یادداشت شماره 511   / دروغ در دروغ

  یادداشت شماره 511

دروغ در دروغ

با صدور فرمان 9 ماده‌ای ، گروه‌هایی از مردم باور کردند که پیش از برداشته شدن تحریم‌ها ، دولت یازدهم ، دست به        « اوراق‌کردن » یا به گفته‌ی آقای باراک اوباما « بازکردن آخرین پیچ و مهره‌های » صنایع ملی هسته‌ای ،  نخواهد کرد .

نخست با وجودی که سروصدای اوراق کردن سانتریفوژهای نطنز بلند شد ، به دروغ گفته شد که ما در حال آماده‌سازی وسایل کار هستیم . این در حالی بود که آقای دکتر فریدون عباسی رییس پیشین سازمان انرژی اتمی اعلام کردند که سانتریفوژهای نطنز را وسیله‌ی چند « کارگر ساده » اوراق می‌کنند و در « سوله »ای انبار می‌نمایند . ایشان یادآور شدند که این سامانه‌ها هنگام پیاده‌کردن 30 در صد زیان می‌بینند و سوار کردن دوباره ی این سامانه‌ها نیز متضمن 30 درصد زیان است . بدین سان ، پیاده‌کردن و سوار کردن هر سانتریفوژ در بردارنده‌ی 60 در صد زیان است .

سپس مقام‌های مسئول اعلام کردند که سانتریفوژها های اسقاطی را از نطنز بیرون برده می‌شوند . سرانجام مدیرکل کارگزاری ( آژانس ) بین‌المللی هسته‌ای اعلام کرد که مقا‌های جمهوری اسلامی کار پیاده‌کردن سامانه‌های گریز از مرکز   ( سانتریفوژها ) را در نطنز و فردو آغاز کرده اند . سخنان نماینده‌ی دایمی جمهوری اسلامی در کارگزاری که دیشب از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد ،  این امر را تایید می‌کرد .

راستی را ، مردم باید « ‌قشم ... »‌ را باور کنند یا « دم خروس را » ؟!  مگر نه این است که مردم ما از دیرباز براین باوراند که «‌دروغ‌گو دشمن خداست » . حال تکلیف مردم با دشمنان خدا چیست ؟

شنبه 30 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع 

 

 یادداشت شماره 510  / گفتن و شنیدن این سخنان شرم‌‌‌‌‌آور است

  یادداشت شماره 510

گفتن و شنیدن این سخنان شرم‌‌‌‌‌آور است
به دنبال « هارت‌ و پورت »‌های ظاهری مقامات جمهوری اسلامی در باره‌ی فاجعه‌ی « منا » که بر اثر آن چند صدتن از هم‌میهنان ایرانی به دست انسان‌نمایان سعودی به قتل رسیدند ، رفته رفته با کم‌رنگ کردن این جنایت آشکار در دستگاه های ارتباط جمعی که کمابیش همه‌ی آن ها در اختیار دولت قرار دارد ، مراحل نهایی « ماست‌ مالی » کردن آن از سوی دولت جمهوری اسلامی در حال انجام است . این که گفته‌شد « چند صد تن » برای آن است که مقام‌‌‌های مسئول در هیچ زمینه‌ ای آمار درست در اختیار مردم قرار نمی‌دهند و کوشش می‌کنند تا همه چیز را از چشم مردم یا صاحبان اصلی کشور پنهان نگاه‌ دارند و در این مورد نیز هنوز رقم درست معلوم نیست .
دولت جمهوری اسلامی ، هیچ اقدامی در زمینه‌ی پیگرد آمران و عاملان این جنایت آشکار در سطح جهانی و حتا در سطح منطقه‌ ای و ملی به عمل نیاورده است و مساله‌ی « خون چند صد تن » ایرانی را مانند مساله‌ی جان چند صدتن سرنشینان هواپیمای ایران‌ ایر که از سوی حکومت آمریکا بر فراز خلیج فارس هدف موشک قرار گرفت ، قرار است به دست فراموشی سپرده شود !؟ به دنبال این جنایت آشکار برای « سرکوفت » و « تحقیر » بیش‌تر ، فرمانده‌ی ناو آمریکایی که قاتل چند صدتن از ایرانیان بود ، به دریافت نشان « جنگی » از سوی کاخ سقید نایل آمد و مقامات به « گل‌ریزان » بسنده کردند .
برای ماست‌ مالی کردن نهایی مساله‌ی فاجعه‌ی منا ، حجت‌الاسلام قاضی‌عسکر نماینده‌ی ولی‌ فقیه در امور حج و زیارت در باره ربوده شدن چند تن از جمله آقای رکن‌آبادی می‌گوید : « تصور می‌کنم با آزمایش ها ، ‌مساله کاملا شفاف می‌شود . به دلیل این که در صحنه‌ای که ما دیدیم ، مسایلی از جمله ربایش آقای رکن‌آبادی و این‌گونه موضوعات نبود . بنا براین بهتر است به این مساله پرداخته نشود » .
 این ضد و نقیض‌گویی برای چیست ، « با آزمایش » چه چیزی قرار است « به طور کامل شفاف شود » ؟ و شما چه دیده‌اید که که از چشم مردم پنهان می‌کنید ؟ چرا نباید به این موضوعات پرداخته شود ؟!
سپس ایشان بدون کوچک‌ترین اظهاری در باره‌ی پیگرد آمران و عاملان این جنایت فجیع ، به راحتی از خون صدها ایرانی می‌گذرد و مساله‌ی «‌ پول‌خون » یا « دیه » را به میان‌ می‌کشد و می‌گوید : تصور نمی‌کنم سعودی‌ها با پرداخت دیه مشکلی داشته باشند » . در این مورد هم حجت‌الاسلام و المسلمین مطمئن نیستند و « تصور » می‌کنند ؟!
باید از حجت‌الاسلام و المسلمین بپرسم که  آیا به نظر شما قتل‌عمد یک ایرانی در سرزمین بیگانه و به دست بیگانگان ، با پول خریدنی است که تازه شما « تصور‌‌ میکنید » ؟!
هنگامی که دولت جمهوری اسلامی ، ارزشی  برای جان انسان ایرانی قایل نیست و نوزادن این ملت به 100 هزارتومان خرید و فروش می‌شوند ،‌ چرا دیگران برای جان ایرانیان ، ارزش قایل شوند . از رییس جمهور می‌پرسم : آیا رییس جمهور فرانسه در باره‌ی فاجعه‌ی منا با شما اظهار هم‌دردی کرد که شما این‌همه انفجار‌های تروریستی در افغانستان ، عراق ، سوریه ، لبنان و ... را فراموش کردید و درباره‌ی حمله‌های تروریستی پاریس که مسئول اصلی آن دولت فرانسه و هم‌پیمانان غربی آن دولت بوده و هستند ، به هزینه‌ی ملت ایران به وی تلفن می‌کنید و ابراز هم‌دردی می‌نمایید ؟
شان ملت ایران به عنوان کهن‌ترین ملت جهان بسیار بالاست و شما توان پاسداری از شان ملت بزرگ ایران را ندارید .
 
