یادداشت شماره 744  خیانت روسیان و « هالوگری » جمهوری اسلامی

یادداشت شماره 744
                 

خیانت روسیان و « هالوگری » جمهوری اسلامی
روسیان در « ساخت و پاخت » با امپریالیسم آمریکا ـ ناتو و با بهره‌گیری از « هالوگری » جمهوری اسلامی ، با هم‌زمانی  «آتش‌بس » در سوریه با برگزاری نشست سالانه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، موافقت کردند . پیش از آن ،  با پوزش‌خواهی اردوغان از روسیان ، ترکیه توانست بدون برخورد با هیچ مانع و مخالفت روسیه و یا حکومت جمهوری اسلامی، بخش مورد نظر خود در سوریه را که سال‌ها موفق به دست‌آوردن آن نمی شد ، اشغال کند .
با یک رخداد « دست‌ساز » در قالب بمباران کاروان یاری‌رسانی سازمان ملل متحد ، بهترین فرصت در اختیار غرب در قالب سخن‌رانی سران در مجمع عمومی برای برافکندن دولت سوریه و راندن ایران از سوریه ، فراهم آمد . سخنان اوباما و اولاند رییسان جمهور آمریکا و فرانسه و نیز سخنان دبیر کل سازمان ملل متحد که از « جنایت جنگی » سخن می‌گوید ، ژرفای توطئه‌ی روسیان را نشان می‌دهد . با توجه به « ساخت و پاخت » روسیان با سلطان نوعثمانی ، حمله به کاروان یاری‌رسانی که در آن دست‌کم 12 تن از هم‌وندان هلال‌سرخ سوریه کشته شدند ، می‌توانست با گرای روسیان ، از سوی جنگنده‌‌ یا جنگنده های ترکیه به عمل آمده باشد .
هم‌زمانیِ طرح بیرون راندن ایران از سوریه و تجزیه‌ی این کشور برای ایجاد امنیت بیش‌تر برای اسرائیل و ترکیه در قالب طرح « خاورمیانه نوین » با اعلام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که مصلحت کشور را در « خلع‌سلاح »‌کامل ( به دنبال خلع‌سلاح هسته‌ای ) و تبدیل ایران به کشوری مانند « سوئیس » ، گرچه به ظاهر تصادفی به نظر می‌رسد ؛ اما بسیار حساب شده و زمان‌بندی شده است . مقامات جمهوری اسلامی ، در روز روشن چراغ به دست گرفته و « تظاهر » می‌کنند که به دنبال «نفوذی » می‌گردند ؛ در حالی‌که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مصلحت کشور را در انحلال سازمان‌های نظامی کشور می‌داند ؟! در این اوضاع که ستون پنجم تا « رگ و پی » نظام نفوذ کرده است ، نباید از سیاست خود را به « هالوگری زدن » دستگاه دولت و دیپلماسی ، شگفت‌زده شد ؟!  با توجه به کاهش بودجه نیروهای مسلح در بودجه‌ی سال جاری که ازسوی دولت به مجلس تقدیم شد ، می‌توان این گونه انگاشت که همه بر پایه‌ی نقشه است و « غفلت و سهو »ی در میان نیست . البته از یاد نبریم که مهم‌ترین حامی دولت یازدهم ، رییس مجمع تشخیص نظام است .
اما در باره‌ی پیشینه‌ی« سویسی » شدن ایران . در گرماگرم غائله‌‌‌‌ی آذربایجان ، پس از آن که احمد قوام ( قوام السلطنه ) توانست خود را از شر وزیران حزب توده در مجلس شورای ملی آزاد کند ، مظفر فیروز ( معاون نخست‌وزیر ) را نیز که با وجود بازی « چنددوزه » تا آن زمان مورد نیاز بود ، به عنوان سفیر ایران در مسکو از کشور ، دور کرد . وی در روزهای آغازین سال 1326 در مهمانی شام سفارت زلاندنو در مسکو به « بوین » وزیر امورخارجه بریتانیا از حزب کارگر گفته بود :
« اگر دول بزرگ ، ایران را مانند سوئیس آسیا دانسته و طبق قرارداد مخصوص استقلال آن را تضمین نموده و تعهد نمایند از هرگونه مداخله در امور داخلی آن خودداری کنند ، برای صلح دنیا مفید خواهد بود .
بوین جواب داد : خیلی خوب است ؛ اما سوئیس نفت ندارد و در ایران دعوا بر سر نفت است . ولی رساند که اگر نفت ایران به همه برسد و طبق نقشه تقسیم شود ، ادای این نظر عالی خواهد بود » .
 ( گزارش مظفر فیروز به نخست‌وزیر ـ نمره 16 /10 روز 18 فروردین 1326 ( بایگانی اسناد وزارت امورخارجه ) / روز 28 امرداد ، سه راه بوذرجمهری ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ چ 2 ـ تهران ، بهار 1393 ـ ر61  ) .
البته بدون دودلی  « سردارسازندگی » با توجه به قراردادهای تازه نفتی ( نو ـ دارسی ) که بر پایه‌ی توصیه 70 سال پیش          « بوین» وزیر وقت امورخارجه‌ی بریتانیا ، به دست دولت یازدهم و حمایت تام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دیگر ارکان نظام  « نفت ایران ، طبق نقشه تقسیم » شده است ، به فکر اجرای بخش دوم قول « بوین » در زمینه‌ی « سوئیس »ی کردن ایران افتاده است .
چهارشنبه 31 شهریورماه 1395 برابر با سالروز جنگ تحمیلی ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 743 /  متهم اصلی کرسنت بر کرسی وزارت

یادداشت شماره 743
                     

   متهم اصلی کرسنت بر کرسی وزارت
آقای محسنی اژه‌ای سخن‌گوی قوه‌ی قضاییه در باره‌ی محکومان « کرسنت » اعلام کرد که حکم آنان پس از اعاده‌ی دادرسی صادر شده است و آنان درخواست اعمال ماده 477 (اعاده دادرسی به تشخیص رییس قوه قضاییه ) را کرده اند که با آن موافقت شده است ؟!
بسیاری بر این باوراند که با این موافقت قرار است در حکم صادره تخفیف‌هایی اعمال شود ، در حالی که دو متهم به « زورگیری » را در عرض چند روز محاکمه کردند ، محکوم کردند و در برابر بوستان « هنرمندان » با جرثقیل به دار کشیدند ؟!
عکس سه بانویی که به ادعای یک آجیل‌فروش که به طور حتم در آجیل‌فروشی‌اش ، بادام قاچاق آمریکایی ، نخودچی قاچاق چینی و بادام‌زمینی قاچاق ترکیه‌ای و ... هم می‌فروشد ، با اجازه‌ی « مقام قضایی » در روزنامه‌های به اصطلاح «کثیرالانتشار » به جرم دزدیدن « آجیل » چاپ کردند و چه مجازاتی برای آنان تعین شد ، خدا می‌داند و چه کسی مسئول آبروی ریخته شده‌ی آنان و خون آن دو تن به دار کشیده در برابر بوستان هنرمندان و هزاران آبرو و خون‌های ریخته شده است ، تنها خدا می‌داند .
 اما هنگامی که پای افرادی از گونه‌ی « ذخایر » به میان می‌آید ، با وجود خیانت آشکار و تبانی بیّن علیه منافع ملی ، پای ماده‌ی 477 به میان می‌آید  .البته این در حالی است که متهم اصلی بر کرسی وزارت نفت نشسته است و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای جانب داری از متهم اصلی که در حاشیه امن قرار دارد ، هرگونه اظهار نظر در باره‌ی کرسنت را « قدغن » اعلام می‌کند . از یاد نبریم بر پایه‌ی قانون اساسی که وزارت این آقا مدیون آن است « هرگونه سانسور » قدغن می‌باشد ؛ البته نه برای « ذخایر » ؟!
دوشنبه 29 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 742  / پس از برجام هسته‌ای ، برجام نفتی

یادداشت شماره 742
                     

پس از برجام هسته‌ای ، برجام نفتی
   بازگشت به دوران دارسی : دوران طلایی استعمارگران غرب و شرق و روزگار نکبت‌بار ملت و مردم ایران
پس از برجام نفتی ، با پذیرش « خرده‌برجام »ها مانند برجام « خودرو » ، برجام « اجاره‌ی‌کشور » ، نوبت به برجام نفتی رسید و این بار حتا نیاز به « حکم » و « 20 دقیفه » و «گریه » نمایندگان هم نبود . خیلی بی سرو‌صدا گذشت .
 نمایندگان کنونی مجلس شورای‌اسلامی که از « جای‌خالی » نمایندگان مخالف برجام هسته‌ای ، پند لازم را گرفته‌‌اند ، بدون
« اعتراض » و نیاز به « کمیسیون ویژه »‌ و « گریه و زاری » و ارائه‌ی « حکم » از سوی رییس مجلس و تصویب قرارداد « فرا  ترکمان‌چای » در بازه‌ی زمانی تنها «‌20 دقیقه » ( کم‌تر از زمان توصیه شده از سوی پزشکان تغذیه برای خوردن صبحانه ) ، هیچ‌گونه مخالفت جدی به عمل نیامد و مجلس دهم جمهوری اسلامی پس از گذشت 66 سال مصوبه‌ی مجلس پانزدهم مشروطیت و سنا را در سال 1329 در بازه‌ی « ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور » را به گونه‌ی عملی لغو کرد و مهر تایید به پای کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امرداد 1332 گذارد .
پس از گذشت بیش از یک سال از پذیرش برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) و هم‌زمان با پذیرش قراردادهای « نو ـ دارسی » در زمینه‌ی نفت ، رییس ستادکل نیروهای مسلح ، هشدار می‌دهند که : « در معاملات بین‌المللی نباید استقلال ما زیر سئوال برود » ؟!
سخن از کدام استقلال است ؟ استقلال در جهان هسته‌ای بدون داشتن پدآفند بازدارنده ، چه مفهومی دارد ؟ استقلال با بازگشت به دوران « دارسی » و دادن امتیازهای درازمدت نفتی به بیگانگان ، چه مفهومی دارد ؟ استقلال با اجاره دادن خاک میهن به بیگانگان ، چه مفهومی دارد و صدها « پرسش » دیگر ... ؟
یک‌شنبه 28 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 741 / کومت مستضعفان به کام مستکبران

یادداشت شماره 741
                            
حکومت مستضعفان به کام مستکبران
جمهوری اسلامی به ادعای سردمداران آن « حکومت مستضعفان » است یا قرار بوده که باشد . این در حالی است که به گفته‌ی معاون توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری ، میانگین مصرف گوشت سالانه محرومان به 1600 گرم رسیده است ( روزانه 4.38 گرم ) . این در حالی است که یکی از فرمانداران دولت همین ریاست جمهوری برای هم‌دردی با « محرومان » با صدای بلند اعلام می‌کند : من اهل شیشلیک و کبابم و ... » هم چنین معاون دیگری از همین رییس جمهور، البته به نمایندگی از سوی « محرومان » در پخت طویل‌ترین شیشلیک جهان در شاندیز مشهد حضور می‌یابد و عکس یادگاری می‌گیرد .
هم‌زمان دادگاه عدالت اداری برای رفاه حال « محرومان » که مصرف میانگین گوشتشان در سال به 1600 گرم رسیده است ، حکم صادر می‌کند و خودروهای چندصد میلیونی تا چند میلیارد تومانی که از ورود آن‌ها به کشور به استناد « لوکس» بودن جلوگیری شده بود ، آزاد اعلام می‌کند .
بهای یکی از همین خودروهای کمابیش 5 میلیارد تومانی که به حکم‌ قضایی وارد کشور گردید ، برابر است با مصرف گوشت سالانه‌ی 104 تا 110 هزار « محروم » ( بخوان مستضعف ) .
پرسش اساسی بسیاری از مردم میهن ما ، امروز این است که آیا مردم این سرزمین در سال 1357 برای برپایی این نظامات، دست به انقلاب زدند ؟!
شنبه 27 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

