یادداشت شماره 497
به انگیزهی هفتم آبانماه « روز جهانی کورش بزرگ »
منشور ایزدی کورش بزرک و منشور ابلیسی جورج بوش
کورش بزرگ شاهنشاه ایران به نمایندگی از سوی ملت ایران
538 پیش از میلاد مسیح / 1159 پیش از هجرت پیامبر
( سرزمین میان رودان / عراق امروزین )
... مردم از خدای بزگ میخواستند که به وضع همهی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهشان به سوی ویرانی میرفت ، توجه کند ...
[ خدای بزرگ ] به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همهی کشورها ، به جستوجو پرداخت ؛ به جست وجوی شاهی خوب که او را یاری دهد .
آن گاه او نام کورش پادشاه انشان را برخواند [ و ] از او به نام پادشاه جهان یاد کرد ...
از این رو ، او کورش [شاهنشاه ایران / ملت ایران ] را بر انگیخت تا راه بابل در پیش گیرد . در حالی که خود ، چونان یاوری راستین ، دوشادوش او گام بر میداشت ...
[ کورش میگوید : ] آن گاه ، بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شدم ؛
همهی مردمان ، گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند ... و بر من بوسه زدند ...
ارتش بزرگ من [ ما ملت ایران ] به آرامی وارد بابل شد . نگذاردم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید ...
من [ ما ملت ایران ] بردهداری را برافکندم [ بر افکندیم ] ...
فرمان دادم ، هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند ...
فرمان دادم همهی نیایشگاههایی را که بسته شده بودند ، بگشایند ...
همهی مردمانی را که پراکنده شده و آواره شده بودند ، به جایگاه خود باز گرداندم . خانههای ویران آنان را آباد کردم ...
... من [ ما ملت ایران ] برای همهی مردم ، جامعهای آرام ساختم و صلح و آرامش را به همهی مردم ارزانی داشتم ...
جورج بوش رییس جمهور ایالات متحدهی آمریکا
2002 میلادی / 1381 خورشیدی
( سرزمین میانرودان / عراق امروزین )
[ 2540 بعد ] « مردم از خدای بزرگ میخواستند تا به وضع همهی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهشان رو به ویرانی می رفت ، توجه کند »
« خدای بزرگ به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همهی کشورها ، به جستوجو پرداخت . به جستوجوی شاهی خوب که او را یاری دهد » ؛ اما نیافت ...
آنگاه ابلیس ، نام جورج بوش رییس جمهور ایالات متحدهی آمریکا را برخواند و از او به نام یاور ابلیس در جهان یاد کرد .
از این رو ، او جورج بوش رییس ایالات متحدهی آمریکا [ مردم آمریکا ] را بر انگیخت تا راه بغداد [ بابل ] را در پیشگیرد « در حالی که خود ، چونان یاوری راستین دوشادوش او ، گام برمیداشت»...
[ جورج بوش گوید :] آنگاه ، من بر سراسر سرزمین عراق « فرش بمب » گستردم . از زمین و دریا و آسمان ، خانه و کاشانهی مردمان را به زیر آتش گرفتم . سرزمین عراق و مردم عراق را با گلولههای هستهایضعیف شده ، در هم کوبیدم .
« ارتش بزرگ من » در میان دریایی از آتش و خون ، ویرانی و مرگ ، وارد سرزمین میانرودان شد . چندان رنج و آزار « به مردم این شهر و این سرزمین ، وارد » آوردم که در درازای تاریخ ، مانند نداشت ...
من ، برده داری نوینی در این سرزمین برقرار کردم
فرمان دادم که « اهالی شهر را از هستی » ساقط کنند ...
فرمان دادم که نیایشگاهها را ویران و گنجینههایشان را غارت کنند ...
« همهی مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند » آوارهتر و پراکندهتر کردم . « خانههای ویران آنان » را ویرانتر کردم .
« من ، برای همهی مردم » جامعهای پر از کشت و کشتار و قتل و غارت ساختم و نا امنی و فساد و فحشا را « به همهی مردم ارزانی داشتم » ...
من [ ما مردم آمریکا ] چنان کردم [ کردیم ] که خونخواران بزرگ تاریخ از چنگیز و تیمور گرفته تا سلطانهای عثمانی ، بر پای من بوسه زدند .
5 شنبه - هفتم آبان ماه 1394 - هوشنگ طالع