پنج‌شنبه 28 آبان‌ماه 1394 ـ هوشنگ طالع 
 
 

یادداشت شماره 509 / فرزند‌کشی

یادداشت شماره 509

فرزند‌کشی

سران گروه 20 که بیشینه‌ی آنان از سازندگان ، کاربران و بهره‌برداران سازمان تروریستی « داعش » ، النصره و دیگر سازمان‌های تروریستی دست‌اندرکار ویرانی و کشتار ، به ویژه در سوریه و عراق هستند ، در نشست اخیر خود اعلام کردند که در پی مبارزه‌ی جدی با داعش و خشکاندن منابع مالی این گروه می‌باشند  ؛ در حالی‌که به نوشته بانو هیلاری کلینتون وزیر پیشین امورخارجه‌ی آمریکا و نامزد پیشتاز حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آینده ، آمریکا خالق داعش برای افکندن حکومت قانونی سوریه و بشار اسد رییس جمهور منتخب این کشور می‌باشد . عکس‌های سناتور مک‌کین با سران داعش و مدارک انکار ناپذیر دیگر ، جایی برای دودلی باقی نمی‌گذارد .

حکومت آمریکا ، تروریست‌های داعش ، النصره و دیگر گروه‌های تروریستی را در پایگاه‌های نظامی خود در اردن و ترکیه آموزش داده است و بسیاری از تروریست‌ها نیز زیر نظر چاکران منطقه‌‌‌‌‌‌‌ای آمریکا یعنی ترکیه و عربستان آموزش دیده‌اند . تروریست‌ها از سوی آمریکا و ناتو مسلح شده‌اند که البته بخش بزرگی از پول جنگ‌افزارهای  داده شده به داعش ، النصره و دیگر گروه‌های تروریستی را عربستان سعودی ، قطر و امارات پرداخته‌اند . در این زمینه شیخ‌های کویت و بحرین نیز همباز بوده‌‌اند .

داعش در مناطق زیر یوغ خود در عراق و سوریه ، نفت استخراج می‌کند و با تخفیف بسیار و زیر بهای جهانی  به حزب حاکم ترکیه ( اردوغان ـ داود اوغلو ) می‌فروشد . حزب عدالت و توسعه ، بخشی از این نفت‌ها را به بهای جهانی به حکومت ترکیه ( اردوغان ـ اوغلو ) می‌فروشد و بقیه را به شرکت‌ها و کشورهای دیگر . پول‌های کثیف و آلوده به خون به دست آمده از این « بازرگانی جنایت و خباثت » منبع اصلی هزینه‌های پنهان و آشکار حزب عدالت و توسعه ( اردوغان ـ اوغلو ) برای برپایی حکومت « نوعثمانی » و پراکندن افکار تجزیه‌طلبانه در کشورهای همسایه از جمله ایران می‌باشد .

قصر ساخته شده در آنکارا از سوی اردوغان ـ اوغلو که هزینه‌ی آن هم‌راه  با آرایه‌ها ( مبلمان و تجهیزات ) بیش از 800 میلیون دلار بر آورد می‌‌گردد ،‌ از محل فروش نفت‌های غارت شده از سوی داعش می‌باشد .

دیگر عضو این گروه یعنی عربستان سعودی بیش‌ترین بار هزینه‌های مالی داعش را به دوش کشیده است و هم‌چنین باورهای حاکم براین حکومت عهد « دایناسور »‌ها ،‌ منبع اصلی الهام این گروه برای جنایت ، آدم‌کشی ، قتل ، غارت و تجاوز به زنان و پسران است .

اما برابر این « رنگ عوض‌کردن »‌ها و به گفته‌ی عبید زاکانی « عابد و زاهد » شدن‌ها ، جهان ملت‌ها یا کشورهای زیر ستم که بیشینه‌ی ملت‌های جهان را تشکیل می‌دهند ، متحد نیستند و ابزاری نیز برای رویارویی در دست ندارد .

 بخش بزرگ این نقیصه و کمبود را دولت یازدهم و برپاکنندگان آن به دوش می‌کشند . دولت یازدهم در نخستین گام ، دبیرخانه‌ی سازمان جنبش عدم تعهد را که بر پایه‌ی تصمیمات اجلاس سران این جنبش در تهران قرار بود مقر آن به صورت دایم در ایران باشد ، تعطیل کرد .

 بدین سان مهم‌ترین ابزار ملت‌های جهان سوم  که پس از گذشت چند دهه از عمر جنبش عدم تعهد ، قرار بود با ایجاد    « دبیرخانه‌ی دایمی » این سازمان از توان نقش آفرینی اثرگذار در پهنه‌ی سیاست جهانی برخوردار گردد ، بی‌اثر گردید و صدای ملت‌های تحت‌ستم به همت والای دولت یازدهم و برقرار کنندگان آن تا آینده‌ی نامعلوم به خاموشی گرایید . جنبش عدم تعهد که با برخورداری از دبیرخانه‌ی دایمی می‌توانست پس از گذشت چند دهه از عمر آن به گونه‌ی یک سازمان اثر‌گذار جهانی در آید و حتا در پاره‌ای موارد با سازمان ملل متحد پهلو بزند ، به دستور دولت یازدهم ، تعطیل شد و به دست فراموشی سپرده شد .

برخی از دیده‌بانان مسایل کشور براین باور اند که به تعطیل کشاندن دبیرخانه‌ی دایمی جنبش عدم تعهد نیز بخشی از تعهدات محرمانه‌ برای رسیدن دولت یازدهم به قدرت می‌باشد ؟!