دداشت شماره 740 /  یک حقیقت ؛ از دو دیدگاه

یادداشت شماره 740
                            

   یک حقیقت ؛ از دو دیدگاه
باراک حسین اوباما رییس جمهور ایالات متحده آمریکا : « ما صنایع هسته‌ای ایران را از کار انداختیم  .
حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران : من با پهلوانان هسته‌ای ( سیدعلی‌اکبر و محمدجواد ) صنایع هسته‌ای ایران را از کار انداختیم .
آدینه 26 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

اشت شماره 739  / آمارسازی و آماربازی

یادداشت شماره 739
                                   

  آمارسازی و آماربازی
مرکز آمار ایران ، به دلیل وابستگی به دولت ( زیرمجموعه‌ی سازمان برنامه با نام‌های گوناگون ) همیشه در راستای خواست دولت‌ها قرار داشت و ارقام و آمار را آن گونه منتشر می کرد که «سلطان بپسندد » . همین مساله در باره‌ی بانک مرکزی نیز صادق است .
در دوره‌ی ریاست جمهوری سردارسازندگی ، برای رسیدن به «درآمد سرانه‌ی » مورد نظر « سردار » ، سه بار ارقام آمار جمعیت را به سوی پایین دست‌کاری کردند . و امروز نیز با وجود رکود کامل ، هم‌راه با فزونی‌گرفتن بی‌کاری در اثر بسته شدن بنگاه‌های تولیدی ، تولید با در صد پایینِ بسیاری از یگان‌های تولیدی ، مرکز آمار نرخ رشد اقتصادی سال  1394  را 1/3 درصد اعلام می‌کند تا گفته‌های نادرست رییس جمهور ، وزیر افتصاد و ... در باره‌ی بیرون رفت از رکود را تایید کند .
رییس مرکز آمار ایران به عنوان کارمند رییس سازمان برنامه ریزی، ناچار است آمار را به میل رییس مستقیم خود و دستور رییس رییس وی ، دست‌کاری کند .
این در حالی است که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ، نرخ رشد اقتصادی را منفی 0/4 اعلام کرده است که اختلاف آن 1/7 در صد است که از نظر کارشناسان آمار ، یک «آمارسازی » آشکار است .
البته می‌دانیم که مرکز آمار ایران در یک حرکت شگفتی برانگیز ، در باره‌ی رشد اقتصادی کشور در سال 1393 ، سکوت کرد یعنی رقم رشد را اعلام نکرد و با وجود انتقادهای سخت « حتا به روی مبارک هم نیاورد » ؟! سپس رشد اقتصادی کشور را برای سال 1394 برابر با 1 درصد اعلام کرد ؛ اما چون نتوانست رضایت «صاحب‌کار » را تامین کند ، آن را 1/3 درصد افزایش داد و نشان داد که آمار « کشک » است و هرگونه که بخواهند ، آن را تنظیم و منتشر می‌کنند . جالب این جاست که همین مرکز که رشد اقتصادی سال 1393 را منتشر نکرده بود ، به دنبال بالابردن «رشد » در سال 1394 از 1 درصد به 1/3 درصد ، رشد اقتصادی بهار سال 1395 را به خواست « بالادستی‌ها » برابر با 4/4 درصد اعلام کرد .
اما از حق نگذریم در مساله‌ی « قر و فر » ماشاالله رییسِ رییس و رییس سازمان مرکز آمار و کارکنان این مرکز ، چیزی کم ندارند و با ظاهرشدن با جامه‌های یکسان « اونیفورم » آمارگیری نفوس و مسکن در برابر چشمان بینندگان سیمای جمهوری اسلامی نشان دادند که اگر در ارائه‌ی آمار ، کاستی‌هایی دارند ؛ اما در «قر و فر » چیزی کم ندارند .
چهارشنبه 24 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 738 / چهره‌ی آشکار برجام و زنجیره‌ی دراز دروغ

یادداشت شماره 738
                       

چهره‌ی آشکار برجام و زنجیره‌ی دراز دروغ
گوشه‌هایی از چهره‌ی آشکار برجام :
« اگر سعید جلیلی درمذاکرات آلماتی 2 تنها یک‌دهم از امتیازات ژنو را به آنان می‌داد ، الان رییس جمهور بود » ( آقای دکتر فریدون عباسی رییس پیشین سازمان انرژی اتمی در دانشگاه امام صادق ) .
« دست‌آورد ایران از برجام ، کمابیش هیچ » ( آقای ولی‌الله سیف رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی در گفت وگو با فاکس نیوز ) .
« تقریبا همه‌ی مقامات ایران معتقداند که آمریکا برجام را اجرا نکرده است ( آقای محمد‌جواد ظریف در گفت‌وگو با هفته‌نامه نیویورکر ) .
« وزیر امورخارجه‌ی ما در مواردی به بنده گفت که ما این جا نتوانستیم این خط‌قرمز را حفظ کنیم ... در همین توافق که با آمریکایی‌ها کردیم در قضیه‌ی هسته‌ای در این قضیه هم آمریکایی‌ها به آن چه وعده دادند ، عمل نکردند ، کاری را که باید انجام می‌دادند را انجام ندادند . به تعبیر وزیر خارجه ما ، روی کاغذ کارهایی انجام دادند » ( از بیانات رهبر جمهوری اسلامی در روز یکم فروردین ماه 1395 ) .
به گزارش جوان : دکتر صالحی رییس سازمان انرژی هسته‌ای [ دارنده‌ی تن‌پوش زرین و عنوان پهلوان هسته‌ای ] اولین عضو تیم مذاکره کننده‌ی هسته‌ای است که تایید کرده توافق هسته ای ایران با 1 + 5 نقص‌هایی دارد و اگر تیم مذاکره کننده در تنظیم برجام دقت بیش‌تری می‌کرد ، طرف آمریکایی نمی توانست از آن سواستفاده کند .
اما دو نمونه از زنجیره‌ی دروغ برجام  :
« حل مساله‌ی آب خوردن مردم هم در گرو حل مساله‌ی برجام است » ( آقای حسن روحانی رییس جمهور یا کسی که به جای 10 در صد جلیلی ، 100 درصد را داد و رییس جمهور شد ) .
« احساس می‌شود که در 12 سال گذشته، اروپا از ورود ابرهای بارشی به آسمان ایران جلوگیری کرده و از زمان توافق ، آب و هوای کشور به کلی متحول شده است ... گرمای هوا در شهرهای بزرگ کاهش یافته و به نظر می‌رسد علت خشک‌سالی‌های اخیر ، جنگ و جدال هسته‌ای بوده است ... بعد از مذاکرات شرایط برای احیای دریاچه‌ی ارومیه ایجاد شده است ... » ( عابد فتاحی نماینده‌ی ارومیه معروف به « علامه‌ی ارومی » ) .
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که زنجیره‌ی دروغ و دروغ‌پردازی برای سپید نشان دادن سیاه و مشاطه گری چهره‌ی کریه ، ضد ایرانی و خیانت‌بار برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) تا کجاست و بی‌شرمی و وقاحت تا کجا ؟!
سه‌شنبه 23 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 737                 شما که می‌دانستید « سومدیریت [ بخوان : جنایت ] آل‌سعود سابقه تاریخ

یادداشت شماره 737
              

  شما که می‌دانستید « سومدیریت [ بخوان : جنایت ] آل‌سعود سابقه تاریخی دارد »
                                  چرا جلوگیری نکردید ؟
آقای قاضی عسکر نماینده‌ی ولی فقیه در امور حج و زیارت ، پس از گذشت یک سال از جنایت آشکار و خون‌بار انسان‌نمایان سعودی در قتل بیش از چند هزارتن و از جمله نزدیک به 500 تن از هم‌میهنان در جریان حج پارسال ، در حالی که این جنایت ضد بشری و کشتار جمعی را « بی‌تدبیری و سومدیریت » می‌نامد و به گزارش خبرگزاری میزان می‌گوید : « بی‌تدبیری و سومدیریت رژیم آل‌سعود در برگزاری مناسک حج از یک سابقه‌ی درازمدت تاریخی برخوردار است» . در این گفت‌وگو ، آقای قاضی‌عسکر با بیان این‌که در گذشته شاهد اقدام های غیرانسانی و غیرشرعی رژیم آل‌سعود با زائران کشورمان در جریان حج بودیم : از قضیه‌ی گردن‌زدن یک ایرانی [ ابوطالب یزدی در سال 1322 ] به اتهام واهی و هم‌چنین کشتار 400 نفر از حجاج در راه‌پیمایی برائت از مشرکان سال 66 [13] به عنوان نمونه‌هایی از آن یاد کرد و افزود : « هرچند در باره‌ی این حوادث مصاحبه‌ها و مطالبی به صورت جسته و گریخته نقل شده و در قضیه گردن‌زدن زائر ایرانی نیز مستند‌هایی در وزارت امورخارجه وجود دارد ؛ اما هیچ حرکتی مبنی بر پی‌گیری حقوقی این قضیه نشده است » .
اما در مساله‌ی گردن‌زدن ابوطالب یزدی در مکه در جریان حج سال 1322 : اگرآقای قاضی‌عسکر می‌دانند و تجاهل می‌کنند ، خیلی برای عنوانی که یدک می‌کشند ، زشت و نکوهیده است و اگر نمی‌دانند که زشت‌تر و نکوهیده‌تر است .
به دنبال گردن‌زدن ابوطالب یزدی در آیین حج سال 1322 ، دولت ایران با عربستان قطع رابطه‌ی سیاسی کرد و به مدت 4 سال از گسیل زائران به مکه خودداری نمود تا این که عربان‌سعودی از دولت ایران به گونه‌ی رسمی و نیز از بازماندگان ابوطالب‌یزدی ، پوزش‌خواهی کردند و ...
 بدین سان ، با این آگاهی ها روشن بود که تکرار آن ، به ویژه با در نظرگرفتن این مساله که تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده از سوی پلیس سعودی به فتوای مفتی جده بود و نیز جریان جنگ حکومت آل‌سعود علیه مردم یمن و مناقشه‌های دیگر میان ایران و عربستان ، در ایین حج پارسال ، قابل پیش‌بینی بود .
آقای قاضی‌عسکر به دلایلی که بر همگان آشکار است ، این جنایت ضدبشری و کشتار‌جمعی را « بی‌تدبیری » و   «سومدیریت » می‌نامند که بسیاری بر این باور اند که عنوان «بی‌تدبیری » و « سومدیریت » برای عدم پی‌گیری جنایی مساله از سوی جمهوری اسلامی است که در این یک سال ، شاهد آن بوده و هستیم . جمهوری اسلامی می خواهد با دریافت « دیه » این جنایت ضد بشری و کشتارجمعی را « ماست‌مالی » کند که حتا انسان نمایان سعودی به آن هم راضی نیستند ؟!
آقای قاضی‌عسکر ، دانسته از تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه بین‌المللی جده ، آن‌هم از سوی دو مامور پلیس سعودی و به فتوای مفتی جده ، سخن نمی‌گوید ؛ در حالی که این تجاوز ، آن هم با فتوای یکی از مفتیان سعودی ، بسیار پر معنا بود و نشان‌ می‌داد که با یک فتوای دیگر از سوی مفتیان سعودی ، آن ها از قتل ایرانیان در مراسم حج ، روی‌گردان نخواهند بود ؟! چرا این مساله‌ی مهم و حیاتی ، مورد توجه قرار نگرفت و اگر گرفته شد ، چرا از کنار آن گذشتند ؟ شما ، پاسخ به این پرسش را به ملت و مردم ایران وام‌دار هستید !
به جای اقدام و کشاندن این جنایت ضدبشری و کشتارجمعی به سطح جهانی و احقاق خون‌های ریخته شده ، آقای قاضی عسکر با گفتن این که سازمان حج و زیارت در حال جمع‌آوری تاریخ شفاهی حادثه سال 66 [13] از زبان شاهدان این رویداد است ، خاطرنشان کرد : « در باره‌ی واقعه‌ی منا نیز علاوه بر عکس‌ها و تصاویری که از محل وقوع حادثه داریم ، تیمی جهت مصاحبه با خانواده ها و کسانی که در این واقعه حضور داشتند نیز تشکیل شده است » ؟!
پس از یک سال که شهیدان « هفت‌کفن پوسانده‌اند » ، تازه نماینده‌ی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت می‌گوید : « تیمی جهت مصاحبه با خانواده ها و کسانی که در این واقعه حضور داشتند ، تشکیل شده است » . راستی را ، باید گفت « خدا قوت ، خسته نباشید » .
بدین سان ، خون شهیدان منا و مکه در جریان حج سال 1394 نیز مانند خون شهیدان دفاع مقدس ، شهیدان ترور های کور سازمان مجاهدین خلق و دیگر سازمان‌های تروریستی ، سرنشینان هواپیمای مسافری که از سوی ناو جنگی آمریکایی وینست بر فراز خلیج فارس هدف قرار گرفت ، خون شهیدان آیین برائت از مشرکان در سال 1366 و بسیاری خون‌های ریخته‌شده‌ ... نیز پایمال شد .
دوشنبه 22 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 736 / از شوهردادن « بحرین » تا صیغه شدن « چابهار »

