یادداشت شماره 744 خیانت روسیان و « هالوگری » جمهوری اسلامی
خیانت روسیان و « هالوگری » جمهوری اسلامی
روسیان در « ساخت و پاخت » با امپریالیسم آمریکا ـ ناتو و با بهرهگیری از « هالوگری » جمهوری اسلامی ، با همزمانی «آتشبس » در سوریه با برگزاری نشست سالانهی مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، موافقت کردند . پیش از آن ، با پوزشخواهی اردوغان از روسیان ، ترکیه توانست بدون برخورد با هیچ مانع و مخالفت روسیه و یا حکومت جمهوری اسلامی، بخش مورد نظر خود در سوریه را که سالها موفق به دستآوردن آن نمی شد ، اشغال کند .
با یک رخداد « دستساز » در قالب بمباران کاروان یاریرسانی سازمان ملل متحد ، بهترین فرصت در اختیار غرب در قالب سخنرانی سران در مجمع عمومی برای برافکندن دولت سوریه و راندن ایران از سوریه ، فراهم آمد . سخنان اوباما و اولاند رییسان جمهور آمریکا و فرانسه و نیز سخنان دبیر کل سازمان ملل متحد که از « جنایت جنگی » سخن میگوید ، ژرفای توطئهی روسیان را نشان میدهد . با توجه به « ساخت و پاخت » روسیان با سلطان نوعثمانی ، حمله به کاروان یاریرسانی که در آن دستکم 12 تن از هموندان هلالسرخ سوریه کشته شدند ، میتوانست با گرای روسیان ، از سوی جنگنده یا جنگنده های ترکیه به عمل آمده باشد .
همزمانیِ طرح بیرون راندن ایران از سوریه و تجزیهی این کشور برای ایجاد امنیت بیشتر برای اسرائیل و ترکیه در قالب طرح « خاورمیانه نوین » با اعلام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که مصلحت کشور را در « خلعسلاح »کامل ( به دنبال خلعسلاح هستهای ) و تبدیل ایران به کشوری مانند « سوئیس » ، گرچه به ظاهر تصادفی به نظر میرسد ؛ اما بسیار حساب شده و زمانبندی شده است . مقامات جمهوری اسلامی ، در روز روشن چراغ به دست گرفته و « تظاهر » میکنند که به دنبال «نفوذی » میگردند ؛ در حالیکه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مصلحت کشور را در انحلال سازمانهای نظامی کشور میداند ؟! در این اوضاع که ستون پنجم تا « رگ و پی » نظام نفوذ کرده است ، نباید از سیاست خود را به « هالوگری زدن » دستگاه دولت و دیپلماسی ، شگفتزده شد ؟! با توجه به کاهش بودجه نیروهای مسلح در بودجهی سال جاری که ازسوی دولت به مجلس تقدیم شد ، میتوان این گونه انگاشت که همه بر پایهی نقشه است و « غفلت و سهو »ی در میان نیست . البته از یاد نبریم که مهمترین حامی دولت یازدهم ، رییس مجمع تشخیص نظام است .
اما در بارهی پیشینهی« سویسی » شدن ایران . در گرماگرم غائلهی آذربایجان ، پس از آن که احمد قوام ( قوام السلطنه ) توانست خود را از شر وزیران حزب توده در مجلس شورای ملی آزاد کند ، مظفر فیروز ( معاون نخستوزیر ) را نیز که با وجود بازی « چنددوزه » تا آن زمان مورد نیاز بود ، به عنوان سفیر ایران در مسکو از کشور ، دور کرد . وی در روزهای آغازین سال 1326 در مهمانی شام سفارت زلاندنو در مسکو به « بوین » وزیر امورخارجه بریتانیا از حزب کارگر گفته بود :
« اگر دول بزرگ ، ایران را مانند سوئیس آسیا دانسته و طبق قرارداد مخصوص استقلال آن را تضمین نموده و تعهد نمایند از هرگونه مداخله در امور داخلی آن خودداری کنند ، برای صلح دنیا مفید خواهد بود .
بوین جواب داد : خیلی خوب است ؛ اما سوئیس نفت ندارد و در ایران دعوا بر سر نفت است . ولی رساند که اگر نفت ایران به همه برسد و طبق نقشه تقسیم شود ، ادای این نظر عالی خواهد بود » .
( گزارش مظفر فیروز به نخستوزیر ـ نمره 16 /10 روز 18 فروردین 1326 ( بایگانی اسناد وزارت امورخارجه ) / روز 28 امرداد ، سه راه بوذرجمهری ـ هوشنگ طالع ـ انتشارات سمرقند ـ چ 2 ـ تهران ، بهار 1393 ـ ر61 ) .
البته بدون دودلی « سردارسازندگی » با توجه به قراردادهای تازه نفتی ( نو ـ دارسی ) که بر پایهی توصیه 70 سال پیش « بوین» وزیر وقت امورخارجهی بریتانیا ، به دست دولت یازدهم و حمایت تام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دیگر ارکان نظام « نفت ایران ، طبق نقشه تقسیم » شده است ، به فکر اجرای بخش دوم قول « بوین » در زمینهی « سوئیس »ی کردن ایران افتاده است .
چهارشنبه 31 شهریورماه 1395 برابر با سالروز جنگ تحمیلی ـ هوشنگ طالع