سه‌شنبه 26 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع   

 

 

یادداشت شماره 508 / قرارداد بین‌المللی ، نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است

یادداشت شماره 508
 
قرارداد بین‌المللی ، نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است
دولت جمهوری اسلامی ، شتاب ویژه‌ای برای « بتون‌ریزی » قلب رآکتور آب‌سنگین اراک یا « ‌قلب تپنده‌ی صنایع هسته‌ای ایران » از خود نشان می‌دهد . بتون‌ریزی قلب رآکتور آب‌سنگین اراک یعنی از هم‌گسیختن آخرین « پیچ و مهره‌های » صنایع هسته‌ای ایران است چیزی که آرزوی اوباما رییس جمهور آمریکاست و به‌دست توانایی دولت یازدهم    ( روحانی ـ ظریف ـ صالحی ) درحال انجام است .
قرارداد « بازطراحی رآکتور اراک » ( بخوان :‌ بتون ریزی قلب صنایع هسته‌ای ایران ) یک قرارداد بین‌المللی است و دولت‌های آمریکا ، روسیه ، چین ، فرانسه ، انگلیس ، آلمان و اتحادیه‌ی اروپا و جمهوری اسلامی امضا کنندگان آن می‌باشند . در حالی‌که  امضای هر قرارداد بین‌المللی از سوی دولت جمهوری اسلامی نیازمند تصویب مجلس شورای اسلامی است .
اصل هفتاد وهفتم قانون جمهوری اسلامی تصریح می‌کند : « عهدنامه‌ها ، مقاوله‌نامه‌ها ، قراردادها و موافقت‌نامه‌های   بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد » .
اصل یکصدو بیست و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌گوید : « امضای عهدنامه‌ها ، مقاوله‌نامه‌ها ، موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‌ها و هم‌چنین امضای پیمان‌ها‌ی مربوط به اتحادیه‌های بین‌المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رییس جمهور و یا نماینده قانونی اوست » .
مگر این که دولت‌مردان جمهوری اسلامی براین باور باشند که رعایت قانون اساسی تنها و تنها وظیفه‌‌ی شهروندان است و دولت‌مردان ، آن چنان که در باره‌ی برجام    ( برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت ایران ) و موارد دیگر دیده شد ، فوق قانون اند ؟!
 
دوشنبه 25 آبان‌ماه 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 507 - حاصل « باد » ، « توفان » است

یادداشت شماره 507
 
حاصل « باد » ، « توفان » است .
رخداد تروریستی پاریس که در آن شهروندان بی‌گناه قربانی سیاست‌های دولت استعمارگر فرانسه شدند ، نمونه‌ی روشن مثلی است که می‌گوید : آنان که باد می‌کارند ، توفان درو می‌کنند .
هنگامی‌که فرانسویان در قالب نظامی و خلبان و تروریست ... ، خانه‌های دیگران را ویران می‌کنند و هزاران هزار تن آنان را به قتل می‌آورند ، با ید در انتظار ویران شدن خانه‌های خود و قتل خود نیز باشند .
آمریکا و اروپا و چاکران آمریکا مانند حکومت عثمانی‌گرای ترکیه و حکومت انسان‌نمایان سعودی ، سرزمین سوریه و عراق را ویران کرده‌اند و صدها هزارتن تروریست را برای کشتار مردمان آموزش داده‌اند  و با دادن جنگ‌افزار ، پول و اطلاعات به این افراد ، در لیبی ، سوریه ، عراق ، افغانستان  حمام خون به راه انداخته‌اند . در نتیجه باید در انتظار « توفان » ‌برخاسته از کاشت « باد » باشند .
آیا هیچ فرانسوی ، برای زنان و کودکان و مردان و جوانان بی‌گناه که با حمایت تسلیحاتی و آموزش نظامی و پول دولت استعماری فرانسه درلیبی ، سوریه و ... به قتل آمدند ،‌گل گذاشتند و شمع روشن کردند ؟
یک‌شنبه 24 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 506 / چشم‌روشنی « پسابرجام » به عاشقان سینه چاک برجام

 
یادداشت شماره 506
چشم‌روشنی « پسابرجام » به عاشقان سینه چاک برجام
از آغاز روی کارآمدن دولت یازدهم ، فعالیت‌های هسته‌ای کشور را برای جلب نظر آمریکا ایستا کردند ؛ تن به ژنوچای ، توافق‌نامه‌ی لوزان دادند و سرانجام برجام     ( برنامه جامع برای اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را به امید واهی و دروغین «‌ پسابرجام »  دستینه کردند .
انتظار کوتاه مدت بود و  اوباما رییس‌جمهور آمریکا در حکمی تحریم ها علیه ایران را یک سال دیگر تمدید کرد .
به دنبال نامه‌ی 47 سناتور که در آن آمده بود که توافق احتمالی هسته‌ای تنها تا پایان دوران ریاست جمهوری اوباما اعتبار خواهد داشت و پس از آن بازنگری می‌شود ، باراک اوبامارییس جمهوری آمریکا تحریم‌های موجود این کشور علیه ملت و مردم ایران را یک سال دیگر تمدید کرد .
اوباما در نامه‌ی خود به کنگره نوشت : اقدامات مشخص و سیاست‌های دولت ایران هم‌چنان تهدیدی غیرعادی و جدی برای امنیت ملی ، سیاست‌خارجی و اقتصاد آمریکاست . از این رو بر پایه‌ی بخش 202 قانون فوریت‌های ملی ، من تحریم های موجود علیه ایران را برای یک سال دیگر تمدید می‌کنم .
برای عاشقان سینه‌چاک برجام ( برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت ایران ) داستان معروف « چوب و پیاز » است .
پنج‌شنبه 21 آبان 1349 ـ هوشنگ طالع
 
 

یادداشت شماره 505  / اقتصاد مقاومتی و بسته‌‌‌ی حمایتی « چینی »