یادداشت شماره 736
           

  از شوهردادن « بحرین » تا صیغه شدن « چابهار »
به دنبال تجزیه‌ی بحرین در سال 1349 از سوی محمد رضاشاه پهلوی ، امیر عباس هویدا « مجری اوامر اعلی‌حضرت » که پس از شاه ، نقش اصلی را در تجزیه‌ی بحرین داشت ، برای توجیه این خیانت ، در سخنانی « چندش‌آور » گفت :  « دخترمان را شوهر دادیم » ؟!
چندی است که می‌گویند یکی دیگر از دختران بالغ شده است و پدرش برای این که یک « نان‌خور » را از سرش باز کند ، به او دستور داده ، چادرش را پشت‌ورو سر‌کند . در این میان افغانستانی‌ها و هندی‌ها پا پیش گذاشتند ؛ اما افغانسانی‌ها « پول و پله » نداشتند ، از این رو ،  جمهوری اسلامی این دختر را به « مدت معلوم » و به «  مبلغ معلوم » ، صیغه ( متعه) هندی‌ها کرد و جناب آقای اکبر ترکان مشاور رییس جمهور و دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد و مناطق ویژه اقتصادی ، این خبر خوش را به خبرنگار خبرگزاری ایرنا ( خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ) در کابل داد و در سخنانی « چندش‌‌‌‌‌آور »  برای گرفتن « مشتلق » از ملت و مردم ایران ، اعلام کرد :
« مدیریت پیمانکاری برخی طرح‌ها در بندر چابهار برای « مدت ‌معین » با فرمولی معین [ « مبلغ معین » ] به هندی‌ها واگذار شده است » .
 گفته شده است که « مبلغ معین » نیز سهم عاقد است ؟!
پس از بازگشت به دوران « دارسی » در سایه‌ی قراردادهای نفتی و دادن امتیاز نفت به بیگانگان ، این بازگشت به دوران اواخر قاجاریه ( البته پیش از مشروطیت ) به گونه‌ی اجاره دادن گمرگات کشور را به همه‌ی دولت‌مردان جمهوری اسلامی « تبریک » گفته و به ملت و مردم ایران که چونان مردگان ناظر صحنه است « تسلیت » عرض می‌نمایم .
 یک قانون خدشه ناپذیر می‌گوید : « از کوزه همان برون تراود که در اوست »  
یک‌شنبه 21 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره735  /توافق روسیه و آمریکا در سوریه

یادداشت شماره735
                             

توافق روسیه و آمریکا در سوریه
              خون جان‌باختگان « حرم » و نیز منافع ایران در منطقه‌ی شامات پایمال شد‌
              روسیان با پذیرش بیش‌تر خواسته‌های آمریکایی‌ها در سوریه موافقت کردند .
به دنبال توافق روسیان با آمریکایی‌ها در مورد سوریه که بدون دودلی  این توافق ، حوزه‌های گسترده‌تری را در بر می‌گیرد جان کری وزیر امورخارجه‌ی آمریکا به عنوان پیروز‌ِ این گفت‌وگوها ، به خبرنگاران گفت که با این توافق « مردم سوریه ، تغییرقدرت را تجربه خواهند کرد » و لاورف وزیر امورخارجه‌ی سوریه که برای نشان دادن شادمانی کامل خود از این توافق با    « پیتزا » و        « ودکا » به میان خبرنگاران آمده بود ،  اعلام کرد که مبارزه‌ی مشترک علیه داعش ادامه خواهد یافت و ما در این مبارزه « میان تروریست‌ها و مخالفان میانه‌رو ، فرق قائل خواهیم شد » .
روسیان با آوردن « ودکا » هم‌راه پیتزا برای خبرنگاران که تاکنون بی‌سابقه بود ، خواستند به زبان دیپلماتیک ، فاصله‌ی ژرف خود را از نظام جمهوری اسلامی ، به نمایش بگذارند ؟!
از سوی دیگر ، روسیان با این توافق ، آشکارا نشان دادند که روابطشان با جمهوری اسلامی ، بر خلاف اظهار نظر دستگاه دیپلماسی و نیز دبیر شورای امنیت‌ملی جمهوری اسلامی ، یک رابطه‌ی « راهبردی » ( استراتژیک ) نیست ؛ بلکه مقطعی است و آن هم ، تنها و تنها ، در راستای بهره‌کشی موقت .
اتکا به بیگانه ، به ویژه پس از خلع‌سلاح هسته‌ای کشور و در نتیجه نیاز رژیم به خزیدن زیر چتر هسته‌ای یکی از دارندگان اصلی جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، خیلی زود « میوه‌ی تلخ »ی را که برخی « دیده‌بانان » پیش‌بینی می‌کردند ، به بار آمد و روسیان با بازی با « برگ ایران » مانند مساله‌ی برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) ، نفوذ در قفقاز و ... ، در سوریه نیز توانستند از آمریکا امتیاز بگیرند و مساله‌ی الحاق کریمه به خاک خود و تجزیه‌ی بخش‌های خاوری اوکراین را بیش از پیش تثبیت کنند .
در این میان ، بر اثر ندانم‌کاری‌ها و یا به باور من « دانم‌کاری » ها و نفوذ کامل ستون پنجم در ارکان جمهوری اسلامی ، نه تنها خون جان‌باختگان « حرم » نیز پایمال شد ؛ بلکه مهم‌ترین خاکریز ایران در منطقه‌ی حساس « شامات » یعنی حزب‌الله لبنان نیز به خطر افتاد .
آقایان : در همه‌ی زمینه‌ها از سیاست داخلی و تامین« آب آشامیدنی » گرفته تا مساله‌ی هسته‌ای و نیز در پهنه‌ی سیاست خارجی ، شکست خورده اید . پیش از آن که خیلی دیر شود ، اجازه دهید با یک همه‌پرسی ( رفراندوم ) آزاد ، مردم سرنوشت خود را به دست گیرند و زنجیره‌ی نابسامانی‌ها و شکست‌ها را به سود وحدت ملی و منافع ملی ، بگسلند .
شنبه 20 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 734          «‌پیرامون جلوگیری از برگزاری آیین بزرگداشت 69 مین سالگرد بنیان‌گزاری مکتب

یادداشت شماره 734
        

«‌پیرامون جلوگیری از برگزاری آیین بزرگداشت 69 مین سالگرد بنیان‌گزاری مکتب پان‌ایرانیسم »
                               تصحیح یک اشتباه تاریخی
به دنبال شعری از شادروان « فرخ خراسانی » بودم و به جای جست وجو در قفسه‌ی شلوغ کتاب‌های ادبیات ، راحت‌طلبانه سراغ جست‌وجوگر شبکه‌ی جهانی رفتم . با جست‌وجوی گسترده ، افزون بر فرخ خراسانی ، « فرخی یزدی » و داستانِ دوختن دهانش نیز در دست‌رس قرار گرفت  .
 تا کنون گمانم این بود که دهان شادروان فرخی یزدی را برای این که نتواند به رضاشاه « بد و بی‌راه » بگوید ، به دستور سرپاس مختاری رییس وقت شهربانی کل کشور در زندان « قصر‌قجر » با نخ و سوزن دوخته بودند ؛ در حالی‌که برای این کار ، چرخ‌خیاطی « سینگر » هم بود  .
 اما با بیانات اخیر وزیر محترم اطلاعات که فرمودند : « دهان منتقدان را می‌بوسیم » به این نتیجه رسیدم که سرپاس مختاری نیز دهانِ منتقدِ  فرخی یزدی را بوسیده بود ؛ الا این که چنان با ذوق و شوق بوسیده بود که با « بوسه » دهان او را دوخته بود ؟!
شیوه‌ها ، همیشگی‌اند ؛  نام‌ها و رژیم‌ها در گذر .
آدینه 19 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 733  / چهره‌ی راستین « حکومت مستضعفان »

یادداشت شماره 733
             

چهره‌ی راستین « حکومت مستضعفان »
        چپاول‌گران ، سلطان های قاچاق ، صاحبان حقوق‌های نجومی و دیگر غارت‌گران : « بچه‌ها متشکریم »
بر پایه‌ی حکم دادگاه « عدالت اداری » ورود خودروهای لوکس که دغدغه‌ی عمده‌ی « یک در صد » (خودی‌‌های سوار ) برگُرده‌های « 99 درصد » ( یا ناخودی‌های پیاده ) بود و بر پایه‌ی شعارهای دروغین و عوام‌فریبانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی « ساده‌زیستی » بنا شده بود ، بر طرف گردید و افزون بر آن ، گام بلندی نیز در راستای تحقق  « اقتصاد مقاومتی ؛ اقدام و عمل ؟! » برداشته شد .
ورود خودروهای لوکس ( خودروهای کمابیش یک میلیارد تومان و خیلی بیش‌تر ) در حالی آزاد اعلام می‌گردد که اگر کارگران حقوق ناچیز و « بخور و بمیر »شان را طلب کنند ، شلاق می‌‌خورند ؛ معلمان را به زندان می‌افکنند ؛ هر روز آموزش و پرورش را پولی‌تر می‌کنند تا دست کارگران و زحمتکشان و حتا طبقه‌ی متوسط ، از « آموزش » کوتاه‌تر شود ؛ با انتشار آمارهای دروغین ، تورم را نقطه به نقطه پایین می‌آورند ، در حالی که هر روز سفره‌ی 99 درصد جمعیت کشور ، خالی‌تر و خالی‌تر می‌گردد ؛ سلطان‌ِ‌شکر ، به گونه‌ی رسمی بهای شکر را از 1800 تومان به 3500 تا 4000 تومان افزایش می‌دهد و « سلطان‌ «های دیگر نیز هر روز ، بر بهای نیازمندی‌ها‌ی مردم می‌افزایند و « سلطان »های دولتی پیاپی ، بهای آب و برق و گاز و دیگر خدمات و عوارض و مالیات ، افزایشِ چشم‌گیر می‌دهند ؛ سخن‌گوی دولت صاحبان حقوق‌های نجومی را « ذخایر نظام » می‌نامد ؛ فرماندار به گونه‌ی آشکار فریاد می‌زند که : « من اهلِ ‌شیشلیک و کباب هستم و با نان و پنیر نمی‌توانم زندگی کنم »؛ بخشدار ، کودکی را به باد کتک می‌گیرد و وی را به زور سوار خودروی دولتی می‌کند ...  و استاندار خوزستان می‌گوید : من باج به شغال ندادم ، مرا برکنار کردند و ...
در این میان ، یک‌باره حوصله‌شان از کمابیش 37 سال فریب و دادن شعار « حکومت مستضعفان » سر می‌رود و چهره‌ی واقعی خود را به نمایش می‌گذارند و حکم می‌کنند که واردات «خودروهای لوکس » آزاد است ؛ « تا کور شوند آن 99 درصد مردمی که نتوانند دید » !
چهارشنبه 17 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

یادداشت شماره 732 /  خون شهدای مکه و منا نیز مانند خون شهیدان جنگ تحمیلی  ... پایمال شد

