ژنو‌چای و لوزان باشد ؟!
دست‌کم در همین قانون اساسی جمهوری اسلامی که ایرادهای بسیار بر آن وارد است ، حدود مسئولیت‌ها روشن است و هیچ کجا گفته نشده است که « مشورت » می‌تواند رافع مسئولیتِ روسای قوا باشد .
پنج‌شنبه 18 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 800 / پاسخ قاطع می‌دهیم /  تخلف اخیر آمریکا اگر اجرایی شود ،

یادداشت شماره 800
    

پاسخ قاطع می‌دهیم /  تخلف اخیر آمریکا اگر اجرایی شود ،
     با عکس‌العمل تند مواجه خواهد شد
روز چهاردهم آذرماه رییس جمهور اسلامی در جریان تقدیم بودجه کل کشور سال 1396 در مجلس شورای اسلامی ، با تاکید بر این که اجرای مصوبه‌ی مجلس آمریکا نقض فاحش برجام است ، گفت : « پاسخ قاطع می‌دهیم » . دو روز بعد یعنی روز شانزدهم آذر ، رییس جمهور اسلامی در سخنانی به مناسبت روز دانش‌جو در دانشگاه تهران از گفته‌ی خود در مجلس شورای اسلامی عدول کرد و واژه‌ی  « تخلف » را جای‌گزین «‌ نقض فاحش » کرد و باز هم شرط « اجرایی شدن » را به میان کشید ؟!
 در حالی که این مصوبه با تنها یک رای مخالف به تصویب کنگره ( سنا + مجلس نمایندگان ) رسیده است و در حقیقت از با توجه به برخورداری مصوبه از رای بیشینه‌ی نزدیک به همه (‌اکثریت قریب به اتفاق ) ، امکانِ « وتو » از سوی رییس‌جمهور وجود ندارد و از سوی دیگر رییس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا تنها 10 روز برای تصویب و یا رد مصوبات کنگره وقت دارد و پس از پایان این هنگام ، مصوبه اجرایی می‌گردد .
تا این ساعت یعنی ساعت 9 بامداد 17 آذر 1395 تنها واکنش جمهوری اسلامی به این اقدام دشمنانه‌ی آمریکا ، عبارت بوده است « حرف و شعار » های « تاریخ مصرف گذشته » و نیز « شکایت‌نامه » نماینده‌ی دایمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل به بان‌ کی‌ مون و در خواست از وی که این نقض عهد آمریکا را به آگاهی شورای امنیت برساند ؟!
چهارشنبه 17 آذر 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 799 / وای بر خونی که یک شب از آن بگذرد

یادداشت شماره 799
                      

  وای بر خونی که یک شب از آن بگذرد
با مصوبه‌ی اخیر کنگره‌ی آمریکا ، پنجاه و سومین میخ بر تابوت برجام از سوی آمریکایی‌ها کوبیده شد ؛ اما نه آژیر‌های خودروهای آتش‌نشانی در راستای « آتش‌زدن » برجام ، به صدا درآمدند و نه دولت به مصوبه‌ی مجلس برای اقدام متقابل عمل کرد و نه ...
نه تنها « یک شب » ؛ بلکه « یک سال » از این خون گذشت و هیچ گونه واکنشی دیده نشد و دیده هم نخواهد شد و اگر هم واکنشی نشان داده ‌شود ، برای مصرف داخلی و ساختگی و دروغین است ؟!
ادامه‌ی حکومت را « عشق » است ؛ صنایع هسته‌ای ، استقلال ، حاکمیت ملی ، منافع ملی و ... همه و همه ، حرف است و « فرع » مساله .
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 798 /    « نفوذ و نفوذی »   دی شیخ با چراغ همی گشت گِردِ شهر