 
یادداشت شماره 505
 
اقتصاد مقاومتی و بسته‌‌‌ی حمایتی « چینی »
رییس‌جمهور اسلامی چندی است که ادعا می‌کند که اقتصاد از « رکود »‌خارج شده است . مشاور ایشان و رییس مناطق آزاد ، اعلام می‌کند که هنوز کشور در « رکود » قرار دارد . چهارتن از وزیران ، نامه به رییس جمهور می‌نویسند و تصریح می‌کنند که کشور از مرحله‌ی رکود ، به مرحله‌ی « بحران » نزدیک می‌‌گردد .
با این تفاصیل و پس از کشمکش‌های بسیار « کوه ، موش می‌زاید » و دولت یازدهم « بسته‌ی حمایتی » را به عنوان داروی معجزه‌آسای برون رفت از « رکود » و جلوگیری از « بحران » تجویز می‌کند و در نتیجه قرار می‌شود با در نظر گرفتن الزامات اقتصاد مقاومتی ، وام کم‌بهره ( 16 و 12 درصد ) درقالب کارت اعتباری 10 میلیون تومانی برای خرید کالاهای با دوام ( لوازم خانگی ) و نیز وام 25 میلیون تومانی برای خرید خودروهای ایرانی در نظر گرفته شود .
اما این بسته‌ی حمایتی که به اصطلاح در راستای « اقتصاد مقاومتی » طراحی شده بود ، پیش از اجرا تغییر مسیر داد و اعلام شد که وام 25 میلیون تومانی خودرو ، خودروها ساخت کشور چین را نیز در بر می‌گیرد . از سوی دیگر گفته می‌شود ، بسیاری از لوازم خانگی چینی که قاچاق یا ( نیمه قاچاق از راه مناطق آزاد ) وارد کشور می‌شوند ، دارای نشان ساخت ایران می‌باشند .
ورود خودروی چینی و نیز وسایل خانگی ساخت این کشور به « ‌بسته‌ی حمایتی ) از آن جا سرچشمه می‌گیرد که دولت بابت فروش نفت میلیاردها دلار از چین ( هم چنین دیگر کشورها ) طلب‌کار است . چینی‌ها و دیگر بدهکاران ، به بهانه‌ی         « تحریم » به جای پول ، کالا تحویل می‌دهد . یکی از راه‌های رسیدن دولت به پول نفت ، واردات خودرو از چین و قرار دادن آن در قالب بسته‌ی حمایتی است ؟!
 
چهارشنبه 20 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع 
 
 

یادداشت شماره 504 / شگفتی‌های چندگانه برجام

یادداشت شماره 504
 
                                                            شگفتی‌های چندگانه برجام
( برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران )
* رفیق پوتین در گپی خودمانی در سوچی با لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی ، عقده‌ی دل را گشود و گفت : آمریکا در باره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران ، ما را فریب داد .
* آقای محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه‌ی اسلامی پس از دوسال مذاکره با     1 + 5 و پذیرش قرارداد ژنو (ترکمان‌چای ژنو ) ، خواندن قرارداد لوزان با « ‌صوت جلی » و سپس دستینه‌کردن قرارداد « برجام » یا (برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) مدعی می‌شوند که در متن برجام در باره‌ی تحریم‌ها واژه‌ی « تعلیق » (suspend ) وجود ندارد و بادیدن این واژه در قراردادی که ایشان ( البته با حفظ همه‌ی خطوط قرمز نظام ) هم‌راه با معاونشان آقای عراق‌چی دستینه کرده بودند و با رضایت کامل دولت جمهوری اسلامی به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد رسانیده بودند ، می‌گویند « من ندیده بودم »
البته دیگران هم نمی بایست می‌دیدند .
  *در جلسه‌ی علنی مجلس شورای اسلامی ، گزارش کمیسیون برجام کنار گذاره شد و جای آن را طرح یک فوریتی گرفت . « وندی شرمن » گفت‌وگوگر ارشد آمریکا درمذاکرات هسته‌ای اعلام کرد : طرح یک فوریتی مجلس ایران ، نیاز آمریکا را برآورد می‌کند .
 *در جریان تصویب طرح یک فوریتی ( اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام) برخلاف صریح اصل نود و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ،‌ اعضای شورای نگهبان در جلسه‌ی علنی حضور نداشتند و در نتیجه بر خلاف این اصل ، نظر خود را در جلسه ابراز نکردند .
 *در جریان رسیدگی به طرح یک فوریتی ، برخی نمایندگان در صحن علنی مجلس شورای اسلامی اعلام کردند : همه بدانند این طرح ، طرح مجلس نیست ؛ طرح لاریجانی ، شمخانی و حجازی است .
*  ثبت رکورد جهانی در باره‌ی کوتاه ترین زمان تصویب جزییات طرح قانونی به مدت تنها « بیست دقیقه »  به نام آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی .
 *با این وجود ، آقای لاریجانی پس از تایید غیرقانونی این طرح ، اعلام فرمودند : « کشور با چشم باز این مسیر را انتخاب کرده است » .   
دوشنبه 18 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع
 
 

   یادداشت شماره 503 / چشمان بیدار پهلوان

یادداشت شماره 502 / « خط قرمز » برای هر آب و هوا

 

یادداشت شماره 502

« خط قرمز » برای هر آب و هوا

با وجود فرمان 9 ماده‌ای و بدون گرفتن تضمین از آمریکا در زمینه‌ی لغو تحریم‌ها به عنوان پیش‌شرط اجرای برجام  ، دولت یازدهم به عملیات یک‌جانبه برای اجرای « برجام » ( برنامه اقدام مشترک برای به بند کشیدن و اسارت ملت و مردم ایران )‌ شتاب می‌بخشد ؛ البته با در نظر گرفتن « خط قرمز ها» .

 جالب این‌جاست که این « خط‌های قرمز » به گونه‌ای طراحی شده اند که می‌توانند خود را با هر شرایطی وفق دهند و یا به گفته‌ی دیگر قابلیت کاربرد در هر شرایط « آب و هوایی » را دارا می‌باشند .

با حفظ « خطوط قرمز » دستور برچیدن سامانه‌های گریز از مرکز ( سانتریفوژهای ) نطنز به مورد اجرا در می‌اید . رییس سازمان انرژی اتمی برای آماده سازی « بتون‌ریزی » قلب رآکتور اراک به چین می‌رود و در برنامه‌ریزی‌ها برای این         « ‌پیروزی بزرگ » پیش بینی شده است که آمریکایی‌ها نیز در « ‌جشن بتون‌ریزی » در کنار مقام های چینی و سازمان انرژی هسته‌ای جمهوری اسلامی ، به رقص ( ببخشید : حرکات‌ موزون ) و پای‌کوبی به پردازند .