یادداشت شماره 732
       

خون شهدای مکه و منا نیز مانند خون شهیدان جنگ تحمیلی ، هواپیمای ایرانی بر فراز خلیج فارس ، ترور کور سازمان‌های تروریستی به ویژه سازمان مجاهدین خلق و ... پایمال شد .
      حرف و تنهاحرف که حتا دیگر ارزش شنیدن هم ندارد .
یک سال از فاجعه‌ی جان‌سوز منا و مکه و نیز بیش از یک سال از تجاوز ماموران سعودی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده گذشت ؛ اما تنها واکنش جمهوری اسلامی « حرف بود و حرف »  حرف‌های تکراری و تهدیدهای تو‌خالی در تالارهای در بسته که حتا ارزش شنیدن هم ندارند .
خون شهیدان دفاع مقدس نیز پایمال شد ؛ خون شهیدان ترورهای گروه‌های تروریستی و به ویژه سازمان مجاهدین خلق نیز پایمال شد . خون سرنشینان شرکت هواپیمایی هما که از سوی ناو وینسنت آمریکایی در خلیج فارس با دو موشک سرنگون گردید ، پایمال شد . خون و زندگی همه‌ی فرزندان این سرزمین و هم‌خانمانان ما در کردستان آن سوی مرز که مورد جنگ‌افزارهای شیمیایی حکومت عراق قرار گرفتند ، پایمال شد و ...
حیثیت دو نوجوان ایرانی که به فتوای انسان‌نمایان سعودی که از سوی ماموران پلیس این کشور در فرودگاه جده مورد حتک حرمت قرار گرفتند ، پایمال شد . این تجاوز شنیع ، زنگ خطر را برای امنیت حاجیان ایران به صدا در آورد ؛ اما پول‌پرستی ، وزارت ارشاد و مقامات حج و زیارت را واداشت که 500 تن از فرزندان این سرزمین از زن و مرد ، جوان و میان‌سال و کهن‌سال را در معرض مرگ هم‌راه با شکنجه به دست انسان‌نمایان سعودی قرار دهند  
اکنون یک سال است که تنها یک مشت حرف مفت تحویل مردم ایران و به ویژه خانواده‌های عزادار می‌دهند !  در تالارهای در بسته جامه‌ی رزم می‌پوشند و « رجز » می‌خوانند ؛ اما با فوریت دست‌اندرکار دست‌گیری و محاکمه‌ی چند جوان غیرتمند می‌شوند که به باور خودشان ، می‌خواستند با تنها وسیله‌ای که داشتند ، از شرف و حیثیت این ملت و مردم دفاع کنند ؟!
با حرف ، آن هم در تالارهای در بسته و پخش « دست‌ و پا شکسته » و گزینشی آن  در رسانه‌ها ، نمی‌توانید از خود رفع مسئولیت کنید . شما پاسخ‌گوی ملت و مردم ایران هستید .
سه‌شنبه 16 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 731 /  جنگ‌افزارهای تهاجمی « گربه » تنها در حد تهاجم به  « موش‌خانگی » است ؟!

یادداشت شماره 731
           

جنگ‌افزارهای تهاجمی « گربه » تنها در حد تهاجم به  « موش‌خانگی » است ؟!
         پاسخ جنگ افزار هسته‌ای ، جنگ افزار هسته‌ای است و      نه توپ و تانک و موشک
هشدار سردار محسن رضایی در باره‌ی آماده شدن عربستان سعودی برای جنگ با ایران و هم‌زمانی آن با سفر وزیر جنگ سعودی به پاکستان ، بسیار معنا دار است .
در روزهای آغازین سال جاری میلادی ، دو کشور عربستان و پاکستان یک توافق نظامی دستینه‌( امضا ) کردند که بر پایه‌ی آن ، پاکستان متعهد به دفاع از تمامیت ارضی عربستان سعودی شد . از آن جا که جمهوری اسلامی پاکستان تنها کشور ‌اسلامی است که دارای جنگ‌افزار هسته‌ای می‌باشد و عربستان ، حامی مالی اصلی برنامه‌های هسته‌ای این کشور به شمار می‌رود ، می‌توان مفهوم تعهد پاکستان به دفاع از تمامیت ارضی عربستان سعودی را دریافت .  
گرچه تفاهم استقرار موشک‌های پاکستان با کلاهک هسته‌ای در عربستان سعودی ، هنوز در حد یک تفاهم شفاهی میان این دو کشور می‌باشد ؛ اما هرلحظه می‌تواند به یک قرارداد رسمی بدل شود ( اگر تا امروز این کار نشده باشد ) و این امر می‌تواند ایران را در معرض یک حمله‌ی هسته‌ای قرار دهد ؛ در حالی که حکومت جمهوری اسلامی ، سرزمین و ملت ایران را خلع‌سلاح هسته‌ای کرده است .
در صورت بروز این فاجعه که گام به گام به آن نزدیک می‌شویم ، صادر کنندگان فتوا و پیروی کنندگان از آن ، در برابر ملت و مردم ایران وتاریخ این سرزمین مسئول اند و باید اگر چیزی از کشور باقی ماند ، پاسخ‌گو باشند .
یک‌شنبه 14 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 730  / در برابر دشمن مسلح ، باید تا دندان مسلح بود »

یادداشت شماره 730
          

« در برابر دشمن مسلح ، باید تا دندان مسلح بود »
                       ( از آموزه‌های مکتب پان‌ایرانیسم )
                   در رویارویی با پلنگ ، باید پلنگ بود ، نه گربه
                          ( از آموزه‌های مکتب سعدی )
در جهان جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، بدون برخورداری از توان هسته‌ای ، نه کشور دارای توان « تدافعی » ( پدآفندی ) است و نه توان « تهاجمی » ( آفندی ) .
در جهان جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، پیش‌رفته‌ترین جنگ‌افزارهای آفندی و پدآفندی ، بدون برخورداری از پشتیبانی هسته‌ای، هیچ ارزش ندارد و به مانند رویارویی « گربه » است با « پلنگ » .
شنبه 13 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

 

یادداشت شماره 729 / اگر من ...

یادداشت شماره 729
                                          

  اگر من ...
حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی : « اگر دولت     [ من ] ، کاری جز برجام ( برنامه اقدام جامع مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) نکرده بود [م] کافی بود .
عباس‌میرزا نایب السلطنه : اگر من ، کاری جز تحمیل قرارداد      « ترکمان‌چای » ، به ملت و مردم ایران نکرده بودم ، کافی بود .
صدراعظم نوری : اگر من ، کاری جز تجزیه افغانستان و تحمیل قرارداد « پاریس » به ملت و مردم ایران نکرده بودم ، کافی بود .
ناصرالدین شاه : اگر من ، کاری جز تجزیه‌ی سرتاسر خوارزم و فرارود ( آسیای میانه ) و تحمیل قرارداد « آخال » به ملت و مردم ایران نکرده بودم ، کافی بود .
محمدرضاشاه پهلوی : اگر من ، کاری جز تجزیه‌ی شهرستان « فیروزه » و « بحرین » و تحمیل آن به ملت و مردم ایران نکرده بودم، کافی بود .
البته از یاد نبریم که رییس دولت یازدهم شکسته‌نفسی می‌کنند . افزون بر « برجام » ، هم اکنون در پناه قراردادهای تازه نفتی ( نو ـ دارسی ) دست‌اندرکار ، کان‌لم‌یکن کردن قانون ملی‌شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور مصوب 29 اسفندماه 329 ونیز پی‌گیری گفت‌وگوها ، در راستای انصراف از حق 50 درصدی ملت و مردم ایران در دریای مازندران نیز می‌باشند .
چهارشنبه 10 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 728 / چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي راستین « اقتصاد مقاومتی : اقدام و عمل »

یادداشت شماره 728
           

چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي راستین « اقتصاد مقاومتی : اقدام و عمل »
     « ارج » را به نابودی کشاندند تا « سامسونگ » را افتتاح کنند
به دنبال برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) دولت یازدهم با حمایت همه‌جانبه ، بر وابستگی اقتصادی و سیاسی کشور می‌افزاید و از «استقلال ملی » بیش از پیش فاصله می‌گیرد .
با وجود هیاهوی بسیار و غوغاسالاری پُر سروصدا در باره‌ی        « اقتصادمقاومتی » که امسال « اقدام و عمل » را نیز چاشنی آن کرده‌اند ، بیش از پیش از استقلال اقتصادی که در بردارنده‌ی استقلال سیاسی و در نتیجه استقلال ملی است ، فاصله می‌گیرند و حلقه‌ی سلطه‌ی بیگانگان را بر حلقوم ملت و مردم ایران استوارتر می‌کنند .
دو وزارت‌خانه صمت ( صنعت ، معدن و تجارت ) و نفت که سهم آشکارتری در این راستا دارند ، هر روز باعقد قراردادهای محرمانه و آشکار ، بیش از پیش ، اقتصاد کشور را به وابستگی می‌کشانند .
از نمونه های بارز آن ، به ورشکستگی و تعطیلی کشاندن کارخانه‌ی ارج است که روزگاری حتا در کنار تولیدکنندگان ژاپنی ، یکی از بزرگ‌ترین تولید کننده‌ی لوازم خانگی در آسیا بود ، آقای وزیر صمت با تن مبارک در افتتاح کارخانه‌ی لوازم خانگی «سامسونگ » شرکت فرمودند و سخنانی گفتند که عرق شرم بر پیشانی هر ایرانی نشاند ؛ اما چه باک ، حتا اگر کشور هم برود ، « پورسانتاژ » بر قرار باشد و گذرنامه‌ی دوم .
در اقدامی دیگر ، همین آقای وزیر ( البته با موافقت بالادستی‌ ها) ، افزون بر کارخانه‌ی خودروسازی سایپا ، ایران‌خودرو را نیز در اختیار پژو فرانسه قرار داد و باز هم با تن مبارک در آیین امضای قرارداد واگذاری کل بازار خودروی ایران به کمپانی پژو ، حضور پیدا کردند و فرمودند که این قرارداد محرمانه است ( البته‌ پورسانتاژ قراردادهای محرمانه نیز محرمانه‌اند ).
در این میان وزیر مشرت ( مسکن و شهرسازی ، راه و ترابری ) نیز برای این که از قافله‌ی وابسته‌کردن اقتصاد ایران به بیگانگان عقب نماند ، پخت خوراک در برخی قطارها را که نیاز به شگردشناسی ( تکنولوژی / فن‌‌‌‌‌‌ٱوری ) بسیار بالایی دارد ، به اتریشی‌‌ها واگذار کرد . هم چنین چون کشیدن جاده ، بسیار کار پیچیده‌ای است و حتا « داریوش بزرگ » هم در کمابیش 500 سال پیش از میلاد مسیح ، موفق به کشیدن شاهراهی از «پارسه » تا « سارد » به درازای 2500 کیلومتر نشده بود ، آن را هم به ایتالیایی‌ها واگذاشت تا سهم خود را در راه تحقق وابستگی بیش‌تر اقتصادی ملت و مردم ایران ، زیر عنوان « اقصاد مقاومتی : اقدام و عمل » افزایش بیش‌تری داشته باشد .
اگر امروز امیرکبیری نیست ، دکتر مصدقی نیست ، ای کاش      « میرزای شیرازی » بود .  
سه‌شنبه 9 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره727 / خلاف خدمتتان عرض کرده اند .