یادداشت شماره 798
                                   

        « نفوذ و نفوذی »
                             دی شیخ با چراغ همی گشت گِردِ شهر
در حالی که شیخ در روز روشن با چراغ به دنبال « نفوذ » و « نفوذی »هاست که آثار نفوذ در همه‌ی مظاهر سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور « چشم‌گیر » است و حتا در تاریکی ، قابل دید .
پس از نابودسازی صنایع پرتوان هسته‌ای ، تقدیم صنایع ملی خودروسازی به فرانسویان ، کان‌لم یکن کردن قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور و بارگشت به دوران « دارسی » و دادن امتیاز نفت به بیگانگان ، رواج مدرک فروشی و خرید و فروش پایان‌نامه برای نابودسازی حیثیت و ارزش آموزش عالی در کشور ، باید سال 1395 را سال « تیرخلاص بر جسد پژوهش » درکشور نام‌گذاری کرد ؛ این در حالی است که « شیخ » در روز روشن ، با چراغ به دنبال یافتن « منافذ نفوذ » و  « نفوذی »هاست .
در این راستا ، معاون پژوهشی وزارت علوم اعلام کرد :‌ سهم پژوهش از بودجه‌ی دستگاه‌ها در سال 1395 « صفر » می‌باشد . دکتر احمدی معاون پژوهشی وزارت علوم در نشست خبری هفته پژوهش در پاسخ به خبرنگار روزنامه خراسان درباره عملکرد دستگاه‌های اجرایی درراستای اجرای قانون اختصاص یک درصد از اعتبارات به پژوهش در سال جاری ، خاطر نشان کرد :
« به منظور  اجرایی شدن این قانون  در سال جاری ، آیین‌نامه اجرایی را تدوین و برای تایید نهایی و ابلاغ به رئیس‌جمهور ارسال کردیم ولی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به این آیین نامه  ایراد گرفت ؛  اما مجددا اشکال وارد شده به آیین‌نامه را بازپس گرفت . با این حال تاکنون این آیین‌نامه ابلاغ نشده [ است ] . از این رو ، اجرای قانون یک درصد متوقف شده [ است ] تا این آیین‌نامه تعیین‌تکلیف شود . براین اساس ، اجرای این قانون در سال جاری تا این لحظه  هیچ عملکردی نداشته است ... » .
البته چند روز دیگر « شیخ » در حلقه‌ی یاران اعلام خواهد کرد : « نیافتم ، نیافتم » و در نتیجه به گردش گِرد شهر با چراغ در روز روشن ، برای « یافتن » ادامه خواهد داد .
یک‌شنبه 14 آذر 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 797