در اقدام دیگری ( البته با حفظ خط‌های قرمز » ) مقام های کارگزاری ( آژانس ) بین‌المللی از « ته‌مانده‌ی » دانشمندان هسته‌ای  به صورت نوشتاری و با واسطه‌گری مقام‌های سازمان انرژی هسته ای ، بازجویی به عمل آوردند و نیز فیلم‌برداران خارجی در راستای خواست آژانس ، از تاسیسات هسته‌ای به سبک هالیود ، فیلم برداری کردند .

دست‌آخر هم رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح اعلام کرد که ما محدودیت های برجام ( برنامه‌ی جامع اقدام مشترک برای اسارت و به بند کشیدن ملت و مردم ایران ) را در باره برد 2000 کیلومتری موشک‌ها و ... رعایت می‌کنیم .

این پیروزی‌ها با شکست کامل آمریکا روبروست :  پرونده‌ی آزمایش موشک دوربرد ایران در شورای امنیت در دست بررسی است و دولت جنایت‌کار آمریکا که از عقب‌نشینی های آشکار جمهوری اسلامی بیش از پیش دلیر شده است ، اعلام می‌دارد که ما هم‌چنان همه‌گزینه‌ها را روی میز داریم  و ساخت « بمب‌های سنگر شکن » برای نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران  را پی می‌گیریم و تحریم‌ها هم اگر برداشته شوند ، به آسانی بازگشت‌پذیراند .

شنبه 16 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع 

 

 یادداشت شماره 501  / آمارسازی  با « رمل » و « جفر »

 
یادداشت شماره 501
 
آمارسازی  با « رمل » و « جفر »
مرکز آمار ایران که از یک سو ادعاهایش گوش فلک را کر می‌کند و از سوی دیگر چون « طبل غازی میان تهی » اما پر سروصداست ،‌ دو روز پیش نرخ رشد اقتصادی کشور را در شش‌ماهه‌ی نخست امسال یک در صد اعلام کرد . این در حالی است که هنوز نرخ رشد سال گذشته از سوی این مرکز اعلام نشده است . مرکز آمار ایران پس از انتشار نرخ رشد سال 1392 در امردادماه 1393  آمار دیگری در باره‌ی حساب‌های ملی و نرخ رشد تولید ناویژه‌ی داخلی منتشر نکرده است . این بدان معناست که مرکز آمار ایران تولید ناویژه‌ی داخلی سال گذشته را محاسبه نکرده است .
 پرسش اساسی این جاست که در این صورت ، مرکز آمار ایران نرخ رشد تولید ناویژه‌ی داخلی شش ماهه‌ی امسال را با چه پایه‌ای سنجیده و به رقم یک در صد رسیده است . باید به یاد داشته باشیم که نرخ های رشد ( مثبت یا منفی ) بر پایه‌ی مدت مشابه پیشین ‌سنجیده می‌شوند .
بسیاری از دیده‌بانان مسایل اقتصادی کشور براین باوراند که این گونه رقم‌سازی‌ها و انتشار آمار بی‌پایه ، ته‌مانده‌ی اعتماد مردم ، کارشناسان اقتصادی مستقل و سازمان‌های جهانی را به صداقت دولت و گفته‌های مسئولان که بر پایه‌ی این‌گونه آمار جعلی و ساخته شده قرار دارند ، از میان می‌برد .
اما چه باک ، هنگامی که می‌توان منتقدان را  « بی‌سواد » و « کم‌سواد » ‌نامید ، آنان را به « جهنم » حواله کرد و حتا در صورت لزوم ، با زدن انگ « تشویش افکار عمومی » آنان را از میدان بدر کرد ، پس با توسل به « ‌رمل » و « ‌جفر‌ » نیز می‌توان آمار درست کرد و به راحتی صورت مسایل را به « دل‌خواه » پاک کرد .
 بسیاری از دیده‌بانان مسایل اقتصادی براین باور اند که مرکز آمار برخلاف طبیعت « خرس‌های قطبی » که به خواب شش‌ماهه می‌روند ، در خواب یک‌ساله فرو رفته است؛ البته هرچه این خواب دراز‌تر شود ، بدون دودلی برای کشور مفیدتر خواهد بود و زیان کم‌تری از محل این گونه آمارسازی‌ها به کشور وارد خواهد شد .
از سوی‌دیگر بر پایه روش‌های شناخته شده ، نرخ رشد تولید نا ویژه‌ی داخلی به صورت فصلی اعلام می‌شود و انتشار شش‌ماه‌ی آن پس از یک وقفه‌ی بیش از یک سال نیز باید از اثرات فراگیری بهتر علوم «‌ رمل و جفر » از سوی رییس و کارشناسان این مرکز باشد .
اما چه نیکوست که دولت این مرکز را که بازدهی آن چیزی جز صرف بودجه نیست ، منحل کند و بودجه و امکانات اداری آن را به جمع‌آوری ، نگه‌داری و درمان معتادان که به صورت یک معضل اجتماعی در آمده است ، تخصیص دهد .

چهارشنبه 13 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع

 

   یادداشت شماره 500 / هنوز مرکب « فرمان » خشک نشده است

یادداشت شماره 499 چراها‌ی بسیار در باره‌ی فاجعه‌ی « منا »