یادداشت شماره727
                                     

  خلاف خدمتتان عرض کرده اند .
 در جهانِ جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، بدون داشتن جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، پدآفند موثر امکان پذیر نیست . موشک و هواپیمای جنگی و توپ‌خانه ، مربوط به دوران پیش از کاربرد جنگ افزارهسته‌ای در پایان نبرد دوم جهانی بود . ژاپن به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی ، با دو بمب هسته‌ای کوچک ، از پای در‌امد و بدون شرط تسلیم شد !
سعدی ، این معنا را 700 سال پیش چه نیکو می‌سراید و میزان و معیار هر میدان نبرد را به ما می‌آموزد :
گرچه شاطر بُود خروس به جنگ / چه زند پیشِ بازِ رویین چنگ
گربه ، شیراست در گرفتن موش / لیک موش است در مصاف پلنگ
توطئه‌ی شوم برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) امکان نیرومندی لازم در پناه « پدآفند موثر » را از ملت و مردم ایران گرفت و ایران را بدل به سرزمینی کرد که برای در امان ماندن از گزند دارندگان جنگ‌افزارهای هسته‌ای ، باید به زیر چتر  دارنده‌ی دیگری پناه برد .
اس 300 که امروز یک سیستم پدآفند هوایی کهنه‌ به شمار می‌رود ، خوب است ؛ اما تنها برای جنگ‌های کلاسیک و نه نبردهای هسته‌ای . از یاد نبرید که اگر جنگ افزار هسته‌ای خوب نبود و کاربرد نداشت ، آمریکا ، روسیه ، چین ، انگلیس ، فرانسه ، هند ، پاکستان و کره‌ی شمالی ، آن‌ها را ذخیره نمی‌نمودند و گه‌گاه یک‌دیگر را به کاربرد آن ، تهدید نمی‌کردند .
پوتین که در تحمیل « برجام » بر ملت و مردم ایران و در نتیجه « خلع سلاح هسته‌ای ایران » نقش بسیار زشت و ریاکارانه‌ای داشت ، بر سر مساله‌ی پیوستن شبه‌جزیره‌ی کریمه به خاک روسیه به آمریکا و ناتو هشدار داد که باید با روسیه به عنوان یک قدرت هسته‌ای « با احترام رفتار کنید » . با ما چرا باید با احترم رفتار کنند ؟!
برخلاف ، پیش‌رفت‌های نظامی ، ایران تاب پدآفند در برابر جنگ‌افزارهای هسته‌ای را ندارد . این مسئولیت بزرگ و تاریخی « خلع‌سلاح » ایران را ، شما به دوش می‌کشید .
دوشنبه 8 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 26 7  /  اتحاد راهبردی ؟! با که تا کجا ؟

یادداشت شماره 726
                                 

اتحاد راهبردی ؟! با که تا کجا ؟
دولت یازدهم از آغاز کار ، اتحاد با ترکیه را « استراتژیک » ( راهبردی ) نامید ؛ در حالی‌که :
حکومت ترکیه ، عضوی از سازمان جهنمی ناتو و متحد بی‌چون و چرای غرب است . بزرگ‌ترین پایگاه‌هوایی ناتو ( بخوان آمریکا ) در این کشور قرار دارد و سرفرماندهی نیروی زمینی ناتو نیز در خاک این کشور مستقر است . حکومت ترکیه ، دارای روابط همه‌جانبه‌ی سیاسی ـ اقتصادی ـ نظامی با حکومت اسرائیل می‌باشد . حکومت ترکیه در یورش به افغانستان و  عراق ، در صف چاکران ناتو ـ آمریکا قرار داشت . حکومت ترکیه از آغاز در پی سرنگونی بشار اسد و پیوستن بخش‌هایی از خاک سوریه به خود بود و هست و در این راستا ، افزون بر پشتیبانی کامل از داعش ، جبهه نصرت و دیگر گروه‌های تروریستی ، خود نیز دارای چندین گروه تروریستی ویژه می‌باشد . از یاد نبریم که بسیاری از « شهیدان حرم » با جنگ افزار، اطلاعات و پولِ‌حکومت ترکیه ، شهید شده‌اند . افزون بر این‌ها ، حکومت ترکیه، از آغاز شکل‌گیری ، در لحظه‌لحظه‌های حیاتِ خون‌آلود خود ، دست‌اندرکار کشتار و سرکوب هم‌میهنان و هم‌خانمانان کرد ما ، بود و هست .   
اکنون این پرسش مطرح است که چگونه می‌تواند روابط جمهوری اسلامی با حکومت ترکیه « استراتژیک » ( راهبردی ) باشد ؟! تنها پاسخ این می‌تواند باشد که دولت یازدهم نیز با اهداف ترکان عثمانی هم‌راه و هم‌آوا ست ؛ اما جرات ابراز آن را ندارد ؟! و کار را مانند برجام و قرارداهای نفتی در پنهان دنبال می‌کند !
به دنبال « کودتابازی » سلطان ، جمهوری اسلامی با دست‌پاچگی ، دربست همه‌ی اقدام‌های حکومت ترکیه را مورد تایید و ستایش قرارداد و بر روابط استراتژیک ( راهبردی ) تاکید بیش‌تر کرد ، در حالی که « نو‌عثمانی‌ها » دست اندرکار فریب و اسارت بیش‌تر دستگاه دیپلماسی کم‌دان جمهوری اسلامی بودند .
 روز آدینه( 5 شهریور 1395 ) سلطان برای نشان‌دادن مقاصد حقیقی خود ، پل سوم برروی داردانل را به نام                 «سلطان ‌سلیم » معروف به « یاووز » یعنی « سنگ‌دل » نام‌گزاری کرد و هم‌زمان نیروهای ترک با تجهیز بیش‌تر تروریست‌های وابسته به آنکارا ، برای جداسازی بخش‌هایی از سوریه و برداشتن گام نخست در راه ایجاد امپراتوری           «نوعثمانی » از زمین و هوا ، خاک این کشور را مورد یورش نظامی قرار دادند . سلطان با این نام‌گذاری و « یورش نظامی » نشان داد که هم‌چنان در پی برپایی امپراتوری « نو‌عثمانی » است .
البته در این میان جمهوری اسلامی از تمامیت‌ارضی سوریه و عدم دخالت بیگانگان در سوریه دفاع می‌کند ؟! که با توجه به دارا بودن اتحاد راهبردی ( استراتژیک ) با ترکیه ، نمی‌‌تواند حقیقت داشته باشد ؟!
از یاد نبریم که سلطان سلیم سنگ‌دل ، نخستین سلطان عثمانی بود که به مرزهای ایران تجاوز کرد . پیش از لشگرکشی به ایران ، به دستور سنگ‌دل ، شیخ‌الاسلام اسلام‌بول فتوا داد که : « قتل یک شیعه بیش از قتل 70 کافر حربی و مسیحی  ثواب دارد » .
در راه لشگرکشی به ایران ، بیش از 400 هزار تن از ایرانیان و ایرانی‌تباران شیعه را کشت ، هم‌چنین پیشانی کمابیش 300 هزار تن از شیعان را داغ کرد تا نتوانند تقیه کنند . در نبرد چالدران کمابیش همه‌ی نیروهای ایرانی در میدان جنگ ( 17 هزار سوار و 10 هزار پیاده  ) کشته شدند . سنگ‌دل تبریز را غارت نمود و قتل‌عام کرد و دو بار دیگر نیز به تبریز یورش آورد .
اما با این وجود ، سلطان ، متحد استراتژیک روحانی ـ ظریف است ؟! بدا به حال ایرانیان و این روزگاران سیاه .
یک‌شنبه 7 شهریور 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .

 

یادداشت شماره 725 /  رونمایی از یک تن دیگر از « ذخایر »

یادداشت شماره 725
                           

رونمایی از یک تن دیگر از « ذخایر »
با وجود تکذیب خبر دست‌گیری یک تن از کارشناسان مذاکرات هسته‌ای از سوی وزارت امورخارجه ، دیدارگاه ( سایت / تارنمای ) خبرآن‌لاین نوشت که « این متهم دو تابعیتی بوده » و در حالی که با عنوان « مشاور و هیات مدیره‌ی برخی بانک‌ها » جزو « نجومی‌بگیران دولت » به شمار می‌رفته ، در ازای ارائه‌ی اطلاعات داخلی به موسسات تاثیرگزار تحریم‌ها ، ماهانه مبلغی حدود 7500 پوند ( کمابیش 30 میلیون تومان ) دریافت می‌کرده است .
نسیم‌آن‌لاین ، فاش کرد که : « فرد دو تابعیتی بازداشت شده ، علاوه بر فعالیت‌های اقتصادی دولتی و خصوصی ، مسئول یکی از کمیته‌های مهم هیات مذاکره کننده هسته‌ای [و] نماینده‌ی یکی از نهاد‌های مالی » در این تیم بوده است . یکی از موارد اتهامی وی ، دریافت حقوق از موسسات آمریکایی و انگلیسی در ازای ارائه‌ی اطلاعات مهم مالی و اقتصادی جمهوری اسلامی است » .
ضمن تبریک به جناب دکتر نوبخت سخن‌گو و دیگر اعضای دولت محترم برای رونمایی یک تن دیگراز این « ذخایر» به ملت و مردم برای حضور چنین افراد فاسد و خائن و وطن فروش در راس امور تسلیت می گویم .
پنج‌شنبه 4 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

خون شهيدان سوم شهريور مي‌جوشد

خون شهيدان سوم شهريور مي‌جوشد
******
دكتر هوشنگ طالع
به انگيزه‌ي هفتاد و پنجمین   سال‌گرد يورش نظامي
روس و ا نگليس با حمايت آمريكا به ايران