« آتش بدون دود »
آقایان :‌ « خود کرده را تدبیر نیست »
تمدید تحریم‌های ستم‌گرانه‌ از سوی کنگره‌ی آمریکا با تنها یک رای مخالف ، نقص آشکار برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) و در حقیقت پنجاه و سومین نقض این قرارداد ننگ‌آور است .
پیش‌تر ، گفته شده بود که در صورت پاره‌کردن برجام ؛ ما آن را آتش می‌زنیم ؛ اما پس از پاره کردن آن از سوی کنگره‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا « شعله‌های آتش » دیده نشد ؟!
 دو روز پیش نیز امیر دریادار شمخانی دبیر شورای امنیت ملی تهدید کرده بود که  « تمدید تحریم ها در شرایط پسابرجام به نوعی لگد زدن به توافق برجام است و بسته اقدامات فنی پیش بینی شده به عنوان پاسخ به سرعت اعمال خواهد شد »   اما در برابر لگد حتا « از گل نازک‌تر » هم دریافت نکردند ؟!
وی در جای دیگر گفته بود «  تا این لحظه بدعهدی‌هایی در برخی ابعاد برجام از سوی طرف غربی و آمریکایی دیده  شده است . استمرار این بد عهدی‌ها می‌تواند راهکارهای برنامه‌ریزی شده‌ی ایران را فعال کند » که البته فعال نشد ؟!
هم‌چنین امیر دریادار شمخانی دبیر شورای امنیت ملی گفته بود : « ما نگران نقض برجام نیستیم ،‌چرا که قدرت مانوری که در برابر هر کارکرد منفی طرف مقابل در اختیار داریم ، به طور قطع قدرت بازدارنده ای دارد » ؟!
به گفته‌‌‌‌‌‌ی شاعر : « لاف از سخن چو دُر توان زد / آن خشت بود که پُر توان زد » ؟!
رئیس سازمان انرژی اتمی با اشاره به مصوبه سنای امریکا درباره تمدید تحریم های ۱۰ ساله علیه ایران ، گفت : « این تمدید عملا نقض صریح «برجام» است به ویژه اگر اجرایی و عملیاتی شود » .
البته با رای قاطع کنگره ، اجرایی و عملیاتی هم شد ؛ اما واکنشی دیده نشد ؟!
وی افزود : « در جلسه‌ای که به ریاست آقای روحانی برای بررسی این موضوع برگزار شد، پیش‌بینی ‌های لازم انجام شده است، عنوان کرد: قرار شد در زمان مقرر با ارزیابی رصد و تحلیلی که از سیر تحول این موضوع صورت می‌گیرد، نظر کمیته نظارت بر برجام اعلام شود » ؟!
 داستان « بُزکِ » معروف و « نمردن » و آمدنِ « بهار » ؟!
سخن‌گوي هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي گفت : « مجلس ايران تاکنون دو اقدام در مقابله با تمديد داماتو در مجلس نمايندگان آمريکا انجام داده است » .
بهروز نعمتي با اشاره به تصويب تمديد 10 ساله قانون داماتو در مجلس سناي آمريکا اظهار داشت : « يکي از اين اقدامات مجلس شوراي اسلامي در مقابله با اين اقدام ، تهيه‌ی قطع‌نامه‌اي است که به امضاي 220 نفر از نمايندگان رسيده و اقدام ديگر تهيه طرح دو فوريتي ممنوعيت استفاده از کالاهاي آمريکايي است  [ البته پس از وارد کردن 1000 دستگاه خودرو ساخت آمریکا(. Made in U.S.A) ] که به هيات رييسه تقديم مي‌شود و اين پاسخي به تصميم مجلس آمريکا است. وي تاکيد کرد : « مجلس با استفاده از ابزار خود به سياست هاي استکباري آمريکا پاسخ قاطع مي دهد و قطعاً نمايندگان به طرح دوفوريتي ممنوعيت خريد کالاهاي آمريکايي راي مثبت خواهند داد » ؟!
 ظریف : « به دولت آمریکا تذکر دادیم [ که ] تمدید قانون ISA مغایر با برجام است » ؟!
مجید تخت‌روانچی معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه در گفت‌وگویی هر نوع تمدید تحریم‌ها از سوی آمریکا   « ‌نقض برجام و مردود است » ؟!
هم « پاره کرد » و هم « لگد زد » و هم « نقض » کرد ؛ اما واکنشی دیده نشد . به گفته‌ی‌ بچه‌ها « تا 1000 نشه ، بازی نشه » این که تنها 53 بار است ؛ کو ، تا هزار ؟!
شنبه 13 آذر 1395 ـ هوشنگ طالع

یادداشت شماره 796 /  نادانی هم « خیانت » است

یادداشت شماره 796
                       

    نادانی هم « خیانت » است
امروز سخن از آن است که در برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) « عجله » شد .  این در حالی است که رییس مجلس شورای اسلامی با ارعاب و تهدید و بستن دهان مخالفان پرشمار برجام با به میان کشیدن « حکم » در بازه‌ی زمانی 20 دقیقه‌ای ، سند رقیت ملت و مردم ایران را به تصویب رساند .
امروز روشن می‌شود که که بر اثر نادانی « خیانت »های دیگری نیز انجام شده است . آقای محمدعلی پورمختار عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی به خبرگزاری فارس گفت : « من یک بار به آقای ظریف گفتم چرا در تیم مذاکره کننده از حقوق‌دانان استفاده نمی‌کنید و وزیر امورخارجه در پاسخ گفت : من حقوق‌دان هستم » .
البته باید دانست نادانی نیز خود خیانت است ؛ چنان که امروز بر اثر این نادانی ، همه‌ی تاسیسات هسته‌ای ایران از دست رفته است ، حاکمیت محدود از سوی جمهوری اسلامی بر ملت و مردم ایران تحمیل شده است ، امکان پدآفند بازدارنده از ملت و مردم ایران گرفته شده است و در برابر ، تنها « یک مشت حرف مفت » نصیب ملت و مردم ایران شده است .
سه‌شنبه 9 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