یادداشت شماره 499
چراها‌ی بسیار در باره‌ی فاجعه‌ی « منا »
فاجعه‌ی منا ، با اخطار جدی سعودی‌ها در تجاوز به دو نوجوان در فرودگاه جده از سوی پلیس سعودی با فتوای مفتی سعودی ، قابل پیش‌بینی بود ؛ اما این اخطار جدی گرفته نشد و یا کسانی در داخل اجازه ندادند که جدی گرفته شود که امروز بیش‌تر این فرض مطرح است !
در آغاز در داخل کوشیدند تا ابعاد فاجعه‌ی منا را کاهش دهند ؛ اما دیگر این مساله امروز قابل سرپوش گذاردن نیست ، زیرا افزون بر از دست رفتن جان بسیاری از هم میهنان ، بسیاری از اطلاعات حساس و محرمانه نیز به دست « خصم » افتاده است .
پرسش های اساسی در این زمینه عبارتند از :
1 ـ پی‌گیری جنایت فرودگاه جده به کجا رسید و باید باور کنیم که این همه سخن گفتن از « غیرت » تنها شعار است و پوچ و بیهوده ؟
2 - با وجودی که در گذشته انسان‌نمایان سعودی تلاش کرده بودند که آقای مرتضی رکن‌ابادی را ترور کنند ،‌چه کسانی وی را به « دامگاه » سعودی‌ها فرستادند ؟ و چرا از رفتن ایشان ، جلوگیری به عمل نیامد ؟
3 ـ آیا کسانی در داخل به این وسیله در پی ایجاد درگیری نظامی با عربستان سعودی بودند ؟
4 ـ افزون بر آقای رکن‌آبادی ، کسان دیگری نیز در زمره‌ی ناپدید شدگان قرار دارند که دارای اطلاعات حساس و محرمانه بوده اند . چه کسانی اینان را به « دامگاه » سعودی ها فرستادند و چرا از رفتن اینان جلوگیری نشد ؟
5 ـ چرا مجلس شورای اسلامی و نمایندگانی که کسانی در حوزه‌ی انتخابیه‌ی آنان در منا به قتل رسیده اند ، هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهند ؟
و بسیاری چراهای دیگر که پاسخی برای آن‌ها نخواهد بود .  چیزی که در این‌جا ارزش ندارد « جان انسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها » می‌باشد ؛ اما مساله فراتر از جان انسان هاست و با امنیت ملی کشور و « ژرفای نفوذ » ارتباط دارد !
 
دوشنبه 11 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع  
 
 

یادداشت شماره 498 / قول و قرارهای شفاهی برجام

یادداشت شماره 498

قول و قرارهای شفاهی برجام
هر روز که می‌گذرد بیش‌تر آشکار می‌شود که برجام افزون بر پیوست‌های محرمانه که می‌بایست از چشم ملت و مردم ایران پوشیده بماند ، دارای قول و قرارهای شفاهی با تک‌تک 1 + 5 نیز هست . بر پایه‌ی این قول و قرارها ، هر یک از این چپاول‌گران بین‌المللی ، سهم‌خواهی می‌کنند و به راحتی « سهم‌گیری » می‌کنند . انگلیسی‌ها ، لانه‌ی خیانت و فساد خود را در تهران بازگشایی ‌می‌کنند ، فرانسویان که در جریان مذاکرات هسته‌ای بیش‌ترین سنگ‌اندازی‌ها را کردند و آشکارا ملت و مردم ایران را مورد توهین قرار دادند ،  معلوم می‌شود که قرار است سهم بیش‌تری هم نصیبشان شود . شرکت پژو ـ سیتروئن ، با وجود آن خیانت‌ها و کارشکنی‌ها ، با یک تهدید که در صورت کنار گذارده شدن از بازار ایران ، علیه مقام‌های ایرانی افشاگری خواهد کرد ، دو باره فاتحانه وارد بازار ایران شد و سهم خود را از برجام گرفت . در این میان از آن جا که دادستان سخت سرگرم محاکمه‌ی به اصطلاح « میلیارد نفتی »‌ است ، وقت نکرد به ادعای شرکت پژو ـ سیتروئن در باره‌ی مقام‌های جمهوری اسلامی رسیدگی کند .
و هم‌چنین گویا قرار شده است که بخش عمده‌ای از بازار چند میلیارد دلاری لوازم آرایشی کشور نیز در اختیار فرانسویان قرار گیرد .
البته این هنوز آغاز کار است . هر روز که می‌گذرد ، برکات برجام     (‌ برنامه جامع برای اقدام مشترک در راستای به بند کشیدن و اسارت سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی ملت و مردم ایران ) بیش‌تر روشن می‌گردد .
باش تا صبح دولتت بدمد / کاین هنوز از نتایج سحر است
 

یک‌شنبه 10 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع

 

 یادداشت شماره 497  /به انگیزه‌ی هفتم آبان‌ماه « روز جهانی کورش بزرگ »

 
یادداشت شماره 497
 
به انگیزه‌ی هفتم آبان‌ماه « روز جهانی کورش بزرگ »
منشور ایزدی کورش بزرک و منشور ابلیسی جورج بوش
 
کورش بزرگ شاهنشاه ایران به نمایندگی از سوی ملت ایران
538 پیش از میلاد مسیح / 1159 پیش از هجرت پیامبر
( سرزمین میان رودان / عراق امروزین )
 
... مردم از خدای بزگ می‌خواستند که به وضع همه‌ی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه‌شان به سوی ویرانی می‌رفت ، توجه کند ...
[ خدای بزرگ ] ‌به دنبال فرمان‌روایی دادگر در سراسر همه‌ی کشورها ، به جست‌وجو پرداخت  ؛ به جست ‌وجوی شاهی خوب که او را یاری دهد .
آن گاه او نام کورش پادشاه انشان را برخواند [ و ] از او به نام پادشاه جهان یاد کرد ...
از این رو ، او کورش [‌شاهنشاه ایران / ‌ملت ایران ] را بر انگیخت تا راه بابل در پیش گیرد . در حالی که خود ، چونان یاوری راستین ، دوشادوش او گام بر می‌داشت  ...
[ کورش می‌گوید : ] آن گاه ، بدون جنگ و خو‌ن‌ریزی وارد بابل شدم  ؛
همه‌ی مردمان ، گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند ... و بر من بوسه زدند ...
ارتش بزرگ من [ ما ملت ایران ] به آرامی وارد بابل شد . نگذاردم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید ...
من [ ما ملت ایران ] برده‌داری را برافکندم [ بر افکندیم ] ...
فرمان دادم ، هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند ...
فرمان دادم همه‌ی نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بودند ، بگشایند ...
همه‌ی مردمانی را که پراکنده شده و آواره شده بودند ، به جای‌گاه خود باز گرداندم . خانه‌های ویران آنان را آباد کردم ...
... من [ ما ملت ایران ] برای همه‌ی مردم ، جامعه‌ای آرام ساختم و صلح و آرامش را به همه‌ی مردم ارزانی داشتم ...
 