عکس ‏‎Pan Iranism‎‏


روز دوم‌ شهريور ماه‌ 1320 (24 اوت‌ 1941) ، بخشي‌ از ناوگان‌ دولت‌ بريتانيا به‌ بهانه‌ي‌ بازديد از خرم‌شهر وارد اروندرود شد و در آب‌هاي‌ قلمرو حكومت‌ عراق‌ برابر آبادان‌، لنگر انداخت‌. دريادار بايندر، فرمانده‌ نيروي‌ دريايي‌ ايران‌، به‌ ناوهاي‌ ببر و پلنگ‌ دستور داد تا از ناوگان‌ بريتانيا استقبال‌ كنند. فرمانده‌ ناوگان‌ بريتانيا، نزديك‌ شدن‌ شب‌ را بهانه‌ كرد و بازيد را به‌ روز بعد موكول‌ نمود. اما در نيمه‌ شب‌ دوم‌ شهريور ماه‌ 1320 (24 اوت‌ 1941)، ستون‌هاي‌ ارتش‌ انگليس‌ كه‌ از سوي‌ سربازان‌ مستعمراتي‌ هندي‌ همراهي‌ مي‌شدند، از بندر بصره‌ به‌ سوي‌ ايران‌ به‌ حركت‌ درآمدند. آنان‌ از اروندرود گذشته‌ و سحرگاه‌ روز سوم‌ شهريور (25 اوت‌)، خرمشهر و آبادان‌ را مورد حمله‌ قرار دادند. هم‌ زمان‌، نيروي‌ دريايي‌ انگليس‌، ناوگان‌ جنگي‌ ايران‌ را از فاصله‌ي‌ نزديك‌، زير آتش‌ گرفت‌. در اين‌ نبرد سربازان‌ و ناويان‌ ايران‌، با وجود غافلگيري‌، پايداري‌ شايسته‌اي‌ از خود نشان‌ دادند.
هنگامي‌ كه‌ ناوگان‌ بريتانيا بدون‌ اعلام‌ قبلي‌، عمليات‌ جنگي‌ عليه‌ نيروي‌ دريايي ايران‌ را آغاز كرد، به‌ جز افراد اندك‌، بقيه‌ افراد،‌ در خواب‌گاه‌ها و خانه‌هاي‌ خود بودند. با آغاز تعرض‌ ناجوانمردانه‌ بريتانيا، پرسنل‌ مزبور خود را به‌ يگان‌هاي‌ مربوط رسانيده‌ و به‌ دفاع‌ پرداختند. دريادار بايندر فرمانده‌ نيروي‌ دريايي‌ ايران‌، هنگامي‌ كه‌ عازم‌ محل‌ فرماندهي‌ بود، از سوي‌ نيروهاي‌ زرهي‌ انگلستان‌ كه‌ از پايگاه‌هاي‌ خود در خاك‌ عراق‌ وارد ايران‌ شده‌ بودند به‌ محاصره‌ درآمد و به‌ شهادت‌ رسيد. بدين‌سان‌، نيروي‌ دريايي‌ نوپاي‌ ايران‌ با از دست‌ دادن‌ ناوهاي‌ ببر و پلنگ‌ و كمابيش‌ هفت‌صدتن‌ شهيد، از هم‌ پاشيد.
لحظاتي‌ پس‌ از آن‌ كه‌ دولت‌ شوروي‌ از تجاوز ارتش‌ انگليس‌ به‌ خاك‌ ايران‌ اطمينان‌ حاصل‌ كرد، دست‌ به‌ تهاجم‌ عليه‌ ايران‌ زد.
از آغاز، شوروي‌ها از گشوده شدن جبهه‌ي جنگي ديگري ، هراس‌ناك بودند و ميل نداشتند، در حالي كه زير ضربه‌هاي سخت ارتش « رايش» قرار داشتند،‌ با ايران هم، وارد جنگ شوند. محمد ساعد سفير كبير ايران در مسكو، بر اين باور بود كه :13
روس‌ها، خيلي هم ميل نداشتند، تصميم به عمل حاد و غيرمنتظره‌اي، در مورد ايران بگيرند.
حتا روس‌ها كوشيده بودند كه پيش از اقدام نظامي، از دولت ايران بخواهند تا با اخراج كارشناسان آلماني از ايران، مساله‌ي حمله به ايران را كه خواست انگليس‌ها بود، منتفي كنند :14
... دكانازاوف، معاون وزارت امور خارجه شوروي به من ] محمد ساعد ، سفير كبير ايران در شوروي[ خاطرنشان ساخت و حتا يك بار به طور صريح گفته بود، ما قول و قراري كه با متفق جنگي خود دولت انگليس گذشته‌ايم، به علت مسئوليت خاص و مشتركي است كه در جنگ داريم. بنابراين، چرا دولت ايران ، اقدام به اخراج اتباع آلمان و ساير كشورهاي محور به عمل نمي‌آورد ؟
سحرگاه‌ روز سوم‌ شهريور ماه‌، ارتش‌ سرخ‌، هم‌ زمان‌ و از چند محور، استان‌هاي‌ آذربايجان‌، گيلان‌، مازندران‌ و خراسان‌ را مورد تهاجم‌ قرار داد. ارتش‌ سرخ‌ در آذربايجان‌ از محور جلفا ـ گرگر ـ دره‌ديز، به‌ درون‌ كشور رخنه‌ كرد و پس‌ از استقرار در شهر مرند، سه‌ قسمت‌ شد. يك‌ ستون‌ به‌ سوي‌ ماكو، يك‌ ستون‌ به‌ سوي‌ تبريز و ستون‌ ديگر به‌ سوي‌ اروميه‌ به‌ حركت‌ درآمد.
ستون‌هاي‌ ديگري‌ از ارتش‌ سرخ‌ از محورهاي‌ ارسباران‌ از راه‌ پل‌ خداآفرين‌ و محور مشكين‌شهر ـ مغان‌ ـ اردبيل‌ و نيز محور آستارا، وارد خاك‌ ايران‌ شدند. ستون‌هايي‌ كه‌ از محور آستارا وارد خاك‌ ايران‌ شده‌ بود، به‌ سوي‌ بندر انزلي‌ و شهر رشت‌ حركت‌ كردند.
از سوي‌ ديگر، ستون‌هايي‌ از ارتش‌ سرخ‌ پس‌ از گذشتن‌ از مرز ايران‌، از محور گنبدكاووس‌- پهلوي‌ دژ (آق‌قلا)، راه‌ گرگان‌ را در پيش‌ گرفتند. بخشي‌ از اين‌ نيروها، از محور چهل‌دختر- خوش‌ ييلاق‌، به‌ سوي‌ شاهرود و سمنان‌ اعزام‌ شدند. ستون‌ ديگري‌ در گرگان‌ با ستون‌ پهلوي‌ دژ به‌ هم‌ پيوسته‌ و به‌ سوي‌ نهارخوران‌ و زيارت‌ كه‌ خط دفاعي‌ ارتش‌ ايران‌ بود، به‌ حركت‌ درآمدند. در خراسان‌، ارتش‌ سرخ‌ از دو محور به‌ داخل‌ خاك‌ ايران‌ نفوذ كرد. اين محورها،‌ عبارت‌ بودند از :
1ـ محور باج‌گيران‌ ـ لطف‌آباد ـ دره‌گز ـ قوچان‌
2 ـ محور سرخس‌
ارتش‌ سرخ‌ در تمام‌ طول‌ مدت‌، به‌ شدت‌ شهرهاي‌ شمالي‌ ايران‌ را بمباران‌ كرد. شدت‌ بمباران‌ در شهرهاي‌ تبريز، رشت‌، رضاييه‌ (اروميه‌) ، بابل‌سر، قزوين‌ و...، بيش‌تر از نقاط ديگر بود.
در اين‌ ميان‌، انگليس‌ها پس‌ از درهم‌ كوبيدن‌ نيروي‌ دريايي‌ ايران‌ و اشغال‌ آبادان‌ و خرم‌شهر، شهر اهواز را بمباران‌ كرده‌ و به‌ سوي‌ آن‌ شهر پيش‌ روي‌ نمودند. هم‌ زمان‌ با عمليات‌ خوزستان‌، ستون‌هاي‌ ديگري‌ از ارتش‌ انگلستان‌ از مرز خسروي‌ گذشته‌ و پس‌ از اشغال‌ تاسيسات‌ نفت‌ شاه‌ (نفت‌شهر)، به‌ سوي‌ كرمانشاه‌ حركت‌ كرد.
دقايقي‌ پس‌ از آن‌ كه‌ ايران‌ مورد حمله‌ي‌ ناگهاني‌ نيروهاي‌ شوروي‌ و بريتانيا قرار گرفت‌، سفيران‌ روس‌ و انگليس‌ به‌ درِ خانه‌ي‌ «علي‌ منصور» نخست‌وزير رفته‌ و ضمن‌ تسليم‌ دو يادداشت‌، وي‌ را از يورش‌ نظامي‌ مشترك‌ آگاه‌ كردند. مفاد يادداشت‌ روز سوم‌ شهريور 1320 (25 اوت‌ 1941) دولت‌ انگليس‌ به‌ شرح‌ زير بود :
باوجود اقدامات‌ مشترك‌ دولت‌ امپراتوري‌ بريتانيا و دولت‌ شوروي‌ در تاريخ‌ 18 ژوئيه‌ و 16 اوت‌ 1941 (27 تير و 25 امردادماه‌ 1320) راجع‌ به جلوگيري‌ از فعاليت‌ خطرناك‌ عمال‌ آلماني‌ و اخراج‌ آنان‌ از كشور، جاي‌ بسي تاسف‌ است‌ كه‌ دولت‌ ايران‌ براي‌ جلوگيري‌ از اين‌ فعاليت‌ها هيچ‌ اقدامي‌ ننموده‌ و در نتيجه‌ عمال‌ آلماني‌ بر عليه‌ منافع‌ و استقلال‌ كشور ايران‌ هم‌چنان‌ به‌ فعاليت‌ خود ادامه‌ مي‌دهند. بنابراين‌ دولت‌ امپراتوري‌ بريتانياي‌ كبير به‌ منظور دفاع‌ از منافع‌ خود و دوستان‌ خويش‌، اقدامات‌ مقتضي‌ مبذول‌ داشته‌ است‌ كه‌ با خطر فوق‌ در ايران‌ مقابله‌ نمايد و به‌ همين‌ جهت‌ و براي‌ اجراي‌ اين‌ منظور، به‌ طور موقت‌ نيروهاي‌ نظامي‌ خود را وارد ايران‌ كرده‌ و به‌ محض‌ اين‌ كه‌ اوضاع‌ جنگ‌ اجازه‌ دهد، اين‌ نيرو خاك‌ ايران‌ را ترك‌ خواهد گفت‌.
يادداشت‌ دولت‌ شوروي‌ نيز مشابه‌ يادداشت‌ دولت‌ انگليس‌ بود. در اين‌ يادداشت‌، پس‌ از اشاره‌ به‌ مسايل‌ يادداشت‌هاي‌ قبلي‌ و مذاكرات‌ شفاهي‌، آمده‌ بود :
جاي‌ بسي‌ تاسف‌ است‌ كه‌ دولت‌ ايران‌ براي‌ جلوگيري‌ از اين‌ فعاليت‌ها اقدامي‌ ننموده‌ و در نتيجه‌، عمال‌ آلماني‌ به‌ فعاليت‌ جنايت‌آميز خود هم‌چنان‌ ادامه‌ مي‌دهند. بنابراين‌ دولت‌ اتحاد جماهير شوروي‌ ناگزير گرديد كه‌ به‌ منظور حفظ امنيت‌ خاك‌ خود، به‌ ايران‌ نيرو گسيل‌ دارد. بديهي‌ است‌ كه‌ اين‌ اقدام‌ برعليه‌ استقلال‌ ايران‌ صورت‌ نگرفته‌ بلكه‌ منظور از آن‌ جلوگيري‌ از فعاليت‌ عمال‌ آلماني‌ است‌ كه‌ امنيت‌ شوروي‌ را به‌ مخاطره‌ انداخته‌ است‌.
در اين يادداشت، روس‌ها تجاوز نظامي به ايران را برپايه‌ي مواد 5 و 6 عهدنامه‌ي مودت 1921، به منظور جلوگيري خطر فعاليت آلمان‌ها، در راستاي حفظ امنيت اتحاد شوروي توجيه كرده بودند .15 هم‌ زمان‌، مولوتف‌ كميسر امور خارجه‌ اتحاد شوروي‌، يادداشت همانندي نيز به‌ محمد ساعد، سفيركبير ايران‌ در مسكو تسليم‌ كرد :16
ساعت يك بعد از نصف شب سوم شهريور ماه ]1320[ به وقت مسكو، تلفن كاخ ييلاقي سفارت ايران به شدت زنگ زد... تلفن در اتاق خواب من قرار داشت. فورا گوشي تلفن را برداشتم و از آن طرف سيم، رييس اداره خاورميانه وزارت امور خارجه شوروي... از من درخواست كرد بلافاصله در كاخ كرملين با مولوتف وزير امور خارجه ملاقات نمايم. چون مطلب مهمي در پيش است كه بايد به اطلاع شما برسانند.
وقتي كه وارد كاخ كرملين شديم به اتاق مولوتف راهنمايي و پس از مختصر احوالپرسي و بيان مقدمه‌اي از اوضاع جهاني و اين‌كه اقامت اتباع آلمان در ايران كه اغلب آن‌ها جاسوس مي‌باشند خطراتي براي سرحدات جنوبي شوروي ايجاد كرده، بدين جهت نيروهاي ما در همين ساعت از مرزهاي ايران گذشته‌اند. مولوتف آن‌گاه متن يادداشت حمله قشون شوروي به ايران را كه به عنوان من صادر شده بود... خواند (پيوست شماره 3) .
به‌ دنبال‌ تجاوز ارتش‌هاي‌ بريتانيا و شوروي‌ به‌ خاك‌ كشور، ستاد ارتش‌ با انتشار اعلاميه‌ي‌ شماره‌ يك‌، مردم‌ ايران‌ را در جريان‌ يورش‌ قرار داد.17 ساعت‌ سه‌ و نيم‌ بعدازظهر روز سوم‌ شهريور 1320، علي‌ منصور نخست‌وزير، در جلسه‌ي‌ فوق‌العاده‌‌ي مجلس‌ شوراي‌ ملي‌، درباره‌ي‌ تجاوز ارتش‌هاي‌ روس‌ و انگليس‌ به‌ ايران‌ گفت‌ :
...از ابتداي‌ وقوع‌ جنگ‌ كنوني‌... دولت‌ شاهنشاهي‌ بي‌طرفي‌ ايران‌ را اعلام‌ نموده‌ و با تمام‌ وسايل‌ و قواي‌ خود، دقيقا اين‌ سياست‌ را پيروي‌ و به‌ موقع‌ اجرا گذاشته‌ و با يك‌ رويه‌ي‌ صريح‌ و روشن‌ در حفظ كشور از خطر سرايت‌ وقايع‌ و در صيانت‌ حقوق‌ مشروع‌ تمام‌ دول‌ كه‌ با ايران‌ روابط دارند و به‌ ويژه‌ دول‌ همسايه‌ كوشيده‌، چنان‌ كه‌ تا حال‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ خطري‌ در ايران‌ از هيچ‌ طرف‌ به‌ هيچ‌ يك‌ از آن‌ها متوجه‌ نگرديده‌ (عموم‌ نمايندگان‌: صحيح‌ است‌). با اين‌ حال‌ دولت‌ انگليس‌ و بعد از اتفاق‌ آن‌ دولت‌ با دولت‌ شوروي‌، هر دو متفقا اظهاراتي‌ مبني‌ بر نگراني‌ از وجود يك‌ عده‌ آلماني‌ در ايران‌ نمودند و دو نوبت‌ در تاريخ‌ 28 تيرماه‌ و 25 مرداد 1320 برطبق‌ اظهارات‌ مزبور به‌ وسيله‌ي‌ نمايندگان‌ خود تذكاريه‌هايي‌ تسليم‌ داشتند كه‌ اخراج‌ قسمت‌ عمده‌ از آلمان‌هاي‌ مقيم‌ ايران‌ را درخواست‌ مي‌كردند. در پاسخ‌ اين‌ اظهارات‌، چه‌ ضمن‌ مذاكرات‌ عديده‌ شفاهي‌ و چه‌ طبق‌ تذكاريه‌هاي‌ تاريخ‌ هفتم‌ مرداد و تاريخ‌ سي‌ام‌ مرداد 1320 كتباً اطمينان‌هاي‌ كافي‌ در مراقبت‌هاي‌ دولت‌ ايران‌ نسبت‌ به‌ رفتار كليه‌ي‌ اتباع‌ بيگانه‌ و عدم‌ امكان‌ بروز خطراتي‌ از معدودي‌ آلماني‌ كه‌ در ايران‌ مشغول‌ كارهاي‌ معيني‌ هستند داده‌ شد و براي‌ مزيد اطمينان‌ دو دولت‌، اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ كاستن‌ عده‌ معتنابهي‌ از شمار آلمان‌ها به‌ عمل‌ آمده‌ و به‌ جريان‌ افتاد و مراتب‌ مكرر چه‌ در تهران‌ و چه‌ در مسكو و لندن‌ به‌ مقامات‌ مربوط دولت‌ انگلستان‌ و شوروي‌ خاطرنشان‌ و آن‌ چه‌ ممكن‌ بود براي‌ حصول‌ اطمينان‌ و روشن‌ ساختن‌ نظر آن‌ها كوشش‌ گرديد.
متاسفانه‌ با تمام‌ اين‌ مجاهدات‌ كه‌ دولت‌ ايران‌ به‌ منظور حفظ امنيت‌ و آسايش‌ كشور و رفع‌ نگراني‌ دولت‌ همسايه‌ي‌ خود نمود، در عوض‌ حسن‌ تفاهم‌ و تصفيه‌ي‌ مسالمت‌آميز قضيه‌، نتيجه‌ اين‌ شد كه‌ نمايندگان‌ شوروي‌ و انگليس‌، ساعت‌ چهار صبح‌ امروز به‌ منزل‌ نخست‌وزير رفته‌ و هر كدام‌ يادداشتي‌ مبني‌ برتكرار مطالب‌ گذشته‌ كه‌ جواب‌ آن‌ها با اقدامات‌ اطمينان‌بخش‌ داده‌ شده‌ بود، تسليم‌ نموده‌ و در اين‌ يادداشت‌ها، توسل‌ خود را به‌ نيروي‌ نظامي‌ اخطار كردند و مطابق‌ گزارش‌‌هايي‌ كه‌ رسيده‌، معلوم‌ شد نيروي‌ نظامي‌ آن‌ها در همان‌ ساعت‌ كه‌ نمايندگان‌ مزبور در منزل‌ نخست‌ وزير مشغول‌ مذاكره‌ بودند، به‌ مرزهاي‌ ايران‌ تجاوز نموده‌ است‌. نيروي‌ هوايي‌ شوروي‌ در آذربايجان‌ به‌ بمباران‌ شهرهاي‌ باز و بي‌دفاع‌ پرداخته‌ و قواي‌ زياد از جلفا به‌ سمت‌ تبريز اعزام‌ شده‌اند. در خوزستان‌، قواي‌ انگليس‌ به‌ بندر شاهپور و خرمشهر حمله‌ برده‌، كشتي‌هاي‌ ما را غافلگير نموده‌ و صدمه‌ زده‌اند و نيروي‌ هوايي‌ آن‌ دولت‌ به‌ اهواز بمب‌ ريخته‌. هم‌چنين‌ قواي‌ انگليس‌ با وسايل‌ موتوريزه‌ فوق‌العاده‌ زياد از طرف‌ قصرشيرين‌ به‌ سمت‌ كرمانشاه‌ در حركت‌ مي‌باشند. قواي‌ متجاوز در هر نقطه‌ كه‌ با نيروي‌ ارتش‌ شاهنشاهي‌ مواجه‌ شده‌اند، طبعا تصادف‌ و زد و خورد هم‌ رخ‌ داده‌ است‌.
دولت‌ ايران‌ براي‌ روشن‌ ساختن‌ علت‌ و منظور اين‌ تجاوزات‌، به‌ فوريت‌ مذاكرات‌ و اقدامات‌ به‌ عمل‌ آورده‌ و منتظر نتيجه‌ مي‌باشد كه‌ البته‌ به‌ استحضار مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ خواهد رسانيد...
در شهريور ماه‌ 1320، تنها چندسال‌ از پايه‌گذاري‌ ارتش‌ ايران‌ مي‌گذشت‌. توان‌ ارتش‌ ايران‌، در حد حفظ آرامش‌ داخلي‌ و درگيري‌هاي‌ احتمالي‌ منطقه‌اي‌ بود، نه‌ جنگ‌ عليه‌ دو قدرت‌ بزرگ‌ روز. ارتش‌ ايران‌ در سال‌هاي‌ نخست‌ 1300 خورشيدي‌ از ادغام‌ نيروهاي‌ «قزاق» و «ژاندارم‌» و برخي‌ عناصر «پليس‌ جنوب»، تشكيل‌ شده‌ بود. ارتش‌ ايران‌ از سال‌ 1310 خورشيدي‌ به‌ بعد، از تعداد معدودي‌ افسر كه‌ در دانشگاه‌هاي‌ نظامي‌ كشورهاي‌ پيشرفته‌ و به‌ ويژه‌ فرانسه‌ درس‌ خوانده‌ بودند، بهره‌مند گرديد. نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ ايران‌، فاقد يگان‌هاي‌ موتوري‌ و يگان‌هاي‌ مكانيزه‌ و زرهي‌ در مفهوم‌ روز بود.
در سال 1319، نيروي زميني داراي شانزده لشگر و يك تيپ مستقل مكانيزه بود. تيپ مستقل مكانيزه در تهران مستقر بود و تعدادي از لشگرها، در حقيقت بر روي كاغذ وجود داشتند و داراي توان لازم رزمي در حد يك لشگر نبودند :18