پورمختار در گفت‌وگو با فارس: آقایان در مذاکرات فکر می‌کردند همه فن حریف هستند

پورمختار در گفت‌وگو با فارس:
آقایان در مذاکرات فکر می‌کردند همه فن حریف هستند/ چیزی جز وعده‌های شفاهی طرف مقابل نداریم
 
محمدعلی پورمختار نماینده بهار و کبودر‌آهنگ در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه تعجیل در روند توافق هسته‌ای موجب بی‌توجهی به جزئیات آن و تحمیل خسارات به کشور شده است .
وی افزود: در مذاکرات صرفاً به حرف طرف مقابل و به ویژه آمریکا که قول شفاهی داده بود تحریم‌‌ها را برمی‌دارد و هیچ تحریمی اعمال نخواهد شد، اکتفا شد و تیم مذاکره کننده پذیرفت که ابتدا ایران به تعهداتش در برجام عمل کند و سپس آنها نسبت به این کار اقدام کنند.
عضو کمیسیون قضایی مجلس اظهار داشت: ما امروز شاهدیم که بنابه تأیید سازمان‌های بین‌المللی و از جمله انرژی اتمی، ایران به تمام تعهدات خود در برجام عمل کرده است اما طرف مقابل به اکثریت تعهدات خود از جمله رفع تحریم‌های بانکی و امکان جابه‌جایی پول عمل نکرده‌ است.
پورمختار خاطرنشان کرد: اعضای تیم مذاکره کننده ما به لحاظ تعداد، اندک بودند و در مقابل تیم‌های آمریکایی و اروپایی از تعداد کثیری از کارشناسان بهره می‌بردند و این باعث می‌شد آنها به صورت جزئی موضوعات را مورد بررسی قرار دهند و طبیعتاً آنها برنده مذاکره بودند. جالب اینجا است که تیم مذاکره کننده ما افتخارش این بود که با 8 یا 9 نفر در مقابل 1+5 مذاکره کرده‌ است.
وی افزود:‌ آنچه امروز ما در اختیار داریم حرف‌ها و وعده‌های شفاهی و عمل نشده‌ از طرف مقابل است.
پورمختار خاطرنشان کرد: من یک بار به آقای ظریف گفتم که چرا در تیم مذاکره‌کننده از حقوقدانان استفاده نمی‌کنید و وزیر امور خارجه در پاسخ گفت من خودم حقوقدان هستم و تا به این حد که نسبت به همه زوایا مطلع است، اطمینان داشت و اتفاقی که در برجام برای ما افتاد ناشی از همین نگاه‌ها بود

 

یادداشت شماره 795 / فیدل کاسترو ، نماد پایداری مردم آمریکای جنوبی برابر امپریالیسم آمریکا

یادداشت شماره 795
           

فیدل کاسترو ، نماد پایداری مردم آمریکای جنوبی برابر امپریالیسم آمریکا
دیروز فیدل‌کاسترو ، نماد ایستادگی مردم آمریکای جنوبی برابر امپریالیسم آمریکا ، با سرفرازی در گذشت .
خیزش پیروزمندانه‌ی فیدل کاسترو در کوبا ، هم‌راه با بیدارسازی ناسیونالیسم ملت کوبا ، این جزیره را که تا دیروز ، جای عیش و عشرت و « تن‌خری » پولداران آمریکایی بود ، بدل به دژ مستحکم پایداری در برابر امپریالیسم آمریکا نمود .
 قیام دلیرانه‌ی او برابر امپریالیسم آمریکا و پافشاری بر روی ارزش‌های « خیزش » با وجود تهدیدهای نظامی ، تحریم‌های اقتصادی و تبلیغات سیاسی امپریالیسم آمریکا و جهانِ‌غرب ، باعث شد که امروز دیگر آمریکای جنوبی « حیاط‌خلوت » امپریالیسم آمریکا به شمار نرود .
فیدل‌کاسترو و خیزش ناسیونالیستی ملت و مردم کوبا علیه امپریالیسم آمریکا ، از « سرخط‌سازان » ایستادگی پیروزمندانه‌ی ملت‌ها در برابر امپریالیسم ، استعمار و استثمار به شمار می‌روند .
راهش پر رهرو ، یادش گرامی و روانش به سپنتامینو
یک‌شنبه 7 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