جورج بوش رییس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا
2002 میلادی / 1381 خورشیدی
( سرزمین میان‌رودان / عراق امروزین )
[ 2540 بعد ] « مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همه‌ی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه‌شان رو به ویرانی می رفت ، توجه کند »    
« خدای بزرگ به دنبال فرمان‌روایی دادگر در سراسر همه‌ی کشورها ، به جست‌وجو پرداخت . به جست‌وجوی شاهی خوب که او را یاری دهد » ؛ اما نیافت  ...
آن‌گاه ابلیس ، نام جورج بوش رییس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا را برخواند و از او به نام یاور ابلیس در جهان یاد کرد .
از این رو ، او جورج بوش رییس ایالات متحده‌ی آمریکا [ مردم آمریکا ] را بر انگیخت تا راه بغداد  [ بابل ] را در پیش‌گیرد « در حالی که خود ، چونان یاوری راستین دوشادوش او ، گام برمی‌داشت»...
[ جورج بوش گوید :] آن‌گاه ، من بر سراسر سرزمین عراق « فرش بمب »‌ گستردم . از زمین و دریا و آسمان ، خانه و کاشانه‌ی مردمان را به زیر آتش گرفتم . سرزمین عراق و مردم عراق را با گلوله‌های هسته‌ای‌ضعیف شده ، در هم کوبیدم .
« ارتش بزرگ من »‌ در میان دریایی از آتش و خون ، ویرانی و مرگ ، وارد سرزمین میان‌رودان شد . چندان رنج و آزار « به مردم این شهر و این سرزمین ، وارد » آوردم که در درازای تاریخ ،‌ مانند نداشت ...
من ، برده داری نوینی در این سرزمین برقرار کردم
فرمان دادم که « اهالی شهر را از هستی »‌ ساقط کنند ...
فرمان دادم که نیایش‌گاه‌ها را ویران و گنجینه‌هایشان را غارت کنند ...
« همه‌ی مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند » آواره‌تر و پراکنده‌تر کردم . « ‌خانه‌های ویران آنان » را ویران‌تر کردم .
« من ، برای همه‌ی مردم » جامعه‌‌ای پر از کشت و کشتار و قتل و غارت ساختم و نا امنی و فساد و فحشا را «  به همه‌ی مردم ارزانی داشتم » ...
من [ ما مردم آمریکا ] چنان کردم [‌ کردیم ] که خون‌خواران بزرگ تاریخ از چنگیز و تیمور گرفته تا سلطان‌های عثمانی ، بر پای من بوسه زدند .   
5 شنبه - هفتم آبان ماه 1394 - هوشنگ طالع
 
 
 

یادداشت شماره  496  /  فریب  و « فریب‌خورده »

 

یادداشت شماره     496


فریب  و « فریب‌خورده »

ولادیمیر پوتین ، در دیدار با رییس مجلس شورای اسلامی عنوان کرد که در مساله‌ی هسته‌ای ایران ، فریب آمریکا را خورده است  از یاد نبریم که روسیان ، دست‌کم با هشت قطع‌نامه‌ی ارائه شده از سوی غرب ( آمریکا و چاکران ) در شورای امنیت در راستای تحریم‌های ظالمانه علیه ملت و مردم ایران موافقت کرد و پاداش آن را نیز در اوکراین دریافت نمود . سعدی‌شیراز می‌‌فرماید :

« تو نیکی می‌کن و در دجله انداز /  که ایزد در بیابانت دهد باز »

روسیان از دوران تجاوز نظامی به ایران در سال 1803 میلادی ( 1182 خورشیدی )  در هم‌کاری تنگاتنگ با انگلیسیان ، دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمان‌چای را به ملت و مردم ایران تحمیل کردند . البته هم‌کاری روسیه و فرانسه نیز در این میان نقش‌‌‌‌‌آفرین بود .

در مساله‌ی هرات تا دم دروازه‌های این شهر ، محمدشاه را کشاندند و سپس پشت وی را خالی کردند و در نتیجه‌ی این خیانت ، همه‌ی سرزمین افغانستان کنونی از پیکر ایران جدا شد . سپس در تحمیل مقاوله‌نامه‌های اسلامبول و تهران در هم‌کاری تنگاتنگ با دولت بریتانیا ، استان‌های سلیمانیه و خانقین را از ایران جدا کردند .

در سال 1907 دولت های روسیه و دولت بریتانیا  ، ایران را به سه منطقه‌ی نفوذ بخش کردند و در نتیجه ،حوزه‌ی نفوذ دولت ایران به تهران و کویرهای اطراف آن محدود گردید . سپس در قرارداد  محرمانه با انگلیس در دوران جنگ یکم جهانی ، منطقه نفوذ دولت مرکزی نیز به منطقه‌ی تحت سلطه‌ی بریتانیا پیوست و قرار شد در برابر روسیان سرزمین های اشغالی در قلمرو عثمانی را به خاک خود بپیوندد .

بامداد سوم شهریورماه روسیه در اتحاد با بریتانیا و آمریکا ، ‌ایران را مورد تجاوز نظامی قرارداد و پس از اشغال ایران ، کوشید تا با یاری بریتانیا ، قرارداد 1907 دو باره زنده کند . سپس با ایجاد غائله‌های آذربایجان و مهاباد ، کوشید تا آذربایجان و نیر شهرستان مهاباد را از ایران تجزیه کند .

در مبازره‌ی شکوهمند ملت و مردم ایران برای ملی‌کردن صنایع نفت در سرتاسر کشور ، هم‌پای بریتانیا و آمریکا از هیچ کارشکنی دریغ نکرد و سرانجام نیز در کودتای 28 امرداد با هم‌گامی حزب توده با کودتا‌گران در راستای ترساندن مردم از سلطه‌ی بلشویک‌ها بر ایران ، نقش‌آفرینی کرد و به پاداش این هم‌کاری ، دولت کودتا شهرستان فیروزه را به روسیان واگذار کرد .

هم‌چنین در تجاوز عراق علیه ایران ، دوش به دوش آمریکا و انگلیس از هیچ دشمنی علیه ملت و مردم ایران فرو گذار نکرد و جنگ‌افزار و به ویژه موشک‌های روسی ، در کشتار ایرانیان و تخریب سرزمین ایرانیان ، نقش اساسی داشت .

البته بر پایه‌ی گفته‌ی پوتین به لاریجانی ، باید پذیرفت که در همه‌ی این سالیان و همه‌ی این رخدادهای خونین و فاجعه‌آفرین  ، روسیان ، فریب غرب را خورده اند .