از لشگرهاي فوق، بعضي كه جديدالتاسيس بودند، در سال 1320، هنوز به پايه‌ي سازمان مصوبه‌ي خود نرسيده و از حيث عده و كادر فرماندهي و اسلحه و وسايل، نواقصي داشتند...
نيروي دريايي ايران، از دو ناو 950 تني به نام‌هاي ببر و پلنگ و چهار ناوچه‌ي 320 تني و تعدادي ناو تداركاتي و پشتيباني تشكيل مي‌شد. ناوها و ناوچه‌هاي مزبور در ايتاليا ساخته شده بودند و در سال 1311، وسيله‌ي افسران و دانش‌جوياني كه در ايتاليا آموزش ديده بودند، به ايران آورده شدند .19
نيروي هوايي ايران، از تعداد هواپيماي دو باله تشكيل مي‌شد. اين هواپيماها، ساخت انگلستان بودند و براي تعميرات هواپيماي مزبور و ساخت بخشي از بدنه‌ي آن‌ها، كارخانه‌اي از انگلستان خريداري شد كه در سال 1316 در فرودگاه دوشان‌تپه (تهران)‏ ، راه‌اندازي شد .20
مجموع‌ پرسنل‌ نيروهاي‌ مسلح‌ ايران‌، كمابيش‌ 90 هزار نفر برآورده‌ مي‌شد. بدين‌ سان‌، با توجه‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ها، ارتش‌ ايران‌ توان‌ رويارويي‌ هم‌ زمان‌ با دو قدرت‌ بزرگ‌ آن‌ روز را نداشت‌.
هنوز چند روز از تعرض‌ نظامي‌ بريتانيا و شوروي‌ عليه‌ ايران‌ نگذشته‌ بود كه‌ سرلشگر نخجوان‌ وزير جنگ‌، بدون‌ اين‌ كه‌ به‌ رضاشاه‌ اطلاع‌ دهد، شوراي‌ عالي‌ جنگ‌ را تشكيل‌ داد. اين‌ شورا كه‌ سرلشگر ضرغامي‌ (رييس‌ ستاد) ، سرلشگر رياضي‌ و سرلشگر يزدان‌پناه‌ در آن‌ حضور داشتند، دستور ترك‌ مخاصمه‌ را صادر كرده‌ و لشگرهاي‌ 1 و 2 مستقر در تهران‌ را مرخص‌ نمود.
رضاشاه‌، به‌ محض‌ آگاهي‌ از اين‌ مساله‌، آن‌ها را به‌ كاخ‌ سعدآباد احضار و ضمن‌ خلع‌ درجه‌، دستور زنداني‌ كردن‌ آنان‌ را به‌ جرم‌ خيانت‌ به‌ كشور، صادر نمود. در ضمن‌، وي‌ سپهبد اميراحمدي‌ را مامور جمع‌آوري‌ سربازان‌ و مقاومت‌ و حفظ شهر تهران‌ برابر بيگانگان‌ كرد. سپهد اميراحمدي‌ حكومت‌ نظامي‌ اعلام‌ و با تلاش‌ فراوان‌، توانست‌ عده‌اي‌ از افسران‌ و سربازان‌ را جمع‌ آوري‌ و نظم‌ و آرامش‌ را در تهران‌ برقرار نمايد.
اما، فاجعه‌ بسيار ژرف‌ بود. دست‌هاي‌ خيانتكاري‌ كه‌ در گرماگرم‌ جنگ‌، دستور ترك‌ مخاصمه‌ و مرخص‌ كردن‌ سربازها را صادر كرد، از ماه‌ها پيش‌ در لجستيك‌ نيروها اخلال‌ كرده‌ و در نتيجه‌، مهمات‌ مربوط به‌ توپخانه‌ و ادوات‌ جنگي‌ با ناهم‌آهنگي‌ ارسال‌ مي‌شدند. به‌ طوري‌ كه‌ در همان‌ روز نخست‌، بسياري‌ از يگان‌هاي‌ توپخانه‌، امكان‌ آتش‌ نداشتند.
پيش‌ از اعلام‌ ترك‌ مخاصمه‌، يگان‌هاي‌ ارتش‌ به‌ خوبي‌ برابر متجاوزان مي‌جنگيدند، به‌ طوري‌ كه‌ در چند نقطه‌، آنان‌ را متوقف‌ كرده‌ و خسارت‌ و تلفات‌ قابل توجهي‌ نيز به‌ نيروهاي‌ مهاجم‌ وارد كرده‌ بودند. در اين‌ ميان‌ بايد از پايداري‌ و دليري‌ فرماندهان‌ و يگان‌هاي‌ زير نام‌ برد: سرلشگر شاه‌ بختي‌ (فرمانده‌ لشگر خوزستان‌) ، سرلشگر حسن‌ مقدم‌ مراغه‌اي‌ (فرمانده‌ لشگر كردستان‌ و كرمانشاه‌)، سرلشگر قدر (فرمانده‌ لشگر رشت‌) ، سرهنگ‌ معتضدي‌ (كفيل‌ فرماندهي‌ لشگر گرگان‌) و... در اين‌ جا قابل‌ ذكر است‌ كه‌ پس‌ از صدور دستور ترك‌ مقاومت‌، عده‌اي‌ از افراد لشگر گرگان‌ تسليم‌ نشده‌ و با عقب‌نشيني‌، خود را به‌ تهران‌ رساندند. البته‌ در اين‌ ميان‌، كساني‌ نيز مانند سرلشگر محتشمي‌ (فرمانده‌ لشگر خراسان‌) ، خيانت‌ كرده‌ و تسليم‌ شد. هم‌ چنين‌، فرمانده‌ لشگر تبريز نيز ترك‌ خدمت‌ كرده‌ و فرار نمود.
به‌ دنبال‌ خلع‌ درجه‌ و بازداشت‌ وزير جنگ‌ و رييس‌ ستاد، رضاشاه‌ دو تن‌ از اميران‌ تحصيل‌ كرده‌ ارتش‌، يعني‌ سرتيپ‌ عبدالله‌ هدايت‌ و سرتيپ‌ حاج‌ علي‌ رزم‌آرا را براي‌ مشاوره‌ احضار كرد. آنان‌ باتوجه‌ به‌ دلايل‌ زير، اعلام‌ كردند كه‌ امكان‌ مقاومت‌ وجود ندارد. رضاشاه‌ هم‌ نظر آنان‌ را پذيرفت‌ :21
1 ـ عدم‌ توازن‌ نيروهاي‌ ارتش‌ ايران‌ با مهاجمان‌
2ـ نداشتن‌ تحرك‌ لازم‌ و نداشتن‌ برتري‌ آتش‌
3ـ نداشتن‌ مهمات‌ براي‌ مقابله‌ (باتوجه‌ به‌ خيانت‌هاي‌ به‌ عمل‌آمده)
4 ـ غافل‌گير شدن‌ و عدم‌ بسيج‌ نيروها و نبودن‌ فرصت‌ كافي‌ براي‌ اين‌ كار
5 ـ برتري‌ بي‌چون‌ و چراي‌ دشمن‌ در هوا
6 ـ ترس‌ و وحشت‌ مردم‌ از بمباران‌هاي‌ هوايي‌
7 ـ خيانت‌ عوامل‌ بيگانه‌
8 ـ عدم‌ آگاهي‌ دولت‌ برابر جريان‌هاي‌ پيش‌ آمده‌ و...
پس‌ از ترك‌ مقاومت‌، ارتش‌ انگليس‌ تاسيسات‌ نفت‌ كرمانشاه‌ را تصرف‌ كرده‌ و به سوي‌ تهران‌ به‌ حركت‌ درآمد. از سوي‌ ديگر، ارتش‌ سرخ‌ نيز با بهره‌گيري‌ از ترك‌ مقاومت‌ از سوي‌ ارتش‌ ايران‌، خود را به‌ حومه‌ي‌ قزوين‌ رسانيد و در آن‌ جا به‌ نيروهاي‌ بريتانيا كه‌ از كرمانشاه‌ مي‌آمدند، پيوست‌.
دولت‌ ايران‌ كه‌ از يورش‌ نظامي‌ دو همسايه‌ي‌ نيرومند غافلگير شده‌ بود، وسيله‌ي‌ سفيران‌ كشور در مسكو، لندن‌ و واشنگتن‌ از دولت‌هاي‌ روس‌ و انگليس‌ خواست‌ تا با توقف‌ عمليات‌ نظامي‌، با ايران‌ وارد گفتگو شوند. اما دولت‌هاي‌ مزبور به‌ درخواست‌ دولت‌ ايران‌ پاسخ‌ ندادند. از آن‌ جا كه‌ علي‌ منصور نخست‌ وزير وقت‌، از نظر متفقين‌ معروف‌ به‌ داشتن‌ نظرات‌ دوستانه‌ نسبت‌ به‌ آلمان‌ها بود، روز پنجم‌ شهريورماه‌ (27 اوت‌) از كار كناره‌ گرفت‌ و محمدعلي‌ فروغي‌ كه‌ «بيشتر مورد قبول‌ انگليس‌ها بود، مامور تشكيل‌ كابينه‌ي‌ جديد» شد .22
به‌ دنبال‌ تشكيل‌ كابينه‌ي‌ جديد، به‌ پيشنهاد فروغي‌ دستور ترك‌ مقاومت‌ به‌ همه‌ي‌ يگان‌هاي‌ ارتش‌ صادر شد. به‌ دنبال‌ اعلام‌ ترك‌ مخاصمه‌، فروغي‌ نظر دولت‌هاي‌ بريتانيا و شوروي‌ از يورش‌ نظامي‌ به‌ ايران‌ را وسيله‌ي‌ نمايندگان‌ دولت‌هاي‌ مزبور، استفسار كرد. روز هشتم‌ شهريورماه‌ 1320 (30 اوت‌ 1941) ، سفيران‌ شوروي‌ و بريتانيا، نظرات‌ دولت‌هاي‌ خود را به‌ شرح‌ زير اعلام‌ كردند :23
1 ـ ترك‌ مقاومت‌ كامل‌ و تخليه‌ي‌ يگان‌هاي‌ ارتش‌ ايران‌ از همه‌ي‌ نقاطي‌ كه‌ از سوي‌ نيروهاي‌ متفقين‌ اشغال‌ شده‌ است‌.
2 ـ اخراج‌ همه‌ي‌ شهروندان‌ آلمان‌ از ايران‌، غير از اعضاي‌ سفارت‌.
3 ـ تعهد در تسهيل‌ ترابري‌ جنگ‌افزار و مهمات‌ و ادوات‌ جنگي‌ از راه‌ ايران‌ به‌ شوروي‌.
در برابر دولت‌ انگلستان‌ اعلام‌ كرد كه‌ حق‌السهم‌ ايران‌ را از درآمد نفت‌ جنوب‌ خواهد پرداخت‌ و روس‌ها نيز پذيرفتند كه‌ سهم‌ ايران‌ را از عايدات‌ شيلات‌، پرداخت‌ نمايند. هم‌چنين‌ دو دولت‌ مزبور متعهد شدند كه‌ هر زمان‌ وضعيت‌ نظامي‌ اجازه‌ دهد، نيروهاي‌ خود را از خاك‌ ايران‌ بيرون‌ ببرند.
بريتانيا و شوروي‌، بدون‌ اين‌ كه‌ منتظر پاسخ‌ دولت‌ ايران‌ بمانند، بر دايره‌ي خواسته‌هاي‌ خود افزودند و خواستار تحويل‌ شهروندان‌ آلمان‌ شدند. از آن‌جا كه‌ پاسخي‌ از دولت‌ ايران‌ دريافت‌ نكردند، روز 19 شهريور ماه‌ 1320 (10 سپتامبر 1941)، دولت‌هاي‌ مزبور اعلام‌ كردند كه‌ هرگاه‌ دولت‌ ايران‌، ظرف‌ 48 ساعت‌، اتباع‌ آلمان‌ را به‌ نيروهاي‌ متفقين‌ تسليم‌ ننموده‌ و سفارت‌ خانه‌هاي‌ آلمان‌، ايتاليا، روماني‌ و مجارستان‌ را تعطيل‌ نكند، تهران‌ را اشغال‌ خواهند كرد. از آن‌ جا كه‌ دولت‌ ايران‌ به‌ اين‌ اولتيماتوم‌ پاسخ‌ نداد، روز 25 شهريور ماه‌ (16 سپتامبر) نيروهاي‌ روس‌ و انگليس‌ براي‌ اشغال‌ پايتخت‌ به‌ حركت‌ درآمدند. در اين‌ فرآيند، رضاشاه‌ از مقام‌ سلطنت‌ استعفا كرد و از تهران‌ خارج‌ شد و روز 26 شهريورماه‌ (17 سپتامبر) نيروهاي‌ شوروي‌ و بريتانيا، تهران‌ را اشغال‌ كردند. فروغي‌ به‌ عنوان‌ نخست‌وزير در مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ خطاب‌ به‌ مردم‌ ايران‌ اعلام‌ كرد: «مي‌آيند و مي‌روند و با شما كاري‌ ندارند».