 

یادداشت شماره 794  /    به نام « مستضعفان » ؛ اما به کام « مستکبران »

یادداشت شماره 794
            

   به نام « مستضعفان » ؛ اما به کام « مستکبران »

طرح کاهش نرخ ارزش افزوده بر « زر » ( طلا ) چهره‌ی دولت جمهوری اسلامی را که نقاب « حکومت مستضعفان » را بر چهره زده است ، آشکارتر می‌کند .
 در این حکومت ، چپاول‌گران ، عنوان « ذخایر‌نظام » را می‌گیرند و کارگزارانش با صدای بلند اعلام می‌کنند که : « ما اهل ‌شیشلیک و کبابیم » ، دیوان عدالت اداری حکم ورود خودروهای « گران‌بها » را به کشور می‌دهد ، مسکن مهر محرومان را به « بایگانی راکد » می‌فرستند و به جای آن برج‌هایی ساخته می‌شوند که یک کاشانه ( آپارتمان ) آن به مبلغ 51 میلیارد تومان به فروش می‌رسد ؟!
از سوی دیگر ، به گفته‌ی سعدی « پسران وزیر ناقص‌عقل » خودروهای چند میلیارد تومانی خود را به رخ مستضعفان می‌کشند ؟!
و « از ما بهتران » در سال 800 هزارکامیون قاچاق وارد کشور می‌کنند ( البته به جز قاچاق ارز و مواد مخدر ) ؟!
مستکبران ، بانک درست می‌کنند و تریلیاردها تومان وام به « ذخایر » می‌دهند که قابل وصول نیستند ؛ اما فرزندان این میهن نمی‌توانند « وام ازدواج » بگیرند ؟!
پولِ گاز به ترکیه معلوم نیست چگونه محاسبه می‌گردد و به کدام حساب‌ها واریز می‌گردد و درآمد نفت چگونه بخش می‌شود ؛ در حالی‌که بسیاری از مستضعفان ، گاز ندارند و نفت هم‌ گیرشان نمی‌آید و بسیاری به طورکلی « سر پناه » ندارندتا نیاز به آب و برق و گاز داشته باشند ؛ بلکه « بی‌خانمان » اند ؟!
راستی را ، مردم برای برپایی چنین نظاماتی ، انقلاب کردند ؟!
شنبه 6 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 793  /این همه « بی‌عُرضگی » هم نوبر است ؟!