آیا تضمین‌های لازم را از روسیان گرفته‌اید که در کارزار سوریه ، دوباره پوتین فریب آمریکا را نخورد و ملت و مردم ایران را به آمریکا نفروشد ؟! این بار می‌تواند تمامیت ارضی ایران مورد مخاطره قرار گیرد و به گفته‌ی مردم کوچه و بازار « این توبمیری ، از آن تو بمیر‌ی‌ها نیست » .

سه‌شنبه 5 آبان‌ماه 1394 ـ  هوشنگ طالع   

یادداشت شماره 495  /« خام » هستید یا مردم را « خام »‌ تصور کرده اید ؟!

یادداشت شماره 495
 
« خام » هستید یا مردم را « خام »‌ تصور کرده اید ؟!
پخش سخنان ولادیمیر پوتین از سوی آقای لاریجانی که در مساله‌ی هسته‌ای ایران ، روسیه فریب آمریکایی‌ها را خورده است ، نشان از « خام‌پنداری » باورمندان به این سخنان است .
ولادیمیر پوتین در دستگاه اطلاعاتی شوروی ( ک گ ب ) تربیت شده ، رشد کرده و سپس از همین طریق به مقام ریاست جمهوری رسیده است . با جابجا کردن موقعیتش با « جفت تمرینی‌اش » پس از دو دوره ریاست‌جمهوری ، دوباره توانست زمام قدرت را در این کشور به دست گیرد و ...
این مرد با این خصوصیات ، تنها کسی است که توانست پس از جنگ دوم جهانی ، در « بده ـ بستان » با غرب که بخش بزرگ این بده ـ بستان ،  با « برگ ایران » انجام شد ، قسمتی از خاک کشور دیگری را ضمیمه‌ی خاک کشورش کند و روسیه را از یک بازی‌گر دست چندم در صحنه‌ی بین المللی به بازی‌گر طراز یکم جهانی بدل نماید .
این مرد با این خصوصیات ، آن قدر « طرف » را ساده‌لوح  می‌انگارد که به اصطلاح با وی « درددل » می‌کند و ضمن درددل ، مدعی می‌شود که در مساله‌ی هسته‌ای ایران « ‌فریب آمریکا » را خورده است ؟! در حالی که در فراگشت « فریب » ،‌ روسیان در ایران سرگرم ساخت نیروگاه هسته‌ای بودند و به خوبی از فعالیت‌هاای هسته‌ای ایران ، آگاه بودند .
گفتن این دروغ  ، خیلی « بی‌حیایی » می‌خواهد ؛ اما باور کردن آن بیش از اندازه « ساده‌لوحی » می‌طلبد و باوراندن آن به ملت و مردم ایران ، یک دنیا « بی‌خردی » .
روسیان ، با مشارکت موثر و همه‌جانبه با غربیان ( آمریکا + چاکران ) در طرح سد کردن راه ایران برای دست‌یابی به         « جنگ‌افزار موثر بازدارنده » برای سال‌های پیش‌رو ، کشور را از یک بازی‌گر عمده‌ی جهانی به یک بازی‌گر دست‌چندم ، بدون  داشتن « جنگ‌افزار موثر بازدارنده »  بدل کردند تا در هر حال ، نیازمند حمایت روسیه به عنوان یک قدرت هسته‌ای باشد .
پرسش این‌جاست که این مسایل را درک نمی‌کنید و یا خود را به « درک نکردن » زده اید . در هر حال « درک اندک » یا « درک نادرست » آینده‌ی تاریکی برابر ملت و مردم ایران قرار می‌دهد .
 
دوشنبه 4 آبان 1394 ـ هوشنگ طالع  
 
 

یادداشت شماره 494  / پوتین : فریب آمریکا را خوردیم ؟!

یادداشت شماره 494
 
پوتین : فریب آمریکا را خوردیم ؟!
ولادیمیر پوتین رییس جمهور فدراسیون روسیه در دیدار با آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی و دارنده‌ی رکورد جهانی در رشته‌ی « تصویب غیرقانونی » ، برای فرافکنی درباره‌ی زشت‌کاری حکومتش در زمینه‌ی هم‌گامی و هم‌راهی با غرب ( آمریکا + چاکران ) در راستای تحمیل تحریم‌های بیدادگرانه علیه ملت و مردم ایران و « وتو » نکردن قطع‌نامه‌های غرب ‌علیه ملت و مردم ایران ، گفت :‌ « آمریکا تلاش می‌کرد جهانیان را در باره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران فریب دهد و آن را تهدیدی برای امنیت جهان معرفی کند [ و ] ‌ما فریب خوردیم » .
« فریب خورده » افزود : هیچ تهدید هسته‌ای ، بدان‌گونه که به ما ‌می‌گفتند از جانب ایران و جود نداشت و ندارد و واشنگتن ، روسیه و همه‌ی کشورها را در این باره فریب داده است و «‌ تلاش‌های منظمی برای منحرف کردن ما ، همه‌ی جهان و یا به سخن ساده ، فریب ما وجود داشت » .
پرسش شماره‌ی یک : چه تضمینی وجود دارد که دوباره آمریکا پوتین را فریب ندهد ؟ آیا تضمین‌های لازم را از « خصم » برای هم‌کاری گرفته اید ؟ آیا تضمین کافی گرفته‌اید که روسیان ، دوباره ملت و مردم ایران و استقلال و امنیت کشور ما را با غرب معامله نخواهد کرد ؟ و صدها پرسش‌ دیگر در همین راستا !
پرسش شماره‌ی دو : شما چرا فریب خوردید و در عرض 20 دقیقه ( برخلاف آیین‌نامه‌ی داخلی مجلس و بر خلاف اصل نود و هفتم قانون اساسی و اصل‌های دیگر ناظر برحقوق مجلس شورای اسلامی در باره‌ی قراردادها ، مقاوله‌نامه ها و ... با دولت های دیگر ، « برجام » ( برنامه‌ی ‌جامع اقدام مشترک برای به بندکشیدن و اسارت ملت و مردم ایران ) را به گونه‌ی « غیرقانونی » به تصویب رسانیدید ؟!
یک‌شنبه 3 آبان‌ماه 1394 ـ هوشنگ طالع