 

 

یادداشت شماره 724 /  مشتی از خروارها « ذخایر» در وزارت کشور

 

فرماندار ورامین : « من اهل شیشلیک و کباب هستم و شفاف هم می‌گویم که با نان و پنیر نمی‌توانم کار کنم . از ماشین خوب سوار شدن هم ، ترسی ندارم » .
بخشدار ماسال : روز یک‌شنبه برخی از خبرگزاری‌ها ، تصویرهایی از کتک‌زدن یک نوجوان 13 ساله توسط بخشدار ماسال منتشر کردند . با شگاه خبرنگاران جوان نوشت : این بخشدار به ضرب و شتم نوجوان 13 ساله اکتفا نمی‌کند و وی را به زور سوار خودروی دولتی می‌کند و با خود به مقصد نامعلوم می‌برد ...
چهارشنبه 3 شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 723 / بنیان دروغ : دروغ در دروغ و در دروغ

یادداشت شماره 723
                        

  بنیان دروغ : دروغ در دروغ و در دروغ
برخلاف دروغ‌پردازی‌ها ، نا راست‌گویی‌ها و شاخ وشانه کشیدن‌های مسئولان در باره‌ی مناطق ( یا قاچاق‌گاه‌های )آزاد و نیز مناطق ویژه (‌قاچاق ) تجاری ، امام جماعت شهر جلفا ، چهره‌ی زشت و زیان‌بار این گونه مناطق را به روشنی نشان داد .
امام جمعه‌ی شهر جلفا گفت (‌شبکه 2 سیما ـ اخبار 30 : 20 / آدینه 29 امردادماه 1395 ) :
 « در به وجود آمدن منطقه‌ی آزاد [ جلفا ] شخص بنده خیلی تلاش کردم ، زحمت کشیدم  . پرونده ها را اگر نگاه کنید ، ساعت ها وقت گذاشتم ، برایشان زمین خریدیم ، جاده درست کردیم ، مردم را راضی کردیم ؛ خیال می کردیم یک مشکل را حل خواهند کرد .
 الان بگویند که من می‌خواهم یک منطقه‌ی آزاد را ایجاد یا تخریب کنم ؛ من می‌گویم در تخریبش هستم ولی در ایجادش خیر . این اول و آخر حرف من است » .
سه شنبه دوم شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

 

 

یادداشت شماره 722 /  پیرامون قراردادهای نفتی « نو‌ـ دارسی »  خوشا به حال عراقی‌ها

یادداشت شماره 722
        

پیرامون قراردادهای نفتی « نو‌ـ دارسی »
                                خوشا به حال عراقی‌ها

قرادادهای نفتی آی پی سی یا قرادادهای نفتی « نوـ دارسی » نیز دیروز در مجلس شورای اسلامی ، به همان سرنوشت برجام ( برنامه جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) دچار شد ؛ البته بدون نیاز به حکم و تصویب 20 دقیقه‌ای .
 این بار نمایندگان که از سرنوشت مخالفان « برجام » در دوره‌ی پیشین ، پند گرفته بودند ، به یک نشست غیرعلنی   ( محرمانه ) رضایت دادند و فرجامین مانع را از برابر قراردادهای نفتی « نو ـ دارسی  » برداشتند .
بدین‌سان ، آقایان و بانوان « در راس امور » نه تنها فاتحه‌ی قانون « ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور » را خواندند؛ بلکه به کودتای آمریکایی ـ انگلیسی 28 امردادماه 1332 برای در هم کوبیدن اصل « ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور » عینیت بخشیدند .
اما چرا خوشا به حال عراقی‌ها : آن‌ها ، نه مصدق داشتند و نه صنایع نفت را در سرتاسر کشور ملی کردند ؛ در حالی‌که همیشه با اصل دادن امتیاز نفت به بیگانگان ، خو گرفته بودند . دو بار با آمریکا و متحدان جنگیدند و بار دوم که سرزمینشان به اشغال کامل آمریکا و متحدان در آمد ، آمریکا برای کشور عراق ، یک فرمان‌روا ( سلطان )‌ به نام « پل برمر» تعیین کرد .
پل برمر سلطان آمریکایی عراق ، الگوی قراردادهای نفتی عراق تحت اشغال با کمپانی‌های نفتی را ابلاغ کرد که هنوز هم در عراق ، بر پایه‌ی همان الگو عمل می‌گردد .
اما جای شگفتی در این است که قراردادهای نفتی « پل برمر » همانندی غیرقابل انکاری با قرادادهای نفتی ای پی سی یا قراردادهای نفتی « نو ـ دارسی » دارد .
راستی را ، خوشا به حال عراقی‌ها که به فرزندانشان خواهند گفت : شکست خوردیم و این قراردادها را به ما تحمیل کردند . شما به فرزندانتان چه خواهید گفت ؟!
دوشنبه یکم شهریورماه 1395 ـ هوشنگ طالع

--------------------------------

« گفت‌وگو روی میز خاورمیانه »

برای آگاهی از مسایل خاورمیانه و مسایل وابسته به آن در سطح جهان و نیز مسایل ایران، هم راه با تفسیر و بررسی این مسایل از دیدگاه منافع ملی ، شنونده‌ی « شنیدارگاه » منافع ملی به نشانی زیر باشید : http://manafemelli.persianblog.ir/
نشست‌ها ‌بر روی « میز خاورمیانه » هر پنج‌شنبه در میان برگزار می‌گردند .