یادداشت شماره 793
                    

  این همه « بی‌عُرضگی » هم نوبر است ؟!
با باریدن اندک برف ، چهره‌ی نا کارآمد و به واژه‌ی درست تر « بی‌عُرضه »‌ی دولت برای اداره‌ی امور کشور ، بیش از پیش نمایان‌تر شد .
 پیش از این سرما و برف ، دولت اعلام ‌کرده بود که در فصل سرما ، گاز و برق در هیچ نقطه‌ی کشور قطع نمی‌شود که البته عنوان کردن این سخنان در کشوری که دارای بزرگ‌ترین اندوخته‌ی « گاز » در جهان است و هریک از « ذخایر » بیش از ارزش چندین نیروگاه را به تنهایی چپاول می‌کنند و شماری هم به خارج از کشور می‌روند ، مایه‌ی شگفتی است . مایه‌ی شگفتی که چیزی که در کشورهای سردِ جهان مانند روسیه ، آلمان ، اسکاندیناوی ، شمال آمریکا ، کانادا و آلاسگا و ... ، مساله‌ی بسیار طبیعی است ، در جمهوری اسلامی ، بریده‌نشدن جریان گاز در فصل سرماست و قطع نشدن برق         « مژده » است و حتا « جمهوری‌مردان » اسلامی ، انتظار دارند که مردم و ملت ایران « بر این مژده جان فشانند » ؟!
هنوز چند روز از این « وعده‌های‌ دروغ »که سکه‌ی رایج دولت جمهوری اسلامی است نگذشته بود که با اندک برف و سرمای پاییزی ، هم جریان گاز در بخش‌هایی از کشور قطع شد و هم جریان برق . البته بگذریم از این که هنوز بسیاری از هم‌میهنان گاز ندارند و برقشان هم تامین نشده است ؟!
 شهرداری تهران که مدعی « الگوی » شهرداری‌های جهان است ( البته در عرضه‌ی فروش « هوایی » ) حتا نمی‌تواند خیابان‌های پای‌تحت را برای جلوگیری از لغزندگی « شن‌پاشی » کند ؟!
و از سوی دیگر با این همه ادعا ، عُرضه‌ی حفاظت از جان زائران اربعین در برابر حمله‌های تروریستی داعش را هم ندارند   و ...
به جای پوزش‌خواهی و کناررفتن یا عزل آن ها به عنوان « بی‌عُرضه » ، با کمال بی‌شرمی ، با پرداخت‌ از جیب همین مردم دست به پخش آگهی  در صدا و سیمای جمهوری اسلامی می‌زنند و با لحن تحقیرآمیز ، ملت بزرگ و مردم شریف ایران را متهم به « اصراف » می‌کنند و با اتکا به آمار « دست‌ساز » مدعی می‌شوند که مردم ایران « اصراف می‌کنند » ؟!
حتم داشته باشید که مردم ایران در 22 بهمن سال 1357 ، آن رژیم را برنیافکنند تا شاهد این نظامات باشند ؟!
آدینه 5 آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

یادداشت شماره 792  / « تا هزار نشه ، بازی نشه »

یادداشت شماره 792
                            

  « تا هزار نشه ، بازی نشه »
آش چنان شور است که دیروز هم « مردِ 20 دقیقه‌ای » هم از عدم اجرای برجام از سوی آمریکایی‌ها در مجلس شورای اسلامی سخن گفت و اعلام کرد که تا پیش از مصوبه‌ی اخیر ، کنگره‌ی آمریکا  51 مصوبه‌ی ناقض برجام داشته است .
می‌دانیم که در پنجاه و دومین مصوبه ، برای 10 سال دیگر تحریم‌هایی که به وعده‌های دروغِ روحانی ـ ظریف  قرار بود به دنبال امضای برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) لغو شود ، تمدید شد و مصوبه‌ی عدم فروش هواپیما به ایران نیز بدان افزوده گشت .
در این میان نه تنها قرارداد « به آتش » کشیده نشد ؛ بلکه جمهوری اسلامی هم‌چنان پی‌گیر انجام تعهدات تحمیلی است . در این راستا « پهلوان سیدعلی‌اکبر » رییس سازمان [ بدون ] انرژی هسته‌ای ، با افتخار و خرسندی فراوان اعلام کرد که در راستای انچام تعهدات جمهوری اسلامی در برجام 11 تن آب‌سنگین به عمان فرستاده شد تا با دلالی سلطان عمان به فروش برسد ؛ زیرا « پول بی‌حساب و کتاب » آن و نیز دلالی سلطان عمان ، از « حیثیت » ملت و مردم ایران برای دست اندرکاران جمهوری اسلامی ، ارزش‌مند تر است .
در برابرِ 51 اقدام کنگره‌ی آمریکا ، چون از « آتش‌نشانی » خبری نشد « آقای20 دقیقه‌ای » فرمودند که « با اقدام متقابل حاکمان آمریکا را سر عقل می‌آوریم » ؟! البته باید گفت : اگر هزار بار تکرار شد . چون می‌گویند : « تا هزار نشه ، بازی نشه » .
البته اگر عمری بود ، به مناسبت « هزارمین بار »  با شعارهای « مرگ بر آمریکا » ( البته به صوتِ خفی )  بر پایه‌ی برنامه شصتم توسعه در هزاره‌ی چهارم میلادی ، هم « آتش افروزی » می‌کنیم و هم « سر عقل می‌اوریم » و شاید هم « هر دو را با هم » ؟!
 تا دیروز می‌گفتند « آرزو بر جوانان عیب نیست » اکنون باید گفت : « آرزو بر پیران و تاریخ‌مصرف گذشتگان نه تنها عیب نیست ؛ بلکه حسنِ تمام است » ؟!
چهارشنبه 3 آذر 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

ادداشت شماره 791 / از « قاچاقچی » حرکت ، از شیطان برکت

یادداشت شماره 791
                      

  از « قاچاقچی » حرکت ، از شیطان برکت
« در سال 800 هزار کامیون کالای قاچاق وارد کشور می‌شود » . این سخن ، گفته‌ی رییس خانه‌ی صنعت ، معدن و تجارت ایران است .که می‌تواند خیلی بیش‌تر از این هم باشد .
البته ایشان بر پایه‌ی سالانه 20 میلیارد دلار قاچاق به کشور ، این رقم را اعلام کرده است ؛ در حالی که میزان قاچاق با پذیرش سالانه  800  هزار بارکش ، خیلی بیش‌تر می‌باشد .
هرگاه میانگینِ بارِ هر تریلر را 20 تن در نظر گیریم ، میانگین قاچاق سالانه‌ی کالا به کشور برابر با 16 میلیون تن و اگر میانگین  بهای هر کیلو کالای قاچاق را 5 دلار محاسبه کنیم ، در آن صورت واردات سالانه‌ی کالای قاچاق برابر با 83 میلیارد دلار است که کمابیش همه‌ی آن ، از گمرک‌خانه‌های کشور وارد می‌شوند
البته بدون دودلی رییسان و پایوران گمرک‌ها ، همگی از « ذخایر » هستند و واردکنندگان نیز با این حجم از قاچاق باید از « ذخایر» باشند که هیچ‌کس جرات ندارد « از گل نازک‌تر » به قاچاق‌چیان محترم و « ذخایر » دست‌اندرکار بگوید .
راستی را ، مردم یک نظام را بر افکندند و نظام دیگری را به خاطر رسیدن به این هدف ، بر کرسی‌های قدرت نشاندند ؟!
سه شنبه دوم آذرماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

ادداشت شماره 790                                                   رامِ رام

یادداشت شماره 790
                                        

        رامِ رام

هرچه آمریکا به گردن کشی و زورگویی در باره‌ی برجام (برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) می‌افزاید ، جمهوری اسلامی « رام »تر می‌شود .
مصوبه‌ی اخیر مجلس نمایندگان آمریکا که نقض آشکار برجام یا ترکمان‌چای هسته‌ای است ، نه تنها با واکنش مناسب و عملی از سوی جمهوری اسلامی روبرو نگردید ؛ بلکه کوشش شد که با پیش کشیدن آلودگی هوا و تعطیل مدارس و رها کردن کودکان و نوجوانان در کوچه‌ها ، افکار عمومی را از این مساله‌ی مهم ، به مسایل فرعی بکشانند .
با این عهد شکنی آشکار ، به جای نشان دادن واکنش لازم ، یک منبع آگاه در سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه خراسان با افتخار اعلام می‌کند  : « طبق تعهد در ماده 14 پیوست یک برجام ( برنامه اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ، اقدام به ارسال مازاد تولید آب‌سنگین خود به [ سلطان‌نشین ] عمان کرده است » ؟!
داستان « آتش کشیدن » کجا و این همه تسلیم و پذیرش تحقیرکجا ؟!
دوشنبه یکم آذرماه 1395 ( برابر با نوزدهمین سالگرد شهادت داریوش و پروانه فروهر ) ـ هوشنگ طالع